عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیم
عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان
ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیم

با تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانم
ای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزان

کوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریا
عاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیا

سیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکان
وصل در عین جدایی زندگی با جان جان
..زندگی با جان جان

عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان
چون که باشد پای یک عشق خدایی در میان...

کانال تلگرام ما
contact
جهت ورود کلیک کنید :)
جست و جو
آخرین نظرات
  • ۱۹ آبان ۹۷، ۱۴:۵۶ - سیّد محمّد جعاوله
    عالیه
پیوندهای روزانه

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق خدایی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

عشق فقط خدا 74


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا



مناجات زیبای شهید دکترچمران:


نمونه ای از یک عاشق واقعی خدا


خدایا،


به هر که و به هر چه دل بستم،


تو دلم را شکستی...! 💔

***********************************


پی نوشت خادم وبلاگ


ارزشسو داره آدم این مناجات رو قاب کنه بزنه دیوار اتاقش👌👏👏

 


چمران اینگونه و از ته دل با خدا صحبت میکنه

ما هم تا یه اتفاقی میفته

کلا خدا یادمون میره و

بعد که حالمون خوب شد

ادای عشق به خدا رو در میاریم


پیشنهاد میکنم کتاب چمران مظلوم بود

و کتاب آیه های جهاد و شهادت و بقیه کتابهای مربوط به شهید چمران را بخوانید

تا معنا و مفهوم واقعی عشق به خداوند از یک انسان را ببینید


ایشون دکترای فیزیک پلاسما و استاد دانشگاه در بهترین دانشگاههای امریکا دل میکنه و میاد میشه معلم بچه های مظلوم جنوب لبنان تا به همگان ثابت کنه میشه دل کند از دنیا و تعلقاتش

به همه نشون داد عاشقان خدا عوام و بیسواد نیستند و

جالبه در یکی از خاطرات یکی از دوستانش

اینطور گفته شده که عید که شد بچه ها به تعطیلات رفتند چمران هیچ جایی نرفت و در کنار یه سری بچه های یتم مدرسه که خونه شون نزدیک مدرسه بود ماند بعد از عید دلیلش را پرسیدند

گفت بچه هایی که به تعطیلات رفته بودند برمیگردند و از خاطرات مهمانی و عید و مسافرت و دید و بازدید تعریف میکنند

من اینجا ماندم تا با بازیهای متنوع و سرگرمی های جذاب برای این کودکان خاطره بسازم تا وقتی اونا خاطره تعریف میکنن اینا ساکت و سر به زیر و حسرت کشیده نباشند


واقعا روحش شاد

اینچنین عشق و اخلاصم آرزوست



مرتضی زمانی


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰



🔻رابطه‌ی توکّل و ایمان🔻



#توکل👈 یعنی «وکیل گرفتن».



#توکل کردن به خدا👈 یعنی #خدا رو بعنوان وکیل انتخاب کردن.

🍃 وقتی کسی وکیل می‌گیره، دیگه به اون وکیلش اعتماد میکنه، و کارهاش رو به او می‌سپره.😌

اصلِ #توکل همینه:👈 اعتماد به #خدا.

❌☝️ تا وقتی که انسان به #خدا اعتماد پیدا نکنه، نمی‌تونه اداره‌ی امورش رو به او واگذار کنه...

حتّی اگر هم به زبان بگه که «امور خودم رو به خدا واگذار کردم»...

👈 ولی باز هم دلش آروم نمی‌گیره💔 اضطراب داره..😟

⁉️ حالا «اعتماد به خدا» چطور ایجاد میشه؟!🤔

جواب:👈 با قوی‌تر شدنِ #ایمان.


👌 هر چقدر آدم ایمانش قوی‌تر باشه، اعتمادش به خدا بیشتر میشه، و

در نتیجه توکّلش به خدا بیشتر میشه.😍

⚡️به همین خاطر قرآن کریم می‌فرماید:👇

🕋 و عَلَی اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (مائده/۲۳)

💢 اگر ایمان دارید، به خدا توکّل کنید.



📛 یعنی اگر ما نمی‌تونیم به خدا اعتماد کنیم، و توکّلمون به خدا ضعیفه،

بخاطرِ اینه که ایمانمون ضعیفه.


✔️ آدم متوکّل کسی است که با ایمانِ قوی، در سختیها و گرفتاریها و

مشکلات زندگیش، به خدا اعتماد میکنه...

و توکّل میکنه...

✔️ بیکار نمیشینه، بلکه زحمتش رو میکشه💪

تلاشش رو میکنه💪

ولی نتیجه رو به خدا واگذار میکنه..

✔️ هر نتیجه‌ای که خدا براش رقم بزنه، با آرامش و اطمینان قلبی می‌پذیره،❤️😌

چون میدونه که #خدا خیر و صلاحش رو میخواد.


✅️ چون وکیلش خداست.😇



#رابطه‌ی_توکل_و_ایمان، #معارف_قرآن



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

گویند گوهرشاد خانم (همسر شاهرخ میرزا و عروس امیر تیمور گورکانی)

سازنده ی مسجد معروف گوهرشاد مشهد،

بر ساخت بنا نظارت کامل داشت و همیشه جهت هدایت و سرکشی حاضر می شد و

دستورات لازم را به معماران مسجد میداد.

از تعداد کارگران و میزان حقوق آنها اطلاع کامل داشت و حتی به کار حیوانات باربر رسیدگی میکرد و به کارفرمایان دستور داده بود از محل آوردن مصالح ساختمانی تا مسجد برای حیوانات باربر ظرفهای آب و علف بگذارند،

مبادا حیوانی در حال گرسنگی و تشنگی بار بکشد.

از زدن حیوانات پرهیز کنید، ساعات کار کارگران باید معین باشد و مزد مطابق زحمت داده شود و...


روزی هنگام سرکشی کارگر جوانی ناگهان چشمش به صورت او افتاد و در اثر همین نگاه، آتش عشق در وجودش شعله ور گشته و عاشق دلباخته ی او شد.

اما در این باره نمی توانست چیزی بگوید تا اینکه غم و غصه ی فراوان او را مریض کرد.

به خانم گزارش دادند که یکی از کارگران بیمار و در منزل بستری است.

گوهرشاد به عیادتش رفت و علّت را جویا شد.


مادر گفت او عاشق شما شده و از درد عشق بیمار است.

گوهرشاد فکری کرد و به مادر جوان گفت:

باشد، من از همسرم جدا شده و با او ازدواج می کنم،

به شرط اینکه مهریه مرا قبل از ازدواج بپردازد و

آن این است که چهل شبانه روز در محراب این مسجد نیمه کاره عبادت کند.

جوان پذیرفت.

