عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیم
عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان
ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیم

با تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانم
ای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزان

کوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریا
عاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیا

سیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکان
وصل در عین جدایی زندگی با جان جان
..زندگی با جان جان

عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان
چون که باشد پای یک عشق خدایی در میان...

آخرین نظرات
  • ۳۱ فروردين ۹۶، ۱۴:۲۲ - قالب بلاگ رضا
    عالی بود
پیوندهای روزانه

۱۰ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


میگفت مرگ مثله این میمونه که

یه جرمی انجام داده باشی و

نیروهای پلیس گیرت بیارن

و لیزر اسلحه هاشون روی سرت باشه

یعنی هرثانیه تمومی...

یعنی نزدیکتر از هرچى!

اما نمیدونست...

اگه جرمی انجام نداده باشی

مرگ

یعنی رفتن تو آغوش خالق مهربونی

که میگه از رگ گردن بهت نزدیک ترم!!



این کتاب که در آن هیچ شکی نیست راهنمای پرهیز کاران است

سوره بقره آیه 2


گوشه ای از عظمت خدا در اعجاز عددی قرآن




دنیا  115 بار آخرت 115 بار

گیاه  26 درخت   26

تابستان گرم  5 زمستان سرد  5

زکات  32  برکت  32

شراب  مستی  6

فقر  13  ثروت  13

فرشته  88  شیطان  88 

بهشت  77  جهنم  77

حیات  71  موت  71

بگو  332  گفتند  332

الرحمن  57  الرحیم  114

الفجار 3  الابرار 6

سختی  12  آسانی  36

مصیبت  75  شکر  75

جهر(آشکار)  16  علانیه(پنهان) 16

صبر  102  شدت  102

سرور  4  حزن  4

حسنات  180  سیئات  180

یوم (روز) 365  بار به تعداد روزهای سال شمسی 

شهر(ماه)  12  باربه تعداد ماههای سال 

الساعت   24  بار 

سجده  34  بار  برابر سجده های 17 رکعت 

نماز شبانه روزی


  و اگر خدا به تو زیانی برساند،

آن را برطرف کننده ای جز او نیست؛

و اگر برای تو خیری بخواهد،

بخشش او را رد کننده ای نیست،

آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد

می رساند؛ و او آمرزنده مهربان است

 

آیه "107"سوره یونس


خداوند با خبر از آشکار و نهان،

قادر متعال از مقابل چشمان من عبور کرده

و من نتوانستم او را در مقابل خود ببینم،ولى پرتو عظمت و قدرت او

در روى صفحه روحم تابید و منعکس گردید! و در نتیجه این انعکاس،

روح را در بهت، تعجّب و حیرت انداخته! من آثار او را

در تمام مخلوقات و موجودات مشاهده نمودم ، در تمام این موجودات

و مخلوقات، حتّى در کوچک ترین آنها، در آن موجوداتى که

هرگز به چشم دیده نمى شوند،

چه قدرت و قوّتى به کار رفته؟

چه عقلى؟

چه کمال غیر قابل وصفى در آنها دیده مى شود؟

 

«طبیعت دان معروف کارل لینه»



حاجتی در دل بی تـابم  داشتم...

به دل گفتم : لیاقت برآورده شدن خواسته ات را نداری

وگرنه از تو حرکت و از خدا برکت

 و خدا  هم برایت برآورده اش میکرد

دل گفت : مگر آنچه را که تا بحال  خدا به تو داده است 

لیاقتش را داشته ای !

و مگر او تا بحال در بذل نعمت هایش

به لیاقت تو نگاه می کرده است ؟!

.... و قسم می خورم که راست می گفت ...

نام "آفتابگردان" که میاد همه را

به "یاد آفتاب" می اندازد،

نام "انسان" که میاد

آیا کسی را به "یاد خدا" می اندازد؟


حاج آقا رحیم ارباب نقل کرده اند:

یک شب من از اتاقم به قصد وضو به صحن مدرسه آمدم

که نماز شب را بخوانم وقتی از اتاق بیرون آمدم دیدم

صدای همهمه ای می آید هر چه نگاه کردم دیدم همه جا

خاموش است ولی از همه جا و درختان و در و دیوار نجوایی

که مانند ذکر بود به گوش می رسید. رفتم وضوخانه

دیدم آن جا هم صدا می آید، تعجب کردم که این

صدای ذکر از کجاست؟ آمدم در ایوان نماز بخوانم

متوجه شدم که مرحوم آخوند کاشی در قنوت  نماز وترشان

ذکر می گویند و گریه می کنند و در و دیوار هم

اذکار را با او تکرار می کنند. من همینطور ایستادم

و به او نگاه کردم تا نماز صبح شد...

فردا نزد ایشان رفتم

و ماجرای دیشب را برای ایشان بازگو نمودم

آخوند فرمودند خودتان شنیدید؟ گفتم بله

فرمودند :خداوند به شما عنایتی کرده است که شنیده ای


ترک هوا بنده را امــــــیر کند و

ارتکاب آن امـــــیر را اسیر کند

چنانکه زلیخا هوی را پیروی کرد

امـــــیر بود اسیر شد

و یوسف هوی را ترک کرد

اسیر بود امــــــیر شد

 

«کشف المحجوب اثر هجویری»

 

خدایا

ما را به جبر هم که شده سر به راه کن   

  خیری ندیده ایم از این اختیار ها


ای داود،

هرکه با من تجارت کند

سودمندترین تجارت کنندگان است

و هرکه دل به دنیا ببندد

و دنیا او را بر زمین افکند

  زیانکارترین زیانکاران است

«کتاب زبور داود نبی»


 در سال قحطی ، صاحبدلی پریشان حال ،

غلامی را دید که بسیار شادمان بود .

پرسید : چطور در چنین وضعیتی شادمانی می کنی ؟!

گفت : من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد

و تا وقتی که برای او کار میکنم روزی مرا می دهد

صاحبدل به خود گفت :

شرم دارم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده

و غم به دل راه نمی دهد ؛

و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست

و نگران روزگارم هستم ...!


خـــــدایــا

به من بیاموز چیزی را آرزو کنم که تو دوست دارى و

 آن آرزو را اجابت نمایی که نیک فرجامم نماید...

چیــــزے را آرزو و طلب کنم که مرا به تو نزدیک تر سازد.

به من بیاموز در راه رسیدن به آرزوهایم صبـــور باشـــم و

 تن به قضا و قدر تو بسپـــارم .

بیاموز که برای کسب نیکیها، شکیبایی پیشه کنم....

در راه استجابت دعاهایم، هرگز ناامیـــد نشـــوم و

 هــرگــز در مهر تو تــردیــد نــکنــم.


اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را بیازماید

و گرامی داردش و نعمتش بخشد،

می گوید: پروردگارم (چون شایسته و سزاوار بودم)

مرا گرامی داشت،(15)

و اما چون او را بیازماید، پس روزی اش را بر او تنگ گیرد،

گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد.(16)

 

"سوره مبارکه فجر"

*******************************

عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰



گوشه ای از دست قدرت خدا


- حلزون ها می توانند سه سال بخوابند


- پروانه ها با پاهایشان می چشند


- گربه  ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند

- موش های صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می کنند،که در عرض

18 ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند


- دلفین ها هم مانند گرگ ها هنگام خواب

یک چشمشان را باز می گذارند!


- یک سوسک می تواند 10 روز بدون سرش زندگی کند.

- کرم های ابریشم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا می خورند.


- شتر در 3 دقیقه 95 لیتر آب می خورد.

- ستاره دریایی مغز ندارد.

- چشمان بز دارای مردمک مستطیل شکل است.

- هر چه از استوا به سمت قطب پیش می رویم اندازه موجودات


بزرگتر می شود مثل پنگوئن ها، روباه و وال.


- وزن کل موریانه های جهان ده برابر وزن کل انسان ها است.