پس از چهل روز گوهرشاد از حالش جویا شد، جوان به فرستاده ی او گفت:
لذّتی در عبادت و همنشینی با پروردگار یافتم که با عشق هیچ انسانی معاوضه نخواهم کرد.



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

عاشق که باشی...


#داستانک_معنوی

🍃نابینا شدن حضرت شعیب از شدت عشق و محبت به خداوند🍃


رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده است:

 که شعیب از محبّت خدا آنقدر گریست تا نابینا شد و


خداوند بینائی او را بازگرداند و باز آنقدر گریست تا نابینا شد . . . . .

خداوند به او وحی نمود:

ای شعیب اگر گریه تو برای ترس از آتش است

من تو را از آتش حفظ می کنم و

اگر گریه تو برای شوق به بهشت است تو را بهشت می دهم! ☘


🍃 گر مجرمی بخشیدمت

🍃 وز جرم آمرزیدمت

🍃فردوس خواهی دادمت

🍃خامش رها کن این دعا

🌷شعیب عرض کرد : پروردگارا تو خود می دانی که

سبب گریه من نه ترس از آتش توست و

نه شوق به بهشت تو،

بلکه عشق و محبت تو در دلم جا گرفته و

نمی توانم صبر کنم مگر آنکه به زیارت و دیدار تو نائل شوم! 🌷


🍃گفتا نه این خواهم نه آن

🍃دیدار حق خواهم عیان

 🍃گر هفت بحر آتش شود

🍃من در رَوم بهر لقا


🌺خداوند به او وحی نمود: حال که چنین است

 به علت این محبت و عشق تو به زودی کلیم خود

موسی بن عمران را به خدمت تو خواهم فرستاد تا خادمت باشد🌺

و میدانید که حضرت موسی در جریان فرار از کاخ فرعون و

در بیابان توسط دختران شعیب به ایشان معرفی شد و

 شد خدمتگزار و داماد شعیب پیامبر

.

.
و خدا اینگونه مزد عاشقانش را میدهد


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

عشق فقط خدا 35


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


💚مردم گویند،

🌹بهشت خواهی یا دوست؟


💚ای بیخبران

🌹بهشت با دوست نکوست...



#تقدیم_به_ساحت_دوست🌹



#ابوسعید_ابوالخیر





  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

عشق فقط خدا 34


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


✨💞می‌برم نام تو و

     ✨🌺از تو

           ✨🌸نشان می‌جویم


✨💞در رَه عشـــ❤️ـــق  تو

✨🌺 تــــــا

✨🌸نام و نشان است مرا




✨🌹 #سلمان_ساوجی


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#شعر_عاشقانه

یکی از شاهکار های عاشقانه خدایی از شاعر غنی دل و عاشق واقعی خدا از

 #استاد_کیوان_شاهبداغی

******************************


💐 درون غار تنهایی ، به لب غوغا ، ولی راز سخن با او ، نمی دانی

کسی چون نور می گوید ، بخوان

و تو آهسته می گویی ، که من خواندن نمی دانم

و او با مهر می گوید

بخوان ، آری به نام خالق انسان ، بخوان ما را


و تو با گریه های شوق ، می خوانی

.

.

💐 تو آیا دیده ای

وقتی که بعد از قهر و بد عهدی

به هنگامی که بر سجاده اش با قامت شرمی

به یک قد قامت زیبا، تو می آیی

به تکبیری، تو را همچون عزیز بی گناهی ، راه خواهد داد

و می پوشاند او ، اسرار عیبت را

و از یاد تو هم ، بد عهدی ات را ، پاک خواهد کرد

جواب آن سلام آخرت را ، بر تو خواهد داد

و با یک نقطه در سجده ، تو گویا باز هم ، در اول خطی
.

.

💐 تو آیا دیده ای وقتی چیزی آرزویت بوده ، آن را جسته ای

آن گاه می بینی ، به جز یک سایه ، چیزی در درون دست هایت نیست

کسی آهسته می گوید

نگاهم کن، حقیقت را رها کرده ، مجازی را تو می جویی ؟

تو سیمرغی درون آسمان گم کرده ،

اینک سایه اش را بر زمین خاک می پویی؟

اگر یابی ،به جز یک سایه ، چیز دیگری داری؟

پس آنگه یک شعاع نور، چشمان تو را ، از خاک تا افلاک خواهد برد
.
.

💐 تو آیا دیده ای ، وقتی هوای سینه ات ابر است و باریدن نمی داند

و دشت سینه ات ، می سوزد از بی آبی خوبی

تمام غنچه های مهر ، در جان تو خشکیده ست

به یادش ، قلب تو ، آرام می گیرد

و چشمان امیدت

گونه های چشم در راه تو را ،

با بارشی سیراب خواهد کرد

و گل های محبت ، در تمام پهنه جان تو می روید
.

.
💐تو آیا دیده ای وقتی دلت می گیرد از دلگیری مردان تنهایی

که شب هنگام، سر به زیر افکنده

شرم خالی دستان خود را ، در کویر مهربانی ، چاره می جویند

کسی آهسته می گوید:

سرای عشق را ، یک بار دیگر آب و جارو کن

سوار صبح در راه است
.

.
💐 تو آیا دیده ای ، وقتی که دریای پر از طوفان مشکل ها

بساط زورق اندیشه را

در صد خروش موج می پیچد

کسی سکان این زورق ، به ساحل می برد با مهر

و می داند که تو

بی آن که در ساحل ، به شکری ، قدر این خوبی بجای آری

بدون گفتن یک یا خدا

این ناخدا ، از یاد خواهی برد
.

.
💐 خدا را دیده ای آیا؟

به هنگامی که در این بیکران ، این پهنه هستی

به ترسی از رها بودن ، تو می پرسی

کسی می بینَدَم آیا ؟

کسی خواهد شنید این بنده تنها؟

جوابت را ، نه از آن کس که پرسیدی

جوابت را ، خودش با تو

و با لحن و کلام مهر می گوید

که من نزدیک تو هستم ، به هنگامی که می خوانی مرا

آری ، تو دعوت کن مرا ، باعشق

اجابت می کنم با مهر

هدایت می شوی بر نور
.

.
💐 خدا را دیده ای آیا؟

گمانم دیده ای او را

که من هم آرزو دارم ، ببینم باز هم او را

به چشم سر ، که نه

او خود گشاید ، دیده های روشن دل را

لطیف و خلق و آگاه است

چه زیبا می شود، چشمی که می بیند تو را

چشم دلی از جنس نور و عشق و آگاهی
.

.

.

................................................


✨کیوان شاهبداغی✨



*****************************

عشق فقط خدا


❤️ کانال تلگرامی عشق فقط خدا ❤️


https://telegram.me/eshgekhodayi

تلگرام عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۱
  • ۰


✨ آثار خدمتــ به پدر و مادر ✨


✨🌹✨🌹✨🌹✨

💚√ برتر از جهاد:

【پیامبر اکرم (ص)فرمودند: قسم به خدایی که جانم دردست اوست

هر آینه انس پدر و مادر به تو در یک شبانه روز، از جهاد یک سال بهتر است.】

💚√ نیکی به والدین کفاره گناهان است:


【شخصی نزد حضرت رسول (ص) آمد عرض کرد:

کار زشتی نبوده مگر این‌که من انجام داده‌ام آیا برای من توبه‌ای هست؟

حضرت فرمود: برو به پدر و مادرت نیکی کن تا کفاره گناهانت گردد.】

💚√ نگاه شفقت به پدرو مادر:


【پیامبر(ص)وفرمود: نیست فرزند نیکوکار به پدر و مادرش

مگر این‌که هر گاه از روی رحمت و محبت به والدین خود بنگرد

بهر نظری ثواب یک حج مقبوله برایش می باشد.】

💚√ خشنودی والدین خشنودی خداست:

【پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

خشنودی خداوند با خشنودی والدین است و خشم او با خشم ایشان است.】

💚√ دعای ملائکه به نیکی کننده به والدین:

【رسول خدا(ص) فرمود: خدای را دو ملک است که یکی از آن‌ها میگوید

خدایا از هر شری و آفتی نیکی کننده به والدین را نگهدار،

و دیگری میگوید: خدایا هلاک کن عاق والدین ها را به سبب غضب

فرمودند به آن‌ها و البته دعای ملک هم مستجاب است.】

📕 منابع؛

⇦بحار الانوار، ج 74، ص 52
⇦بحار الانوار، ج 74، ص 82
⇦بحار الانوار، ج 74، ص 73.
⇦کنز العمال، ج 16، ص 470.
⇦مستدرک الوسائل کتاب نکاح باب86 ص627


***************************************


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


داستانی در باره ماهیت حقیقی یک عشق بر مبنای هوس


در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر


درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب


از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و


تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد.


دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و


او را به خاطر این کار سرزنش می‌کردند، اما آن جوان عاشق هرگز


گوش به حرف آن‌ها نمی‌داد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می‌آورد


که تمام سختی‌ها و ناملایمات را بجان می‌خرید.


شبی از شب ها جوان عاشق مثل تمامی شب‌ها از دریا گذشت و به معشوق رسید.


همین که معشوقه خود را دید، با کمال تعجب پرسید:

«چرا این چنین خالی در چهره خود داری؟!»

معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و

من در عجبم که تو چگونه متوجه نشده‌ای.»

جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و

گویی هرگز آن را ندیده بودم.»

لحظه‌ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید:

«چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»

معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در

چهره‌ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و

من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!»

جوان عاشق می‌گوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و

گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.»

لحظه‌ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید:

«چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!»

معشوقه جواب می‌دهد: «شکستگی دندان پیشین من در

اتفاقی در دوران کودکی‌ام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و

من نمی‌دانم چرا متوجه نشده بودی!»

جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می‌دهد.

آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقه‌اش می‌بیند و

بازگو می‌کند و معشوقه نیز همان جواب‌ها را می‌گوید.

به هر حال هر دو آن ها شب را با هم به سحر می‌رسانند و

مثل تمام سحرهای پیشیین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی می‌کند

تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقه‌اش می‌گوید:

«این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!»

جوان عاشق با لبخندی می‌گوید:

«دریا از این خروشان‌تر بوده و من آمده‌ام،

این تلاطم‌ها نمی‌تواند مانع من شود.»

معشوقه‌اش می‌گوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و می‌آمدی، عاشق بودی و


این عشق نمی‌گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیفتد.


اما دیشب به خاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدی‌ها و ایرادات من را دیدی.


از تو درخواست می‌کنم برنگردی، زیرا در دریا غرق می‌شوی.»


جوان عاشق قبول نمی‌کند و باز می‌گردد و در دریا غرق می‌شود.


**********


و ماهیت عشق های زمینی بهتر از این نمیتواند باشد


تا وصال صورت میگیرد عاشق و معشوقی دیگر وجود ندارد


البته بجز استثنائاتی کم


مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر می‌پردازد؛

مولانا می‌گوید تمام زندگی شما مانند این داستان است.

زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامونتان شکل می‌دهد.

اگر نگاهتان‌، مانند نگاه یک عاشق باشد، همه چیز را عاشقانه می‌بینید.

اگر نگاهتان منفی باشد، همه چیز را منفی می‌بینید.

دیگر آدم های خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و نخواهید دید.

دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ نخواهد داد و

نگاه منفی‌تان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب را متوجه شوید.

اگر نگاه عاشقانه از ذهنتان دور شود، تمام بدی‌ها را خواهید دید و

خوبی‌ها را متوجه نخواهید شد. نگاهتان اگر عاشقانه باشد،

بدی‌ها را می‌توانید به خوبی تبدیل کنید..


زیبایی باید در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن مینگری

"مولانا"

عشق را بی معرفت  معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گل ها زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن  شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن  پیدا مکن

دل شود روشن  ز شمع اعتراف
با کس ار بدکرده ای حاشا مکن

ای که از لرزیدن دل  آگهی
هیچ کس را  هیچ جا رسوا مکن

زر به دست طفل دادن  ابلهی است
اشک را  نذر غم دنیا مکن

پیرو خورشید  یا آیینه باش
هرچه عریان  دیده ای رسوا مکن




  • مرتضی زمانی
  • ۱
  • ۰

چرا ز من بریده ای بنده ی پر خطای من؟ 

چرا صدا  نمی زنی خدای من خدای من؟


مگر ز من چه دیده ای مگر بدی کشیده ای؟

چرا صفا نمی کنی به ذکر دلربای من؟


خدای مهربان منم کریم و میزبان منم

عاشق میهمان منم بیا بیا گدای من


اگر چه کرده ای خطا تباه کرده ای عطا

بیا بیا دوباره ای بنده ی بی وفای من


بیا بیا به نیمه شب بزن تو زانوی ادب

بخوان شکسته دل مرا تا بچشی صفای من


به معصیت زدی چو دست، دل حبیب ما شکست

بیا بیا گنه مکن به یاد او برای من


ای تو که شکسته ای مریض و زار و خسته ای

مرا بخوان تو در سحر، سحر بود شفای من


مرو به جای دیگری سرت بنه به پای من

دعای توست مستجاب سحر دهم تو را جواب


ای ابراهیم! نفرینت را از بندگانم بازدار.