- کانگروها قادر نیستند به سوی عقب راه بروند.

- ملکه موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود می باشد.

- حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.


- مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند.


- ضربان قلب مرغ مگس خوار 1000 مرتبه در دقیقه است


- بنازم ظرافت آفرینشت را خدا

 

منبع متن:وب ابتکار




خدا بی نهایت بنده هاش رو دوست داره .....


  حدودش معلوم نمیشه  


مگه تو این عالم چقدر رحمت خدا رو میشه دید ؟ 


میگند تمام رحمت خدا تو این دنیا که بین مخلوقاتش


تقسیم کرده 1 قسمت از 100 قسمته 


ینی 1 قسمت رحمت خدا تقسیم شده تو این عالم


  اینی شده که ما الان داریم میبینیم


و خدا  99 قسمتش رو در قیامت رو میکنه 


  یعنی حتی از روی رحمت دنیایش نمیشه بفهمیم


چقدر مارو دوست داره ...... !!!! 


همونی که امام صادق (علیه السلام)

می فرمایند اگه بدونید خدا چقدر شما رو دوست داره

  از خوشحالی روح در بدن نمیمونه سینه تحمل نمیکنه  

یعنی آنقدر این فشار خون میره بالا این سینه منهدم میشه ! 

از خوشحالی !!! ....

 

منبع :خدایی خدا غریبه



سلام خـــــــــــدا...

ممنون که تو تمام این مدتی که قوانینت رو زیر پا گذاشتیم

باز هم مارو از گروهت Delete نکردی....!

ببخش اگه پستایی که برامون نازل کردی رو اصلا نخوندیم ...

ببخش که هر شب تا نزدیکای صبح با همه چت کردیم

وقتی نوبت چت کردن با تو شد خواب موندیم ...

ببخشید که پایه ی لایک همه شدیم الا تو ...

اصــــــــــلا میام تو pv ....

خدا جوووون ؟ هستی ؟

باهام قهری ؟

نکنه بلاکم کردی خداااا؟؟؟؟

نکنه بلاکم کردی خدااااا

نکنه بلاکم کردی خدااااا


کلافه ام از حس ناسپاس بودنم

وقتی دیدم معلولی خطاب به خدا گفت:

خدایا شکرت مرا در مقامی خلق کردی

که هر کس مرا می بیند تو را ذکر می کند...



و از هر چیزی که از او تقاضا کردید

به شما داد

و اگر نعمتهای خدا را برشمارید

هرگز آنها را احصاء نخواهید کرد

انسان ستمگر و کفران کننده است

 

"آیه 34 سوره ابراهیم"


وقتی همه امیدت

به اونیه که همه چیتو میدونه

و بازم با لبخند نگات میکنه...

به اونی که وقتی میتونست مچتو بگیره

ولی دستتو سفت گرفت و کمکت کرد...

به اونی که وقتی تنبیه هم میکنه

میشه تو تنبیهش محبتو دید...

به اونی که ممکنه دیر بده ولی بهترینو میده...

به اونی که وقتی صداش میزنی با لبخند نگات میکنه

و میگه صبر کن واست بهترینارو گذاشتم کنار...

به اونی که گناهتو یک بار مینویسه و ثوابتو صد بار...

به اونی که عاشقانه عاشقته و صد بار اینو گفته...

آره...

وقتی همه امیدت به اونه احساس میکنی

خوشبخت ترینی

خیالت راحته که

یه پشت و پناه گرم...

یه حامی قوی...

یه دست پر مهر بالا سرته...

 که یه لحظه هم از یادت غافل نیست...

شکرت خدا جونم...

شکرت...

وه که چقدر خوشبختم که دارمت...



زیبــاتــرین حــسِ سجــده ..

ایــنه کــه .. تــو در گــوشِ "زمــین"

پــچ پــچ مــیکنی ...


امــّــا ...

در "آسمــان" صــدایت فـرشتگـان را

بـه وجـد مـی آورد


مهربان خدای من!!!

میدانم که تا آسمان راهی نیست

ولی تا آسمانی شدن راه بسیار است

این دست های خالی به سوی تو بلند میشود

ما بی سلیقه ایم، طلب آب و نان میکنیم

تو خود ای خزانه دار بخششها ،

بهترین ها را برایمان محقق کن


این را هزاران بار فریاد زدم که دیگر کسی به چشمانم نمی آید

و هیچ نگاهی دلم را نمی لر زاند

تنها یک نفر است که مانند گنجینه ای گرانبها

در دلم جای گرفته ,انسان که سهل است

وجودش را به دنیا نمی دهم

خدا را میگویم


برخیز و شست و شو کن، 

با اشک خود وضو کن،  

تحصیل آبرو کن،  

در پیشگاه یزدان 

دور افکن این ریا را 

وین کبر و این هوى را   

یک دم بخوان خـدا را


گاه می اندیشم

چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم

همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران

و خدایی که زلال تر از باران است


بـوی نـاب بهشـت می دهـد همـۀ نام های قشـنگ تـو 

  می گذارمشان روی زخــم های  د ِ لَ م  

گفته بودی اَلجَبّـار ♥ 

  یعنی کسی که جُبران می کند

همـۀ  شکستگی هایِ د ِ لَ ت را  

گفته بودی اَلمُصَـوِّر

   یعنی کسی که از نُـو می سازد  

همـۀ آنچه را ویـران شده است درون  د ِ لَ ت  

گفته بودی الشّافـی ♥ 

  یعنی کسی که شفا می دهد تمـام  زخم هایِ

عمیق و نا علاج را ...  

هوای ِ دلـم سبک می شود با زمزمـۀ نام هایِ زیبایت

   نَفـَس میـکِشَم در هوایِ مهـربانی هـایِ نابت ...

 

منبع متن: وبلاگ خدا

********************************

عشق فقط خدا
  • ۰
  • ۰


تجسم قیامت در سوره تکویر






در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود، (۱)



 

و در آن هنگام که ستارگان بی ‏فروغ گردند، (۲)




و در آن هنگام که کوه‏ها به حرکت درآیند، (۳)




و در آن هنگام که باارزش‏ترین اموال به دست فراموشى سپرده شود(۴)




و در آن هنگام که وحوش جمع شوند، (۵)




و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند، (۶)




و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد، (۷)



و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سوال شود

 

به کدامین گناه کشته شدند؟! (۹/8)




و در آن هنگام که نامه‏ هاى اعمال گشوده شود، (۱۰)



و در آن هنگام که پرده از روى آسمان برگرفته شود،(۱۱)




و در آن هنگام که دوزخ شعله ‏ور گردد، (۱۲)




و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود، (۱۳)

 

(آرى در آن هنگام)

هر کس میداند

چه چیزى را آماده کرده است! (۱۴)

*******************************

عشق فقط خدا

  • ۱
  • ۰

http://rozup.ir/up/lorpatough/wp-content/photo/instagram/4/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%20%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%20%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7%20%2815%29.jpg


حد مهربونی خدا نسبت به ما بی نهایته.

خدا تنها کسی است که طلب نکرده، می بخشه.


به سراغش نرفته، عطا می کنه، و بی توقع دوست مون داره.


خیلی ها روز و شب شون بی خداست.


اما خدا حواسش به اون ها هم هست.


خورشید ،ماه،شب ،روز، خنده، هوا، روزی، سلامتی و......


هنوز خیلی چیزها برای اون ها هم هست.

خدا مخلوقی را به جرم بی خدایی پس نمی زنه


محروم نمی کنه.نابود نمی کنه.حتی رها هم نمی کنه.

محبت خدا به ما مثل و مانند نداره.


از سمت خداوند هر لحظه «سلام» می رسه به ما.


نفس به نفس


ما چه قدر پاسخ گوی سلام عاشقانه خداییم!!!


امروز تلاش کنیم با هر نفس، در هر عمل، پاسخ گوی سلام خدا باشیم.