همانا من آمرزنده و مهربانم،


جبار بردبارم. گناهان بندگانم مرا زیان نمی رساند، همچنان که


طاعت شان مرا سود نبخشد. من آنان را برای فرو بردن خشمم


سیاست نکنم، پس نفرینت را از بندگانم بردار.


بندگانم سه گونه اند: گروهی توبه می کنند و من توبه شان را


می پذیرم و گناه شان را می بخشم.


آن گاه عذاب را از عده ای از بندگان باز می دارم؛ چون می دانم


فرزندان مؤمنی از نسل آنان پدید می آیند.


گروهی هستند که عذاب شان عظیم تر است، چرا که عذاب من


بر بندگانم برحسب جلالت و کبریایی من است.


ای ابراهیم! مرا با بندگانم واگذار؛ چون من از تو نسبت به آنان


مهربان ترم؛ همانا جبار بردبارم، بسیار دانای حکیم هستم


و با علم خویش تدبیرشان می کنم و


با قضا و قدرم در آنان نفوذ می کنم.


نقل از پیامبراکرم (ص)




از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود:


خداوند به من وحی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند،


هیچ کدام از اعمال در نزد من ارزششان بیشتر از گریه کردن


از خوف من نمی باشد و من برای چنین اشخاصی


در رفیع اعلاء«بهشت» قصری بنا می کنم


که هیچ کدام غیر از گریه کنندگان به آن قصر راه ندارند



از امام رضا (ع) نقل شده که فرمود:


خداوند متعال در ثلث آخر هر شب ملکی به آسمان دنیا می فرستد


و به وی دستور می دهد که ندا کند:


آیا سئوال کننده ای هست تا من «خداوند» به وی عطا کنم؟


آیا توبه کننده ای هست که توبه ی او را بپذیرم؟


آیا استغفار کننده ای هست تا او را ببخشم؟


ای خواهان خیر و نیکی! بشتابید و ای خواهان شرّ! بمانید.


آن ملک تا دم سحر این نداها را تکرار می کند. وقتی که صبح می شود.


آن ملک به محل خود در ملکوت آسمان ها می رود



«وللهُ الأسماءُ الحُسنی فادعوهُ بها»


برای خدا اسماء حسنایی هست


پس او را از طریق آن اسماء حسنی بخوانید


(اعراف آیه‏ 179)


وَکَأَیِّن مِّن آیَةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ

عَنْهَا مُعْرِضُونَ یوسف آیه﴿۱۰۵﴾


و چه بسیار  نشانه‌ها در آسمانها و زمین وجود دارد

که آنان از کنارشان می‌گذرند و از پذیرش آنها روی می‌گردانند



من برای بندگان صالحم چیزهایی را مهیا کرده ام

که نه چشمها آنها را دیده اند

و نه گوشها آنها را شنیده اند

و نه به قلب کسی کیفیت آن خطور میکند

حدیث قدسی



داستانک معنوی

روزی حضرت موسی برای مناجات  باخدا به کوه طور می رفت 

دربین راه شخصی را دید که به التماس وزاری ازاوخواست 

تا ازخدابخواهد ازگناه اوبگذرد وگفت من گناه کرده ام  گناه بدی هم مرتکب    

شده ام وبه موسی  گفت چه گناهی کرده وآن حضرت هم قبول کرد

وبه راه افتاد ومشغول مناجات با خدا شد


خطاب رسید ای موسی

من بخشیدمش(ازقبل) فقط به بنده ام بگوازتویک گله دارم

 که چرا گناهش را به توگفت ! 

که هروقت چشمش به توبیفته خجالت بکشه

من نمیخواهم بنده ام  از کسی خجالت بکشه


******************************************


عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

  • مرتضی زمانی
  • ۱
  • ۰


خدای من


از آسمانم ماتم ببارد


هراس بی تو ماندنم ادامه دارد


نمی نویسم ترانه بی تو چگونه پر کشد خیال واژه بی تو


به لب رسیده جان کجایی کجایی که برده طاقتم جدایی


باران تویی به خاک من بزن


بازا ببین که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم


باران تویی به خاک من بزن


بازا ببین که در ره تو من نفس بریده در گذارم


مگر ندانی چو از تو دورم بیراهه ای خموش و تار بی عبورم


نمی توانم دگر برویم که من اسیر این خزانه روبه رویم …..


 به لب رسیده جان کجایی کجایی رهی نمانده تا رهایی


باران تویی...



همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه سروپا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن



شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد-

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


(شیخ بهایی)



و باز هم معجزه علمی قرآن کریم


تاقبل از این تنها حشره باهوش را زنبور عسل می دانستند


که از طریق علم هندسه کندوی شش ضلعی می سازد


و پس از آن عنکبوت که از روی نقوش هندسی تار می بافد


جالب تر اینکه تازگیها مورچه راهم به جمع هندسه دانان اضافه کرده اند


نمیدونم خدا را تحسین کنم

یا شاگرد هندسه دانش عنکبوت را



جنین اول : داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟


آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟


جنین دومی : نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛


مگه تا حالا مامان رو دیدی؟


یا کسی که تولد شده برگشته واسه ما تعریف کنه؟


نه من اصلا نه به مامان اعتقاد دارم نه


به دنیای بعد از تولد…


توی این رحم اگه خوشی کردی که کردی


وگرنه بعد از اینکه تولد بشیم دیگه نابود میشیم؟!!!!!!!


پی نوشت:


حکایت اونایی که میگن خدا رو کی دیده و


کی اون دنیا رو دیده و ازش خبر آورده


بهشت و جهنم همش این دنیاست


خوش بگذرون


خدایا!

می نویسم...

می نویسم از تو برای تو

بدون هراس از خوانده شدن

بگذار همه بدانند

می نویسم برای تو

برای تویی که بودنت را

نه چشمانم میبیند

 و نه گوش هایم می شنود

و نه دستانم لمس می کند

تنها با شعفی صادقانه

با دلم احساست می کنم... !!!



«هنگامی که سوار بر کشتی شوند،


خدا را با اخلاص می‌خوانند (و غیر او را فراموش


می‌کنند)؛ امّا هنگامی که خدا آنان را به


خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک می‌شوند.(سوره عنکبوت)


یا سریع الرضا…. آب از سرمم گذشت….


دارم غـرق میشم …


دســـــــــتت کــــــــــجاست!!!



~~✿ یا رئوف ✿~~


حالا میفهمم اینکه خودت فرمودی


بزرگترین گناه نا امیدی از منه یعنی چی!


بعضی وقت ها تو هم اگر مرا ببخشی


خودم، خودم را نمی بخشم !!!


شبهای دراز بی عبادت چه کنم؟


طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟


گویند کریم است و گنه می بخشد


گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم ؟


 

خداوند به حضرت موسی فرمود:


ای موسی،تا ندانی گنج های خزائنم تمام شده


غم روزی مخور


تا ندیده ای که مُلک و پادشاهی من از دست رفته


به دیگری امید مبند


تا مرده شیطان را ندیدی


از مکرش ایمن مباش.

تا نفهمیدی که گناهانت را آمرزیده ام


به گناه (شخص)دیگری مپرداز


******************************************


عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

 




ای عزیز تائب ! (توبه کننده)


دانی که خدا با تو چه عشقی دارد ؟


امام باقر (ع) می فرماید :


 به راستی که خداوند به توبه و بازگشت بنده خود شادتر باشد


از مردی که در شب تار شتر و توشه خود گم کرده باشد و آن را بیابد.


و امام صادق (ع ) می فرماید :


 بنده چون توبه نصوح کند خدا او را دوست دارد


و در دنیا و آخرت بر او پرده پوشی کند ؛


یعنی هر چه از گناهان که دو فرشته مُوکّل برایش نوشته اند


از خاطرشان ببرد و به اعضای بدنش وحی فرماید که


گناهانش را نهان دارند و بر قسمت های زمین فرماید


که آنچه گناه بر تو کرده است نهان سازد و در هنگام


ملاقات او با خدا هیچ گواهی بر گناهش اقامه نشود


 دانی که در تمام عمرت خدای در انتظار بازگشت توست ؟



در بنى اسرائیل شبى بنده اى به خواب رفت


و از عبادت شبانه باز ماند چون از خواب برخواست ،


نفس خود را ملامت کرد


و گفت : به سبب تو از عبادت پروردگار باز ماندم ؟


به موسى خطاب شد که به بنده ما بگو،


ما براى سرزنشى که از نفس کردى ،


پاداش یکصد سال عبادت برایت نوشتیم .




هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست


مگر اینکه روزى او بر خداست


خداوند می‌فرماید حتی موجوداتی که دست و پا هم ندارند


من روزی آنها را می دهم .


 

« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها ؛


« وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها»



قربون خدا برم که تورم تو کارش اثری نداره


هنوز با یک پنجاه تومانی هفتاد نوع بلا را دفع میکنه!!!


قال الله عزّوجلّ:

بنده‌ام با چیزی بهتر از واجبات به من

نزدیک نمی‌شود.

و با مستحبات به من نزدیک می‌شود

تا اینکه دوستش بدارم. آن‌گاه که دوستش بدارم،

  من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود

و دیده‌ی او که با آن می‌بیند و زبان  او که با آن

سخن می‌گوید و دست او که قدرت‌نمایی می‌کند.

اگر دعایم کند  اجابتش می‌کنم

و اگر از من بخواهد به او می‌دهم.



ای آشنای عبد گنهکار یا مجیر

                

       مشکل گشای هرچه گرفتار یا مجیر


از من تمام عمر گنه دیدی و گنه

                    

      شرمنده ام از این همه تکرار یا مجیر


از بس که تو ندیده گرفتی گناه من

          

            بر معصیت نموده ام اصرار یا مجیر


دیگر بیا مرا ز حریمت جدا مکن

          

          ای بهترین پناه منِ زار یا مجیر



امام صادق علیه السلام فرمودند


خداى عز وجل مى فرماید:


 اگر بر بنده مومنم تنگ گیرم غمگین مى شود در صورتى که این


تنگى او را به من نزدیکتر مى سازد و اگر بر بنده مومنم وسعت دهم


شادمان گردد، در صورتى که آن وسعت او را از من دورتر مى سازد


و هر مصیبتی به شما برسد

به سبب دست آورد خود شماست


و خدا از بسیاری از گناهان در می‌گذرد»


وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ
 
وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ

(شوری.آیه 30)


آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

                     دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار


این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

                  هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار


دلنوشته خدایی


خداجونم...


وقتی دلت از من میگیره


چکار میکنی!؟


آخه میدونم خیلی اذیتت میکنم


اما هیچ عکس العملی نشون نمیدی


اونموقع دقیقا به چی فکر میکنی


من که میدونم میگی درست میشه و توبه میکنه


برمیگرده باید بهش فرصت بدم نمیفهمه الان


جبران میکنه ولی من...


خدایا بعضی وقتا محبتت


بزرگیت رحمان و رحیم بودنت آتیشم میزنه


میتونی مچم رو بگیری دستم رو میگری


میتونی سنگم کنی نیستم کنی تمام کنی عمرم را در حین گناه اما


از بس منصف و مهربانی و بزرگ و بی کینه و


بقول خودمونی ها لارج شخصیتی که


باز هم فرصت میدی و امیدواری بهم و


من باز هم ادامه میدهم این نافرمانی و گناه را


خدایا اگه بهمون بگن فقط 3روز مهلت داری تو این دنیا


حتی یک گناه هم نمیکنیم


دل نمیشکنیم


مال حرام نمیخوریم که چه بگویم مال شبهه ناک هم نمیخوریم


از هر کی که یادمونه با خضوع و خشوع طلب حلالیت میخواهیم


از مال دنیا به دیگران کمک میکنیم


میشینیم با خودم حساب میکنیم نماز قضا داریم؟روزه چی؟


و بعد در مورد قضا یا وصیت این موارد چاره ای میکنیم


سری به قرآن میزنیم که تو طاقچه خاک میخوره


به اقوام و آشنایانی که شاید


سالهاست ازشون بیخبریم سری میزنیم


شاید شبها بخاطر غنیمت شمردن زمان


بیدار میمونیم و زانو نشسته عبادتت را میکنیم


و خیلی کارای دیگه که الان مایل به انجامش نیستیم


خدایا تو به ما تضمین دادی که تا کی باشیم؟


پس چرا غافلیم؟


مشکل کجاست؟


خدایا خودت دستمونو بگیر ما واقعا مصداق این شعریم


سائلی بی دست و پایم راه را گم کرده ام


عبد کوی شاه عشقم شاه را گم کرده ام


بس که دوری جستم از این بارگاه باصفا


صاحب درگاه را گم کرده ام


*********************************


عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰



تو اگر دلگیری لحظه ای چشم ببند...


اندکی اشک بریز و بخوان نام مرا...


به تو من نزدیکم نام من یزدان است


و لقبم  ایزد  پاک


 تو مرا زمزمه کن...


خواهم آمد سویت بی صدا یادم کن یا که فریادم کن


که منم منتظر فریادت!



ای مسکین غرق در گناه


آیا میدانی تو خدایی را نافرمانی میکنی که اولین وآخرین اوست


قادرو تواناست وهیچ امری به غیر اذن او انجام نمیگیرد.