هر جا لبخندی هدیه کنیم
دلی شاد کنیم❤️
سلام خدا را پاسخ گفته ایم.



عشق خداست و خداوند عشق است

جایی که عشق باشد
قطعا خداوند
در آنجا حضوری آشکارا دارد.
پس به انسانها
بیشتر و بیشتر عشق بورزید
و هر چه مشتاق تر عاشق آنها باشید.
عشق خود را از طریق خدمت به مردم ابراز نمایید.

عبادت یعنی خدمت به خلق خدا


خداوند به جبرئیل گفت :
آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست نور است
و نور تنها نزد من است
نور نه در فانوس است نه در شمع
نه در ستاره و نه در ماه
سفره ای پهن کن و بر آن نور و عشق و هدایت بگذار
و گفت:هر کس بر سر این سفره بنشیند سیر خواهد شد

سفره خدا گسترده شد از این سرجهان تا آن سوی هستی
اما آدمها آمدند و رفتند,,,
از وسط سفره گذشتند و بر نور و عشق و هدایت پا گذاشتند
آدمها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند
گاهی فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست
و لقمه ای نور برداشت و جهان از برکت همان لقمه روشن شد .
گاهی فقط گاهی کسی تکه ای عشق برداشت و جهان از همان
لقمه روشن شد .
گاهی فقط گاهی کسی جرعه ای از هدایت نوشید و هر که
 او را دید چنان سرمست شد که تا انتهای بهشت دوید .

سفره خدا پهن است اما دور آن هنوز چه خلوت است.
میکائیل نان قسمت می‌کند. آدم ها چنگ می‌زنند و نانها را از او می‌ربایند.
میکائیل گریه می‌کند و می‌گوید: کاش می‌دانستید،
کاش می‌دانستید که نور از نان بهتر است,,

_ عرفان نظرآهاری

خدا همینجاست کنار من و تو

خدا را که نباید فقط در آسمان ها به دنبالش گشت!

می شود خدا را در همین جا میان آدم ها پیدا کرد...
در دل کسی که امید را به زندگیِ ناامیدی بر می گرداند.

در چشمان کسی که خنده را به جای غم در دل ها می نشاند.

در دستان کسی که از بزرگی و مهربانیش گره از کار خیلی ها گشوده...

و در قلب و روح خیلی ها که قد خوبی هایشان به بلندای آسمان است.

آری...

خدا را می شود همه جا دید و احساس کرد..



وقتی واژه خدا را بر زبان می رانی،

گویی به چیزی دور و دست نیافتنی اشاره می کنی.

و قرنهاست که می گویند « خدا چیزی در آن بالا، در آسمان دور دور است. »

اما وقتی می گویی « عشق » به چیزی اشاره می کنی که به قلب بسیار نزدیک است.

مبلغان همواره کوشیده اند تا ثابت کنند خدا در دور دست هاست،

زیرا اگر خدا در دوردست ها باشد آنان می توانند خود را نماینده و واسطه او معرفی کنند.

وقتی واژه « خدا» را بکار می بری، گویی از یک شخص سخن می گویی.

خدا محدود و معین می شود. اما

« عشق » یک شخص نیست.

یک کیفیت، یک حضور، یک بوی خوش است.

نه بوی خوش یک گل، بلکه بسیار نامحدودتر، بی کران تر و نا متناهی تر.

وقتی می گویی « خدا » به تو احساس ناتوانی دست می دهد: « چه کار کنم؟ »

اما زمانی که پای عشق در میان است می توانی کاری در مورد آن انجام دهی.

طبیعت ذاتی تو عشق ورزیدن است.

  بنابراین آموزش من دور محور « عشق » می چرخد.

من می گویم: « عشق همان خداست. »

داستان کوتاه
جهانگردی به دهکده ای رفت تا

زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد

در اتاقی ساده زندگی می کند.

اتاق پر از کتاب بود و

غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید:
 لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت:
مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.
زاهد گفت: من هم.




وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ
.
او کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد و بدیها را میبخشد،

و آنچه را انجام میدهید میداند.

سوره شورى آیه ۲۵


شمارش نعمتهای خدا خارج از توان بشریت است,

اما گاهی نعمتهایتان را بشمارید, قلب سپاسگذار,

لذت عشق و خوشبختی بیشتری را جذب میکند!


کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛

جز او، کسی آنها را نمی‌داند.

او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند؛

هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد،

مگر اینکه از آن آگاه است؛

و نه هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین،

و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد،

جز اینکه در کتابی آشکار [= در کتاب علم خدا] ثبت است.

سوره انعام ایه 59

زندگی بافتن یک قالیست

نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده

تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار

قالی زندگی ات را نخرند !


محاسبه داشته ها و نداشته ها

یکى، در پیش بزرگى از فقر خود شکایت می‏کرد و سخت مى‏ نالید .
گفت: خواهى که ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ 


گفت: البته که نه . دو چشم خود را با همه دنیا عوض نمى‏کنم.

گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى‏کنى؟
گفت: نه .
گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز .

گفت: پس هم اکنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است .
باز شکایت دارى و گله مى‏کنى؟
!بلکه تو حاضر نخواهى بود که حال خویش را با حال بسیارى از
 مردمان عوض کنى و خود را خوش‏تر و
خوش بخت‏ تر از بسیارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏ بینى . 
پس آنچه تو را داده ‏اند، بسى بیش‏تر از آن است که دیگران را داده ‏اند و
تو هنوز شکر این همه را به جاى نیاورده، خواهان نعمت بیش‏ترى هستى!


مردی درحالیکه به قصرها و خانههای زیبا


مینگریست به دوستش گفت:

«وقتی این همه اموال را تقسیم میکردند ما کجا بودیم.»

دوست او دستش را گرفت و به بیمارستان برد و گفت:

«وقتی این بیماریها را تقسیم میکردند ما کجا بودیم!»


به نام خداوند بخشنده مهربان


هنگامى که زمین شدیدا به لرزه درآید، (1)

و زمین بارهاى سنگینش را خارج سازد! (2)

و انسان مى‏گوید: «زمین را چه مى‏شود (که این گونه مى‏لرزد)؟!» (3)

در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو مى‏کند؛ (4)

چرا که پروردگارت به او وحى کرده است! (5)

در آن روز مردم بصورت گروه‏هاى پراکنده (از قبرها)

خارج مى‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! (6)

پس هر کس هم وزن ذره‏اى کار خیر انجام دهد آن را مى‏بیند! (7)

و هر کس هم وزن ذره‏اى کار بد کرده آن را مى‏بیند! (8)

(سوره زلزال)

********************************

عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰



خواهش مسکین کند لطف و عطا را بیشتر

 می‌کشد اهل کرم، ناز گدا را بیشتر


هر چه من آلوده گشتم پرده‌پوشی کرده‌ای

 هر چه من بد کرده‌ام، کردی مدارا بیشتر


من خبر دارم که مشتاق نوای بنده‌ای 

 دوست داری بندگان مبتلا را بیشتر


این منم حالا که پیش روی تو افتاده‌ام 

 خوب‌تر باشد ببینی زیر پا را بیشتر


خودنمایی هم درِ این خانه دارد قیمتی

می خرد اما گدای بی ریا را بیشتر


حضرت فاطمه (ص):

 هر کس عبادتهای خالصانه خود را به سوی پروردگار،

بالا بفرستد،

خداوند هم بهترین مصلحت‏های خود را

به سوی او نازل می‌کند


«هنگامی که سوار بر کشتی شوند،

خدا را با اخلاص می‌خوانند (و غیر او را فراموش

می‌کنند)؛ امّا هنگامی که خدا آنان را به

خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک می‌شوند.(سوره عنکبوت) 

یا سریع الرضا…. آب از سرمم گذشت….