ای ضعیف ناتوان، تو


پروردگاری را نافرمانی میکنی که اوپادشاه قادر وتواناست.


ای مکتبر مغرور، بترس که اوکلامت رامیشنود


جایگاهت را میداند سر ونجوایت را میشنود وآگاه به همه احوالت است


چگونه است که اعمال و کردار ناشایست خود را از بندگان میپوشی


واز او که رب و پروردگار بندگان است حیا نمیکنی ...


نظر و نگاه بندگان را بزرگ ونظر پروردگارت را کم اهمیت میدانی...


راستی اگر او خشم گیرد کدامین آسمان تو را میپوشد؟


کدامین زمین به تو جا ومکان میدهد؟ کجا در امان خواهی بود؟


چگونه نعمت را با کفر جواب می دهی؟


بخشش وعطا را با گناه ومعصیت...و خدا خشمگین و ناراضیست؟


آیا راضی می شوی در ملک وخانه تو،


درحریمت علیه تو توطئه شود وتو آرام باشی؟


ولی خود درملک خدایت به معصیت مشغولی


گناه میکنی وبه رحمت اوامیدواری...


خداوند میفرمایند:


مــــن نـــــزد گــــمــــان بـــــنــــده ی


مـــــومـــــن هــــســــتـــــم اگـــر گـــمـــان خـــــوب بــــه مــــن


بـــــبــــرد بـــــه او خـــــوبـــــی مــــیــــرســـانـــم...


 خــــــــــــدایا...

ما را با روزی هایمان امتحان کردی و ما زود نا امید شدیم


زود فراموش کردیم که تو روزی دهی تا آنجا که روزی


که بخشش توست به جای اینکه از تو بخواهیم


از مردمانی خواستیم که خودشان روزی خوار تواند.


خدایا به ما یقین درست و راست بده تا باورمان شود


بخشنده تویی تا به رنج و سرگردانی نیفتیم


آرامشی ناب در دلمان بیانداز تا بیهوده به این در و آن در نزنیم...


(صحیفیه سجادیه)



در زمانی که کنی قصد گناه / گر کند کودکی از دور نگاه /


شرم داری ز گنه درگذری / پرده ی عفت خود را ندری /


شرم بادت ز خداوند جهان / که بود واقف اسرار نهان ......



خداوند متعال به موسی (ع) می فرماید:


ای پسر عمران


دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد ولی هنگام شب،


تا صبح می خوابد سپس فرمود: آیا دوست خواستار خلوت کردن


با دوست خود نیست؟ ای پسر عمران، من از دوستان خود با خبرم


چون شب بر آنان وارد شود، دیده دل هایشان به سوی من نگران است،


و عقاب و کیفر من پیش چشمشان نمودار است و با من از راه مشاهده


و حضور سخن می گویند. ای پسر عمران، از دل خود خشوع،


از بدن خود فروتنی، و از چشم خود اشک، در تاریکی های شب،


برای من بفرست، که در این حالات مرا به خود نزدیک خواهی یافت.


برخیز که عاشقان به شب راز کنند     گرد در و بام دوست پرواز کنند


  هرجا که بود دری به شب در بندند      الا در دوست را که شب باز کنند



هرگاه او را بخوانی نـــــــدایت را می شنود


 وچون با او راز دل گویی راز تو را می داند


پس حـــاجت خود را با او بگوی وآنچه در دل داری نزد او بازگوی


غم واندوه خود را نزداو مطرح کن تا غم های تو را برطرف کند


و در مشکلات تو را یاری رساند واز گنجینه های رحــــــــــمت او


چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند


پس هرگاه اراده کنی می توانی با دعـــــــا


درهای نعمت خدا را بگشایی تا بـــاران رحمتش بر تو ببارد


مولا علی (ع)

نــــگــــویـــیـــد

خـــــــــــدا تـــنـــهـــــــــاســتــــــــــــ ،

دلــــخــــوشــــــــم بـــــه ایـــنـــکـــــه

“بــــــا خـــــــــــدا هـــستــــــم”


خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن...



آیا به آسمان نمی نگرند که چگونه برافراشته شده...


کسانی که غیر از خدا آنها را میخوانید و پرستش میکنید،


اینها هرگز نمیتوانند حتی یک پشه ای بیافرینند.(18/غاشیه-73/حج)


زمینم خیلی غریبه...اینطور نیست


 تا حالا بهش فکر نکرده بودم!!!


قربونت برم خدا نمیدونم زیبایی آفرینشتو بنگرم یا عظمتش را...



یا رب که می گویم خیالم راحت می شود

دلم آرام میگیرد کسی تا آخر هوایم را دارد


رب ؛ یعنی پرورش دهنده

یعنی چیزی را از همان اولِ اول ،

مثل یک دانه ی کوچک پرورش دهی ،


مراقبش باشی ،آب و آفتابش را اندازه بگیری

برایم ربوبیت کرده ای که اکنون اینجایم


می دانم آفت زده ام

و خیلی وقت است که گُل نمیدهم

اما خیالم راحت است که فراموشم نمی کنی


گیرم چند روزی را آبم ندهی،

بگذاری جایی پرت و دور از نور

تا آفتم کشته شود؛


گاهی روزهایم سخت میگذرند،

اما به حکمتت که فکر میکنم

خیالم آسوده می شود...


*********************


عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


به نیمه شب که همه مست خواب خوشند


من و خیال تو و ناله های درد آلود


لحظات ناب شب

خیز ، ای بنده محروم و گنهکار بیا


یک شب ای خفته غفلت زده بیدار بیا



بس شب و روز که در زیر لَحَد خواهی خفت


دَم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیا



شب فیض است و در توبه و رحمت باز است


خیز ، ای عبد پشیمان و خطاکار بیا




پرده شب که بود آیت ستّاری من


دور از دیده مردم ، به شب تار بیا



این تویی ، بنده آلوده و شرمنده من


این منم ، خالق بخشنده ستّار بیا




مگشا دست نیازت به عطای دگران


دل به من بسته و بگسسته زاغیار بیا



فرصت از دست مده ، می گذرد این لحظات


منشین غافل و بی حاصل و بیکار بیا


(ای محمد) بگو: اگر خدا را دوست دارید


از من پیروى کنید تا خداوند دوستتان بدارد


و گناهانتان را ببخشاید و خداوند


آمرزنده و مهربان است


(آل عمران آیه 31)



شــکر خــدایی را که تا صداش می زنم جوابمو میده


اگرچه وقتی او منو صدا می زنه من سستی می کنم


شــکر خــدایی را که هرچه از او طلب میکنم بهم عطا میکنه


اگرچه وقتی او درخواستی از من داره من بخل می ورزم


شــکر خــدایی را که هر وقت بخوام میتونم صداش بزنم


شــکر خــدایی را که هر گاه دنبال خلوتی با او باشم


بدون هیچ واسطه ای می تونم


شــکر خــدایی را که به غیر او دل نمی بندم و امیدوار نمیشم


که اگر به غیر او دل ببندم نا امیدم میکنه


شــکر خــدایی را که بهش توکل میکنم اکرامم میکنه


وبه مردم تکیه نمیکنم که اگر تکیه کنم خوارم میکنه


شــکر خــدایی را که به من محبت میکنه در حالی که از من بی نیازه


شــکر خــدایی را که تحملم میکنه با من با بردباریش معامله میکنه


انگار من گناهی انجام ندادم  جای داره من بگویــــــــــــــــم:


مــــولای من بهترینه خـــــدای من عزیزترینه پیش من و


سزاوار است که من او را شــکر کنم




بدانید و آگاه باشید خداوند رحمت کند شما را


براستى که اساس طریقت حقیر


بر این سه پایه ، محکم و استوار است :


بیدارى سحرها، غذاى حلال و توجه به نماز و حضور قلب در هنگام نماز.


(مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی)


هر گنج سعادت که خدا داد به  حافظ

از یمن دعاى شب و ورد سحرى  بود



آن خدایی که من می شناسمش


شب منتظراست برخیزی برای نماز شب

تاخلوتی عاشقانه کند با تو


و میدانم بی تابی میکندبرای نوای بندگانش


و میدانم که عاشق چشم گریان است

و  اشکها را یکی یکی می شمارد


   دردل شب خیز و ریز قطره اشکی ز چشم 

که دوست دارم کند گریه گنهکار ما


خواهم اگر بگذرم ز جمله عاصیان

  کیست که چون و چرا ، کند زکردار ما



مرا بندگانى است که دوستم دارند و من دوستشان دارم ،


مشتاق منند و من مشتاق آنانم، به یاد منند و من به یاد آنانم ...


کمترین چیزى که به ایشان مى دهم سه چیز است :


اوّل : پرتوى از نور خود را در دلهایشان مى افکنم که بدان


سبب از من خبردار مى شوند چنان که من از آنان خبر دارم .


دوّم : اگر آسمانها و زمینها و هر آنچه در آسمانها و


زمینهاست در ترازوهاى آنها باشد در برابر ارزش آنها کم مى بینم .


سوّم : به آنان روى مى آورم و کسى که من به او روى آورم


آیا فکر مى کنى کسى مى داند که چه مى خواهم به او بدهم ؟!


(فرموده خداوند به یکی از پیامبران)



اى آنکه هرچه بنده بخواهد عطا کنى 

هر درد بى دواى ضعیفان دواکنى


از لطف وجود و بخشش و از فضل و از کرم

مخلوق خویش را همه از خود رضا کنى


با راءفت و رحمت بى منتهاى خویش

بیگانه را به درگه خود آشنا کنى


در حیرتم که من خجلم از گناه خویش

مولا توئى ، زبنده عاصى حیا کنى


عبد گریزپاى تواءم نادم آمدم

نبود روا که آمده را خود رها کنى



رسول خدا فرمودند: دو رکعت نمازی که انسان در دل شب بخواند


از دنیا وآنچه در آن است برای او بهتر می باشد

...........

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

رسول خدا (ص) فرمود:

در شب معراج رسیدم به ملائکى که ایستاده بودند

و سرهایشان به زیر بود و عجب آنکه عضوى

از اعضاى ایشان که حمد خدا را نکند نبود،

پرسیدم: اینها که هستند؟

جبرئیل عرض کرد:

از اول خلقت تا حال

 از عظمت خدا سر بلند نکرده اند...



داستانک


آورده اند روزى یکى از بزرگان(عبدالجبار) در سفر حج


 زنى را دید که در خرابه مى گردد و چیزى مى جوید


در گوشه مرغکی افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت!


 در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد. چون زن به خانه اش رسید،


کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى


که ازگرسنگى هلاک شدیم!


 آن مرد سخت گریست و جویای حال او شد


گفتند:کودکان یتیم دارد و بزرگوارى او نمى گذارد


که از کسى چیزى طلب کند. او با خود گفت :


اگر حج مى خواهى ، این جاست . بى درنگ


آن هزار دینار را به زن داد و آن سال در کوفه ماند


 هنگامى که حاجیان از مکه باز گشتند، وى به پیشواز آنها رفت .


مردى در پیش قافله بر شترى نشسته بود و مى آمد


چون چشمش بر عبد الجبار افتاد، خود را از شتر به زیر انداخت


وگفت : اى جوانمرد! از آن روزى که در سرزمین عرفات ،


ده هزار دینار به من وام داده اى ، تو را مى جویم .


اکنون بیا و ده هزار دینارت را بستان !


عبد الجبار، حیران ماند و خواست که از آن شخص حقیقت حال را


بپرسد که وى به میان جمعیت رفت و از نظرش ناپدید شد.


در این هنگام آوازى شنید که :

اى عبد الجبار! هزار دینارت را ده هزار دادیم

و فرشته اى به صورت تو آفریدیم که برایت حج گزارد

و تا زنده باشى ، هر سال حجى در پرونده عملت مى نویسیم ،

تا بدانى که هیچ نیکوکارى

بر درگاه ما تباه نمى گردد ...


نمی دانم اگر واقعا اعتماد داریم


به "مفتّح الابواب" بودنش...


پس چرا وقتی به در بسته ای میخوریم


اوّل سراغ او نمیرویم؟

 

هر که حــــاجت ز غیر خــــدا می طلبد

او گداییست که حـــاجت ز گدا می طلبد...



داستانک


ماجرای دوست خدا


خداوند به حضرت موسى فرمود:


که دوستى از دوستان من در فلان ویرانه از دنیا رفته


برو و کار کفن و دفن او را آماده کن .


حضرت موسى به آن ویرانه رفت مردى را دید مرده


و خشتى در زیر سر و پاره اى از پارچه کهنه بر عورت خود پوشانیده ،


 آن حضرت عرض کرد: خداوندا دوست تو که این چنین است


پس دشمنت چگونه است . خطاب رسید اى موسى


بعزت و جلالم که این دوستى است از دوستان ما


فرداى قیامت که سر از قبر بردارد نمى گذارم


قدم از قدم بردارد تا از عهده آن خشت و پلاس بیرون نیاید.


موسى (ع) رفت وبا جمعی از قومش بازگشت 


چون آن گروه به ویرانه آمدند آن شخص مرده را ندیدند.


موسى عرض کرد: خداوندا! این دوست تو که مرده بود کجا رفت؟


آیا به زمین فرو رفته یا به آسمان بالا رفته و یا طعمه درندگان شد!