دارم غـرق میشم …

دســـــــــتت کــــــــــجاست!!!


خوشا به نیمه شبی با خدا صفا کردن

 زبان حال گشودن زدل دعا کردن


تمام لذّت عالم نمی رسد قدرش

به یک دقیقه مناجات ، با خدا کردن


برای جلب رضای خدا بکوش ای دل

که مشکل است خدا را زخود رضا کردن



حضرت علی (ع)فرمودند:


میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست


از آن حضرت درباره معناى این فرمایش سؤال شد


امام انگشتان خود را به هم چسباند


و آنها را میان گوش و چشم خود گذاشت

و آن گاه فرمودند:


باطل این است که بگویى: شنیدم...

و حق آن است که بگویى: دیدم...

 

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص



نگران نباش

خدا می‌داند که چقدر سخت تلاش کرده‌ای

وقتی قلبت مملو از درد است،

وقتی احساس می‌کنی که زندگی‌ات ساکن و زمان در گذر است،

خدا انتظارت را می‌کشد ...

وقتی هیچ اتفاقی نمی‌افتد و تو ناامیدی،

و ناگاه دیدگاه روشنی در مقابلت آشکار شد،

و نوری از امید در دلت جرقه زد،

خدا در گوشت نجوا کرده است …

وقتی اوضاع روبه‌راه می‌شود و

تو چیزی برای شکر کردن داری، خدا تو را بخشیده است …

وقتی که اتفاقات شیرین و دلچسبی رخ داد

خدا به تو لبخند زده است …

به یاد داشته باش هر کجا که هستی و

 هر احساسی که داری، خدا آن را می‌داند …




کلاغ لکه ای بود بر دامن آسمان و وصله ای ناجور

بر لباس هستی

صدایش خراشی بود بر  صورت احساس

با صدایش نه گلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی!

کلاغ خودش را دوست نداشتو فکر می کرد در دایره قسمت

نازیبایی ها سهم اوست

  و برای همین بالهایش را بست و دیگر آواز نخواند

   خدا گفت: عزیز من! صدایت ترنمی است

که هر گوشی شنوای آن نیست اما فرشته ها

با صدای تو به وجد می آیند سیاه کوچکم!

بخوان فرشته ها منتظرند. 

  تو سیاهی سیاه چونان مرکب که زیبایی را

از آن می نویسند. اگر تو نباشی

آسمان آبی من چیزی کم خواهد داشت

خودت را از آسمانم دریغ نکن

  بخوان برای من بخوان این منم که دوستت دارم

سیاهیت را و خواندنت را  کلاغ این بار عاشقانه ترین

آوازش را خواند  خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد


به خاطر بسپارید

کشتی نوح را یک غیر حرفه ای ساخت

و کشتی تایتانیک را حرفه ای ها ساختند!

موقعی که با خدایید،

همیشه رنگین کمانی در انتظارتان است


یکی همیشه هست که عاشـق منه

نگام که میکنه پلک نمیزنه...

تنهاست خودش ولی تنهام نمیزاره

دریا که چیزی نیست عجب دلی داره


الهی!

 از من چه آید؟ و از کرد من چه گشاید،

طاعت من به توفیق تو،

 خدمت من به هدایت تو،

توبه ی من به رعایت تو،

شکر من به انعام تو،

  ذکر من به الهام تو،

 

همه تویی

من که ام؟

گر فضل تو نباشد

من برچه ام؟

 

الهی! عمر برباد کردم

و بر تن خود بیداد کردم،

گفتی و فرمان نکردم،

  درماندم و درمان نکردم

 

الهی! اگر یک بار گویی:

بنده ی من، از عرش بگذرد خنده ی من.

 

ای دیرخشم زود آشتی،

آخر در نومیدی مرا بگذاشتی...

 

الهی! همچون بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم

الهی! به عزت آن نام که تو خوانی

و به حرمت آن صفت که تو چنانی،

 

 دریاب مرا که می توانی...

 

 

 خواجه عبدالله انصاری


زندگی یه امتحانه...

که کتابشم قرآن  و معلمشم خداست

ای کاش بتونیم درسامون را خوب بخونیم


 همیشه شاد باش نه با لبخند ،

بلکه از ته دل

هر گاه غمگین هم شدی... 

ناراحت نباش؟ 

چون خداوند غم را آفرید تا بنده اش به او پناه برد

و چه زیباست پناه بردن به سلطان عالم



تا حالا براتون پیش اومده که بعد نماز بشینی

ببینی خدا چقدر بزرگه...!!!

از خودت شروع میکنی بعد میرسی به جهان

بعدش منظومه شمشی و کهکشان و ...

همینجوری که میری یه جا مخت سوت میکشه

بعد یهو برمیگردی سر جای اول

و میگی:

"خدا جون چقدر بزرگی تو..."


***************************************************


عشق فقط خدا
  • ۱
  • ۰

آدمی به خودی خود نمی افتد

اگر بیفتد از همان سمتی می افتد

که به خدا تکیه نکرده است...


چقــــــــــــــدر زیبا گفته سهراب:

ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ ...

ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ ...

ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ ...

ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩی ...

ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ ...

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩی ...

یکی ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ ...

ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ ...

ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ ...

ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ ...

ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ ...

ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ ...

ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ ...

ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین ...

ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ ...

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ ! ...


از آن زمان که متوجه عواقب نگرانی شده ام،

اگر همه ثروتم را نیز از دست بدهم

هرگز نگران نخواهم شد؛

آنچه را که می توانم انجام می دهم

و بقیه را به خدا می سپارم

 

جی.سی.بنی


به راستی وقتی توی این عالم

هرکس با همجنس خودش میپره و رفاقت می کنه!

یعنی مشابهت باعث دوستی میشه

پس فکرشو بکن دوستی با خدا چی میشه

بیخود نیست که دوستان خالص حق کراماتی دارند

بیچاره دوستان شیطان...


خدایا

مخم داره سوت میکشه...

الله تویی و ز دلم آگاه تویی  /

درمانده منم دلیل هرراه تویی

  گرمورچه ای دم زند اندر ته چاه  /

آگه زِ دَمِ مورچه و چاه تویی 

 

اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگی او می اندیشیدند،

به راه راست باز می گشتند  اما دلها بیمار و چشمها معیوب است.

آیا به مخلوقات کوچک خدا نمی نگرند؟ 

به مورچه و کوچکی جثه آن بنگرید،

که چگونه لطافت خلقت او با چشم و اندیشه انسان درک نمی شود،

نگاه کنید چگونه روی زمین راه می رود و برای به دست آوردن

روزی خود تلاش می کند؟ دانه ها را به لانه خود منتقل می سازد

و در جایگاه مخصوص نگه می دارد، در فصل گرما

برای زمستان تلاش کرده و به هنگام درون رفتن،

بیرون آمدن را فراموش نمی کند! 

روزی مورچه تضمین گردیده و غذاهای متناسب با طبعش

آفریده شده است.خداوند منان از او غفلت نمیکند،

و پروردگار پاداش دهنده محرومش نمی سازد،

گرچه در دل سنگی سخت وصاف یا در میان صخره ای خشک باشد.

اگر در مجاری خوراک و قسمتهای بالا و پائین دستگاه گوارش

و آنچه در درون شکم او از غضروفهای آویخته به دنده تا شکم

و آنچه در سر اوست از چشم و گوش، اندیشه نمایی،

از آفرینش مورچه دچار شگفتی شده و از وصف او به زحمت خواهی افتاد.

پس بزرگ است خدائی که

مورچه را بر روی دست و پایش بر پا داشت،

و پیکره وجودش را با استحکام نگاه داشت،

در آفرینش آن هیچ قدرتی او را یاری نداد

و هیچ آفریننده ای کمکش نکرد...

 

برگرفته از نهج البلاغه


از ما عمل چندانی نخواسته‌اند ،  مهم‌تر از عمل کردن،

"عمل نکردن" است! 

تقوا یعنی عمل گناه را مرتکب نشدن! 

همه می‌پرسند چه کار کنیم؟ 

من می‌گویم: بگویید چه کار نکنیم!؟ 

و پاسخ این است: 

** گناه نکنید ** 

شاه کلید اصلی رابطه با خدا "گناه نکردن" است...

 

آیت الله بهجت


من رقص دختران هندی را

بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم

چون آنها از روی عشـــــق می رقصند

و اینها از روی عــــــــادت نماز می خوانند


"دکتر شریعتی"


 آری تلاش کنیم نمازمان از روی بندگی و

عشق به خودش باشد یک فرصت باشد نه یک تکلیف




حاج محمد اسماعیل دولابی، می‌گویند


پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود

همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بودوقتی پدر وارد شد،

مادر شکایت او را به پدرش کرد

پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت،

شلاق را برداشت پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است،

همه‌ی درها هم بسته است،

وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟

راه فراری ندارد! خودش را به سینه‌ی پدر چسباند

شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است

به سوی خدا فرار کنید...

«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»(۱)

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست...


عظمت و بزرگی خالق را ببین چه آفریده...

ماهی عجیبی شبیه به ژله

  ماهی شیشه ای سبحان الله !

   او هر چه بخواهد می آفریند ♥•٠·

 خدا بر هر چیزی توانا است...

 

منبع: و خدایی که در این نزدیکیست

http://saeideh-a.blogsky.com/


ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ،

ﺧــﺪﺍ به ﻓـﺮﺷﺘـﻪ ﻫﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﮕــﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺘــﻢ !!!

ﺧﺪﺍﯾﺎ ؛ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻓﺘﻪ که ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ

مـن کـه فقط بـه تـو دلخوشـم

چـگونـه مـیشـه فـرامـوشت کنـم


خــــدا

یعنی سجود قطره بر خاک

خــــدا

یعنی رکوع برگ در باد

خــــدا

یعنی تشهد های باران

همان وقتی که گل را آب می داد

خــــدا

یعنی که یک گل با اجازه

کنار لانه ی پروانه رویید

خــــدا

یعنی برای خاطر گل 

دوباره از دل سنگ چشمه جوشید


زندگی زیباست ،

اما کو چشم زیبابین...

خدا پناه بی پناهانه

اما کی باور میکنه...

*************************************

عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰


 من از عالم تو را تنها گزینم

روا داری که من غمگین نشینم

دل من چون قلم اندر کف توست

ز توست ار شادمان وگر حزینم

بجز آنچ تو خواهی من چه باشم

بجز آنچ نمایی من چه بینم

گه از من خار رویانی گهی گل

گهی گل بویم و گه خار چینم

مرا تو چون چنان داری چنانم

مرا تو چون چنین خواهی چنینم

تو بودی اول و آخر تو باشی

تو به کن آخرم از اولینم

بجز چیزی که دادی من چه دارم

چه می جویی ز جیب و آستینم

 

دیوان شمس

خـــــــــــــــدایا...

  خــــــرابت می شوم 

مـــــــــرا همان گونه که میخواهی 

از نـو بساز


قربون تمام اسمهای قشنگت برم...


به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛

  به من گفت: نرو که بن بسته!

گوش نکردم، رفتم

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!


زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

 

مولانا


إلهی، ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای،

و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای.

 

إلهی، خودت آگاهی که دریای دلم را جزر و مدّ است؛

«یا باسط» بسطم ده و «یا قابض» قبضم کن!

 

إلهی، بسیار کسانی دعوی بندگی کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند،

تا دنیا بدیشان روی آوَرْد، جز وی همه را پشت پا زده اند.

 

إلهی، ناتوانم و در راهم و گردنه های سخت در پیش است

و رهزنهای بسیار در کمین و بارِ گران بر دوش.

 

إلهی، از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام، از انس و جان شرمنده ام،

حتی از روی شیطان شرمنده ام، که همه در کار خود استوارند

و این سست عهد، ناپایدار.

 

إلهی، عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد؟

إلهی، همه گویند خدا کو، حسن گوید جز خدا کو.

 

إلهی، همه از تو دوا خواهند، و حسن از تو درد خواهد.

إلهی، آن خواهم  که هیچ نخواهم.

 إلهی، اگر تقسیم شود به من بیش از این که دادی نمی رسد،

 

إلهی، همه گویند بده، حسن گوید بگیر.

إلهی، همه سرِ آسوده خواهند، و حسن دلِ آسوده.

 

إلهی، چون در تو می نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.

 

إلهی، عقل گوید «الحَذَر الحَذَر!» عشق گوید «العَجَل العَجَل!»

ضعیفِ ظَلوم و جهول کجا، و واحد قهّار کجا.

 

إلهی، آن که از خوردن و خوابیدن شرم دارد، از دیگر امور چه گوید.

إلهی، اگر چه درویشم، ولی داراتر از من کیست، که تو دارایی منی.

 

إلهی، در ذاتِ خودم متحیرم تا چه رسد در ذاتِ تو.

إلهی، حسنم کردی، احسنم گردان!

 

إلهی، دندان دادی، نان دادی، جان دادی، جانان بده!

إلهی، اگر ستّارالعیوب نبودی، ما از رسوایی چه می کردیم؟

 

إلهی، اثر و صُنع تواَم، چگونه به خود نبالم.

 إلهی، کلمات و کلامت که این قدر دل نشین اند، خودت چونی؟

 

برگزیده ای از مناجات بسیار زیبای

الهی نامه علامه حسن زاده آملی


خدایا بعضی از

گله هات آدمو داغون میکنه...

فقط بزرگی مثل تو میتونه یه عمر

به بنده هاش لطف کنه

چه شکرش را به جا بیارند چه نیارند

آخه رحیم بودنم حدی داره

والا...


هنگامی که عشق می ورزید

مگویید:

خدا در دل مــن است

بلکه بگویید :

من در دل خــدا هستم...

 

(جبران خلیل جبران)


کاش گاهی خدا از پشت ابرها میآمد

گوشم رو محکم میگرفت و داد میزد:

آهــای بــگـــیــــر بشـــیــن! اینقدرغر نزن ،

همین که هست بعد یه چشمک میزد

و آروم تو گوشم میگفت:

همـــه چی درست میشـــه!


کلاغ و طوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند

طوطی شکایت کرد

و خداوند او را زیبا کرد...

ولی کلاغ به رضای حضرت دوست تن داد

و نتیجه آن شد که طوطی همیشه در قفس ماند

و کلاغ همیشه آزاد و رها گشت

خدا...

ای بزرگ بی همتا

از ما هم خشنود باش...


روزی پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت

نیمه شب خواب دید که او بی گناه است

سپس او را آزاد کرد

پادشاه به درویش گفت حاجتی بخواه

درویش گفت :

وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را

بیدار میکند تا مرا ازبند رها کنی

نامردیست که از دیگری حاجت بطلبم...


راستی که

یه روزی باید پرواز کنیم پیش خدا


ما انسانها خــــیلی چیزها رو

توی زندگی امتحان میکنیم

ولی فقط یک بار

 برای یک بارهم که شده

خــــــــــــــــــــدا رو

امتحان نمیکنیم

ببینیم چقدر بهمون آرامش میده…


مثل دانه های یک تسبیح می چرخم

خدایا ذکر  گفتنت کی تمام می شود؟

نکند قرار است تا آخر جهان…

برای خلقت من  تو توبه کنی؟


بزرگی ، برای خواندن نماز به مسجد رفت...

  مردم ، همگی او را شناختند ؛ پس ، از او درخواست کردند

بعد از نماز ، بر منبر رود و پند گوید.... قبول کرد...

  چشم ها همه به سوی او خیره شده بود

آن صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست

سخنش را آغاز کرد با گفتن بسم الله و ستودن خدا و رسول

آن گاه خطاب به نمازگزاران گفت :مردم! 

هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست

و نخواهد مرد ، برخیزد!  پس از میان جمع کسی برنخاست...

سپس گفت :اکنون هرکدام از شما که خود را آماده مرگ کرده

،برخیزد ! این بار هم کسی بلند نشد

  گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید ؛

با این حال برای رفتن نیز آماده نیستید...

خدا محبوب من و توست

اندکی تامل کن
خدا محبوب من و توست

آنکس که چشم دارد خواهد دید و آنکه قلب دارد احساس میکند که
خدا آنجا نیست ، همینجاست ...
بعدا نیست ، همین حالاست ...
غریبه نیست ، آشناست ...
گاهی نیست ، همیشگیست ...
دور نیست ، نزدیکست ...
بودنش از آن جهت نیست که تنها امیر تو باشد
آمده است که محبوب تو باشد
خداییش از آن جهت نیست که تو گاهی بگویی (کمکم کن)
آمده است که تو همواره بگویی (محبوب ترینم دوست دارم)

به سـوی او قـدمی برداریـم ...

آتشی که نمى سوزاند " ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند " موسى " را
کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...


****************************************

عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰

نفس میکشم تو را... خدا



ای خدایی که در آسمان هایی!

این منم کوچکترین عاشق بزرگیت

که دستانم را با سبد سبد التماس

فقط به عشق چیدن سیبی از

معرفت تو به آسمان ها بلند کرده ام!

دستانم را بگیر وذره ذره ی وجودم را

در لحظه لحظه ی حضورت حل کن

و در گوشه ی قلبم

فانوس فانوس روشنایی بیاویز!

خدایا! تورا حس میکنم درست مثل

نسیمی که نرم و ملایم

در سکوت گندم زار می پیچد

و طوفانی از آرامش بر می انگیزاند

بوی تو را که خوشبو تر و دل انگیزتر

از عطر تمام گل های عالم است

باتمام وجودم نفس می کشم

تا از شمیم حضورت بهشت بهشت

اشتیاق و معرفت

در کویر هستی ام بشکفد

خدایا این آتشی که شعله هایش

تا عرش زبانه می کشد و فرشتگان را

به التهاب می افکند ناله های سوزناک

و خواهش روح آشفته ی من است که

از عمق زندان تاریک تن برخواسته است

و تو را به تمنا می خواند.

خدایا!مسافر سرگردانی را که

در دو راهی وجودمبهوت مانده است

دریاب ای مقصد ومنتهای دل ها!

مرا در بی کسی هایم تنها مگذار

و به من جاده ای را نشان بده

که مستقیم به در خانه ی تو می رسد...


آیا میدانستید تاثیر جمله ی

«این مکان مجهزبه دوربین مدار بسته می باشد»

به مراتب بیشتر از جمله ی

"عالم محضر خداست ،در محضر خدا معصیت نکنید"

می باشد...

*امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی*



عجیب است!!! 

مردم به هم دروغ میفروشند برای نان شب... 

همان مردمی که زمانی میگفتند: 

خدا میرساندش...


گر با سحر خو کنی بانگ خدا را بشنوی

دل را اگر گیسو کنی ، هرشب ندا را بشنوی

در آن سکوت جانفزا از عرش می آید صدا

گوش دگر باید ترا تا آن صدا را بشنوی

 

مهدی سهیلی


تو اگر در تپش باغ،

خدا را دیدی ،همت کن و بگو

ماهی‌ها 

حوضشان بی‌آب است ... 

 

" زنده یاد سهراب سپهرى "


«گوشه ای از هنرنمایی های خدا در آفرینش»

بیشتر حشرات غذا را با دهانشان می‌چشند

اما زنبورعسل با پاهایش هم می‌تواند غذا را بچشد

گوشهای ملخ روی پاهایش قرار گرفته

و از طریق پا صداها را میشنود

بیشتر عنکبوت ها دارای هشت چشم هستند

در دهان کوچک حلزون ها حدود 2500 دندان،

در اندازه بسیار ریز وجود دارد

در یک ثانیه، مگس 350 بار، زنبور عسل 450 بار

و پشه 600 بار، بال می زنند

شاید باور کردنی نباشد این موضوع که

پرنده بادخورک در کوههای آلپ به مدت 200 روز

هم بخوابد و هم تغذیه کند... آن هم در هوا

 کلاغ باهوش ترین نوع پرندگان است او مشکلاتش را

شبیه به بشر حل می کند، وقایع را پیش بینی می کند

و داری خیالی وسیع است

کلاغ می تواند  تا سالیان طولانی

چهره ی فردی که او را آزار می دهد را به یاد آورد

و به اصطلاح از این فرد تا مدت ها کینه به دل گیرد

بی دلیل نیست که در قرآن کریم کلاغ به عنوان معلمی

برای انسان یاد شده...

آری خدا بزرگتر از آن است که ما فکر می کنیم...


تمام سپاسم

ازآن کسیست که به من هیچ نیازی نداشت

اما به من موجودیت بخشید...

بی نهایت بزرگ بود اما

من ضعیف را گرامی داشت...



وقتی پرنده ای زنده است مورچه ها را میخورد ،

اما وقتی می میرد مورچه ها او را می خورند...

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد

اما وقتی زمانش برسد ، فقط یک چوب کبریت

برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است !

زمانه وشرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند

در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید...

شایدامروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد

زمان از شما قدرتمندتر است پس خوب باشیم

وخوبی کنیم که دنیا جز خوبی را بر نمی تابد...


قربون اون خدا برم

که مهر و محبت را اینگونه

در وجود مخلوقاتش نهاده...

راستی خودش چقدر آفریده هاشو دوست داره!!!


بهتـرین دعـای روز :

خدایا هر کسی کـه با من بـدی کرد 

هر کسی که مـرا بد گفـت

هر کسی که غیبـت مرا کرد 

هر که دلـم را رنجــاند

مـن امـروز برای رضـای تــو همــه را بخشیـــدم ...!!!



آرامش را

در همه جا جستوجو کردم

غافل از اینکه

آرامش از رگ گردن به من نزدیکتر بود...


بیایین قبول داشته باشیم

ما که غیر از خدا کسی را نداریم

سر خودمون که نمیتونیم کلاه بزاریم

**************************************


عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰


ایستاده ام کنار دنیایی که پر از بودن ها و نبودن هاست

جایی که من ایستاده ام تمام دنیا زیر پای من است

من دستانم را سپرده ام به بالا سری ام

حالا دنیا چه بخواهد چه نخواهد،

گیر من است

درگیر عشق خدا بودن به خدا می ارزد...


ﻧﻪ ﺳﻔﻴﺪﻱ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻴﺎﻫﻲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺯﺷﺘﻲ...

ﮐﻔﻦ ﺳﻔﻴﺪ، ﺍﻣﺎ ﺗﺮﺳﺎﻧﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ...

ﻭ ﮐﻌﺒﻪ ﺳﻴﺎﻩ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻭﺩﻭﺳﺖ داشتنی ﺍﺳﺖ ...

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻗﺶ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ به مظهرش...

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﻱ ﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﭘﻴﺶ ﺧﺪﺍ ﮔﻼﻳﻪ ﮐﻨﻲ ...

ﻧﻈﺮﻱ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎیت ﺭﺍ ﺷﺎﮐﺮ ﺑﺎﺵ..

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ نمی شود ﺟﺰ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻱ ﻓﮑﺮﺵ،

ﺷﺮﻳﻒ نمی شود ﺟﺰ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ

ﻭ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﺩ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻧﻴﮑﺶ...


روزى مردى خدمت امام جعفر صادق (ع) رفت

و عرض کرد: اى پسر رسول خدا،خدا را برایم ثابت کن

امام به او فرمود: آیا تا به حال مسافرت رفته اى ؟

مرد عرض کرد بله ،

امام فرمود: سوار کشتى شده اى ؟ مرد گفت بله ،

  امام فرمود: آیا تاکنون اتفاق افتاده که کشتى شما غرق شود

و کشتى دیگرى براى نجات شما موجود نباشد

و تو نیز شنا بلد نباشى که بتوانى خودت را نجات دهى ؟ 

مرد گفت : بله ، امام فرمود: آن موقع به چه چیز امید دارى ؟ 

مرد عرض ‍ کرد:  وقتى از همه جا ماءیوس و ناامید مى شدم

و مى فهمیدم که دیگر کسى نیست مرا نجات دهد

ته قلبم نورى مى تابید و امیدوار مى شدم که دستى از غیب بیرون آید

و مرا نجات دهد

  امام لبخندى زد و فرمود :  همان نیرویى که امیدوار بودى

ترا نجات دهد، در حالى که هیچ وسیله اى براى نجات تو

باقى نمانده بود همان خداست که در نامیدى ها و بلاها

به داد انسان مى رسد و او را نجات مى دهد...

 

منبع:قلب سلیم : ج

۱)خدایا: من لذت گناه را ترک می کنم در مقابل تو تحریم لذت مناجات

       را از من بردار . . .

۲) خدایا: من کسانی را که تو دوسـتـشان نداری را ترک می کنم و در

      مقابل تو لذت با خود بودن را به من بده . . .

     ۳) خدایا: من پناهگاه شیـطان را ترک می کنم و در مقابـل تو پنـاهـگاه

      امن خودت را به من بده . . .

        امروز روز اول مذاکره است خـدایا بـرای شفاف سازی گام اول را من

      بر می دارم و سانترفیـوژهای گناه را که شیطان در وجودم برپا کرده

      یکی یکی و با کـمک تو از کار می اندازم هـسته درونی ام را خودت

      غنی سازی کن ...

لذت با تو بودن حق مسلم ماست!


مردى دوستش را براى خدا ملاقات کرد،

خدا ملکى را در راه او قرار داد، از او پرسید:  کجا بودى؟

گفت: به زیارت برادرم رفته بودم،

ملک پرسید: به خاطر حاجتى؟

گفت: نه، ملک پرسید: قوم و خویش بودى؟ گفت: نه،

پرسید: چیزى نزد او داشتى؟ گفت: نه، 

پرسید: پس براى چه به دیدار او شتافتى؟

گفت: فقط به خاطر خدا، 

گفت: اى مرد! خداوند مرا فرستاده که به تو بگویم 

خدا به خاطر این گونه دوستى تو را دوست دارد

و بهشت را بر تو واجب کرد...


این روزا آدما سرشون شلوغه…

کسی حوصله خدا رو نداره !

کسی حال او را نمی پرسد !

انگار یادشون رفته برای چی به این دنیا اومدن؟! 

اما تو این کار را نکن

تو حالش را بپرس

تو برایش چیزی بنویس

تو فراموش کار و بی وفا نباش

ساعت هایت را با او قسمت کن…

 

منبع متن :

زیر سایه خدا



مناجات عاشقانه

خدای خوب و مهربانم

عشق مرا بیشتر و بیشتر کن!
تا قلبم را استوار نگاه دارم و روحم را خرسند.
خدایا !
مرا دراقیانوس عشقت غرق کن تا در هر نفس به تو عشق بورزم،
در هر نفس در تو بمیرم و در تو زنده شوم.
در این دنیای غم زده مرا مَجرای عشق خود بگردان
و مَجرای نور و روح خود
تا نور تو را بر زندگی کسانی که اسیر ظلمت،
افسردگی و ناامیدی اند، بتابانم.

خدایم!
خدای خوبم
هر جا که مرا می بری؛ نزدیک خود نگاه دار.
مباد که در هیچ کاری یاد تو را فراموش کنم.

مرا سنگ ریزه ای ساز در معبد عشقت
که نجوا می کند:
تنها تو، فقط تو، پادشاه این قلب مشتاق و آرزومند هستی!

خدایا
چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت.
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید، اما من آن را نمی شنوم.
مرا به اعماق درونم ببر تا شکوه بی پردۀ جمال تو را ببینم
و نجوای روح بخش تو را بشنوم.
خدایا
تو دور نیستی!
پس مرا موهبت عشقی عمیق و نیرومند عطا کن تا پردۀ جهل من فرو افتد
و جمال تو را مشاهده کنم...



در دنیا اگر خودت را مهمان حساب کنی و حق تعالی را میزبان ،

همه غصه ها می رود 

چون هزار غصه به دل میزبان است که دل میهمان

از یکی از آنها خبر ندارد 

هزار غم به دل صاحبخانه است که یکی به دل مهمان راه ندارد 

در زندگی خودت را میهمان خدا بدان تا راحت شوی 

اگر در میهمانی یک شب بلایی به تو رسید

شلوغ نکن

و آبروی صاحبخانه را حفظ کن

 

"مرحوم دولابی"




"پیامبری که عاشق خدا بود"

به روایتی از پیامبر(ص) در مود حضرت شعیب(ع)

آن حضرت از محبت خدا آنقدر گریه کرد تا نابینا شد

و خداوند دوباره چشمانش را بینا کرد و مجددا گریه کرد تا نابینا شد

و این کار تا چهار بار ادامه پیدا کرد

بار چهارم خداوند وحی کرد تا کی می خواهی گریه کنی؟

اگر از ترس جهنم است از آتش  تو را پناه دادم،

اگر از شوق  بهشت است،

آن را در اختیار تو قرار دادم، چرا اینقدر گریه می کنی؟

حضرت شعیب پاسخ داد خدایا خود می دانی که گریه من

نه از آتش جهنم و نه از شوق بهشت و نعمت های آن است

بلکه محبت تو در دل من بسته شده و تا تو را نبینم آرام نمی گیرم

خداوند وحی کرد حال که چنین است من هم ،

هم سُخَنِ خود موسی را خادم تو می کنم...

و بنا به گفته تاریخ حضرت موسی (ع) ده سال

خدمتگزار حضرت شعیب بود...


چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید ، حال آن که

خیرِ شما در آن است

و یا چیزی را دوست داشته باشید ، حال آنکه

شرِّ شما در آن است.

و خدا می داند ، و شما نمی دانید...

 

(216سوره بقره)

لقمان حکیم نیمه شب برای نماز بیدار شد

اربابش را صدا زد که برخیز که از قافله جا نمانی 

ارباب خواب را ترجیح داد و گفت بخواب غلام

خداوند کریم است هنگام نماز صبح شد لقمان

دوباره ارباب را بیدار کرد تا از قافله نمازگزاران باز نماند

ولی ارباب باز هم همان پاسخ را به لقمان داد

خورشید داشت طلوع می کرد که لقمان دوباره به سراغ ارباب آمد

که ای بیخبر از کاروان نمازگران جامانده ای برخیز که

تمام هستی در حال سجود و تسبیح اند ولی تو را

خواب غفلت ربوده است

وارباب پاسخ داد که دل باید صاف باشد به عمل نیست 

خدا کریم است و نیازی به عبادت ما ندارد

روز هنگام ارباب کیسه ای گندم به لقمان داد تا بکارد

ولقمان آن را بفروخت و مشتی تخم علف هرز بر زمین پاشید

هنگام درو ارباب دید در باغ جز علف نیست 

علت را از لقمان جویا شد لقمان گفت

ای ارباب از عمل شما چنان گمان کردم

که اگر نیت صاف باشد عمل چندان مهم نیست

لذا من گندم گرانبها را بر زمین نپاشیدم

بلکه تخم علف هرز را به نیت گندم بذر کردم

چرا که خود گفتی نیت و دل باید صاف باشد

خداوند کریم است و به عمل ما نیاز ندارد...


عشق...

یعنی از خدا خواهش کنی

با تمام رنجها سازش کنی

عشق...

یعنی از جهان غافل شدن

نیمه شبها با خدا کامل شدن

نیمه شبها با  خدا کامل شدن

نیمه شبها با خدا کامل شدن

نیمه شبها با خدا کامل شدن


پروردگارا

چندیست فهمیده ام

که به اندازه همه ی نگرانی هایم

تو را نشناخته ام...


مردی مورچه ای را دید که خاکهای پای کوه را

جابجا می کند، به او گفت چه میکنی؟

مورچه گفت معشوقه ام گفته اگر کوه را جابجا کنی به وصال تو در خواهم آمد.
مرد نگاهی کرد و گفت:

حتی اگر عمر نوح هم داشته باشی این کار امکان پذیر نیست.
مورچه گفت خودم هم می دانم

اما برای عشقم تمام سعی خود را خواهم کرد؛

یا با معشوق و یا در راه معشوق.

شما به کی میگین آدم کریم؟

یکی از اسمهای خدا کریمه؛ یعنی خدا
بدون قابلیت میده
نمیگه عوضش فلان چیزو بهم بده
اون چیزی که داده رو پس نمیگیره

 نکته ی مهم:
اگه یه کیسه طلا توی حیاط خونه مون پنهان شده باشه و ما ندونیم،

هیچ وقت با اون طلا ثروتمند نمیشیم.
برای استفاده ی عالی از گنج کریم بودن خدا باید

درک کرمشو بکنیم؛ باید باورش کنیم

اونوقت خیلی چیزا از خدا میگیریم؛ اونوقت سبک و راحت میشیم


*******************************************

 عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰

گه گاهی که دلم میگیرد میگویم:

به کجا باید رفت؟

به که باید پیوست؟

به که باید دل بست؟

حس تنهای درونم گوید:

چه سوالی داری!...

تو خدا را داری..

و خدا اول و آخر با توست...



ای آگاه، ای خدا

ای نجات دهنده موسی از نیل

ای نجات دهنده عیسی از دست ظالمان 

 ای خلاصی دهنده قوم نوح از غرق شدن 

ای بزرگی که آتش را بر ابراهیم گلستان کردی

ای کریمی که اثر کارد را بر اسماعیل خنثی کردی

ای ترحم کننده بر یعقوب و ای برطرف کننده گرفتاری از ایوب

و ای نجاتبخش یونس از ظلمات های قعر دریا

ای کریمی که بنده ای را عزیز مصر کردی

و ای انجام دهنده همه خیرها و ای هدایت کننده به همه خوبی ها

اینک من بنده ضعیف تو اقرار میکنم که همه کارها بدست توست

خدای یگانه و یکتایم، به تو رو آورده ام و نیازم را می دانی

که تو خود بر آشکار و نهان آگاهی

اجابتم نما که همه امیدم به دستان مهربان توست

ای که همواره دو دستت را به رحمت گشوده ای...

وقتی همه امیدت به اونه.. به اون بالاسری..

به اونیکه میگه از رگ گردنت بهت نزدیکترم..

به اونیکه همه چیتو میدونه و بازم با لبخند نگات میکنه..

به اونیکه وقتی میتونست مچتو بگیره ولی دستتو گرفت و کمکت کرد..

به اونیکه وقتی تنبیه هم میکنه میشه تو تنبیهش محبتو دید..

به اونیکه وقتی صداش میکنی

صدای جااااانم گفتنشو تو تک تک لحظات زندگیت میشنوی..

به اونیکه ممکنه دیر بده ولی بهترینو میده..

به اونیکه وقتی داری گریه میکنی با لبخند نگات میکنه

و میگه صبر کن واست بهترین ها رو گذاشتم کنار..

به اونی که گناهتو یک بار مینویسه و ثوابتو صد بار...

به اونی که عاشقانه عاااشقته و صد بار اینو گفته..

آره.. وقتی همه امیدت به اونه خیالت راحته که یه پشت و پناه گرم..

یه حامی قوی و یه دست پر مهرداری

آره دلم کمی خدا میخواهد...

میان آرزوهای تو و معجزه خداوند ،

دیواریست به نام اعتماد

پس اگر دوست داری به آرزوهایت برسی

با تمام وجود به او اعتماد کن


زندگی بافتن یک قالیست 

نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی 

نقشه را اوست که تعیین کرده 

تو در این بین فقط می بافی 

نقشه را خوب ببین 

نکند آخر کار  قالی زندگی ات را نخرند !


نانوایی شلوغ بود و چوپان مدام این پا و آن پا می کرد

نانوا با تعجب پرسید: چرا اینقدر نگران و مضطربی!

چوپان گفت: گوسفندانم را در بیابان رها کرده ام

و آمده ام نان بخرم

می ترسم گرگ ها به گله ام بزنند

نانوا گفت: پس برای چه گوسفندانت را به خدا نسپرده ای!

چوپان گفت: چرا سپرده ام

اما او خدای "گرگها" نیزهست...


تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم

به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهگاهی جز من نداری

پس به سوی من بازگشتی  و من بودم که به تو اجازه بازگشت دادم

و من توبه تو را پذیرفتم که من مهربانترینم در بازگشتن...

 

تفسیر عاشقانه سوره توبه آیه

 شبی یک ساعت دعا بخوانید، اگر حال دعا نداشتید

باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید...

   در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است

هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها می توان حاصل کرد،

از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است

عاشق، خواب ندارد و جز وصال محبوب چیزی نمی خواهد

وقت ملاقات و رسیدن به وصال هنگام سحر است...

 

دستورالعمل های شیخ رجبعلی خیاط


خدایا….

یا نوری بیفکن ،

یا توری…

ماهی کوچکــت از تاریکی این اقیانوس می ترســـــد !

 

منبع متن:زمزار

zamzar.ir


بعضی اشک ها هستند... 

بی دلیل، بی بهانه ، یک دفعه ای، نصف شبی..

عجیب آدم را آرام می کنند... 

میگویند این اشک های بی بهانه،

سندشان به نام 

خداســــــــــــــت....

 

منبع متن:

جملات زیبا

http://jokland.ir/cat/65



اگر بگوییم خدایی وجود ندارد

مانند آن است که بگوییم

فرهنگ لغت

در اثر انفجار چاپخانه به وجود آمده است!! 

 

آنتونی رابینز

هر گاه که نمازت قضا شد و نخواندی

در این فکر نباش که وقت نماز خواندن نیافتی

بلکه بنگر که چه گناهی را مرتکب شدی

که خداوند نخواست در مقابلش بایستی؟؟؟

********************************************



مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ،

بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و

 از او خواست  کمکش کند تا خانه اش را بفروشد

بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند.

دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش،

یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند.
 
(( خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته،

 بام سه گوش، تراس بزرگ مشرف به کوهستان،

اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع.

کاملا دلخواه برای خانواده های بچه دار ))
 
صاحب خانه گفت دوباره بخوان!

مرد اطاعت کرد و متن آگهی را دوباره خواند و صاحب خانه گفت :

این خانه فروشی نیست!

در تمام مدت عمرم میخواستم

 جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی ،

ولی تا وقتی که تو نوشته هایت را نخوانده بودی نمی دانستم که چنین جایی دارم ...

خیلی وقت ها نعمت هایی را که در اختیار داریم را نمی بینیم

چون به بودن با آنها عادت کرده ایم ، مثل سلامتی ،

مثل نفس کشیدن ، مثل دوست داشتن ، مثل پدر ، مادر ،
خواهر و برادر ، فرزند ، دوستان خوب
و

 خیلی چیزهای دیگه که

 بهشون عادت کردیم ولی نعمتهای بزرگ پروردگار مهربونمون هستن...

پروردگارا سپاس

بابت تمام مهربونیهات و تمام این نعمتهای بی دریغت...

********************************

عشق فقط خدا