خطاب رسید: اى موسى این چه گمان است


که به دوستان ما دارى ، دوستان ما را درندگان نمى خورند


و به زمین فرو نمى روند،


دوست کجا باشد جز به نزدیک دوست ...


***********************************

عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


الهی ! بنده ای گم کرده راهم * بده راهم که سرتاپا گناهم


اگر عمری به غفلت زیست کردم * تمام هستیم را نیست کردم


به هر در ، حلقه کوبیدم خدایا * لباس یأس پوشیدم خدایا


اسیرنفس هر جایی شدم من * مقیم شهر رسوایی شدم من


نچیدم گل زشاخ آرزویی * ندارم پیش مردم آبرویی


کنم با عجز و لابه بر تو اظهار * گنه کارم گنه کارم گنه کار


تو رحمان و رحیم و مهربانی * منم مهمان تو ، تو میزبانی


تو سوز سینه ام را ساز کردی * در رحمت به رویم باز کردی


تو گفتی توبه کن ، من می پذیرم * ترحم کن امیرا من فقیرم


الهی!هرچه هستم هرکه هستم * سرخوان عطای تو نشستم


یقین دارم که با این شرمساری * نجاتم می دهی از خوار و زاری


اگر کوه گنه گردیده بارم * یقین دارم علی را دوست دارم


ببخشا ای همه آگاهی من * گناهم را به خاطرخواهی من


الهی ! گرچه هستم غرق عصیان * پشیمانم پشیمانم پشیمان


برای مـــا مثلی زد وآفرینش خود را فراموش کرد

و گفت: چه کسی این استخوان ها را زنده می کند

در حالی که پوسیده است!

یس 78

بگو همان کسی آن را زنده می کند که نخستین بار

او را آفرید و او به هر مخلوقی آگاه است.


پروانه بال شیشه ای نوعی پروانه است

که بال هایی  همانند شیشه وشفاف دارد

زیستگاه این حشره در جنگل های مرطوب و استوایی است



 ای بندگان من

من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند

اگر شما مرا یاد کنید،

من هم با نعمت هایم شما را یاد می کنم

و اگر شما با عبادت و طاعت به یاد من باشید،

من هم با نعمت ها و احسان و رحمت و رضوانم

شما را یاد میکنم


(حدیث قدسی)


خالق ما تنهاست


آنچنان در لذت دنیا غریق

  گویی از عالم شریک

  شرم از خالق کجاست

   معنویت را کجاست!

ننگ بر ما 

خالق ما هست تنها

 لحظه ایی با او سخن کن 

 سینه را چون ماه روشن کن

   هر چه می خواهی طلب کن

ظرف غفلت را کفن کن

اشک بر دیده بیار ای نازنین

تا ببینی لطف ستار غریب

او مقامت می دهد

از گناهانت نجاتت می دهد

ثروت دنیا که پیشش هیچ هیچ

می دهد او بنده اش را گنج خویش

هر کسی از او شود غافل /خل / است

روزگارش در شب تاریک

گم است

ای خداوند لطیف

رحم کن بر بنده و عبد ذلیل

گر نگاهت دور شد از بنده ایی

می برد شیطان به راهش لحظه ایی

لحظه ایی غافل زتو ای نازنین

عمر بر باد و گناهان پشت و پیش

شاعر:حسین رستمی زاده


دل به دنیا مبند و با دنیا انس مگیر...


دنیا بسیار کوچکتر از آن است که پاداش و مزد حتی

لحظه ای از خاطر تو باشد و بهای حتی پاره ای از

دل تو شمرده شود.جان آسمانی تو جز من قیمتی ندارد

و جز بهشت من هیچ چیز نمی تواند هزینه وجود تو را جبران کند.

اگر چشم تو می دید آنچه را که برای اولیای خود

آماده کرده ام قلب تو آب می شد و جان تو به شوق

از قالب تن به در می رفت، اینها پاداش دلی است که تنها

به من گره خورده و فقط مرا در خود جای داده،

به دل خود نگاه کن ،هر قدر دلت به دنیا بسته باشد

همان قدر محبت و مهر مرا از دلت بیرون کرده ای


(حدیث قدسی /خدا)

آهسته بگو خدایا...


ای دوای درد جانم من عاشق توام وبه تو نیاز دارم


 مطمئن باش که خدا رو یاد کنی اونم یادت میکنه 


خدا فقط منتظر یه حرکت از توست


ای فرزند آدم


چگونه میان دو نعمت بزرگ من روزگار می گذرانی ،


نمی دانی کدامیک برای تو مهمتر است :


گناهانت که از چشم مردم مخفی نگه داشته شده ،


و یا ستایش نیکی که درمیان مردم رواج یافت ؟


چون اگر مردم آنچه را که من از تو می دانم می دانستند


دیگر هیچیک از بندگانم بر تو سلامی نمی کرد.


کردارت را از ظاهر فریبی و به گوش دیگران رساندن ، پاک گردان


که تو بنده ای خوار برای پروردگاری بزرگ


و مأمور به اوامر او می باشی توشه خویش بردار


که تو مسافری و گریزی برای مسافر از زاد و توشه نیست


رازهایت را به دو کس بگو:

خود و خدایت

در تنگنا به دو چیز تکیه کن:

صبر و نماز

در دنیا مراقب دو چیز باش:

پدر و مادر

از دو چیز نترس که به دست خداست:

روزی و مرگ

حضرت آدم (ع) به فرزندانش فرمود:

هر کاری را که خواستید انجام دهید

ساعتی درنگ کنید

زیرا اگر من ساعتی درنگ نموده بودم

آنچه که به سرم آمد نمی آمد....

یک دمی غافل شدم / یک عُمر راهم دور شد

عُمرِ بی‌ حاصل شدم /  چشم دلم هم کور شد


 

داستانک


لــــــــــــذت مناجــــــــــات


روزی حضرت موسی(ع)


در راه به جوانی بی ادبی برخورد کرد.


آن جوان در کمال بی شرمی گفت: «ای موسی!


من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد


و آنچه را که امر کرده ترک کنم، به جا خواهم آورد.


به او بگو که تو هم به هر نحوی می خواهی


مرا عقوبت کن.» حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند


و به راه خویش ادامه داد تا این که در حال مناجات،


خداوند به او فرمود:از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان


و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم


که بالاتر از آن تصور نیست. اما اکنون درد آن را درک نمی کنی.


روزی درد آن را می فهمی که راه گریزی برایت نیست.


حضرت موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا! من آن جوان را


بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری


مشاهده نکردم.


خطاب شد: ای موسی! هر گاه من


به بنده ای غضب کنم، بزرگترین عقوبتی که به او می کنم،


لذت مناجات خود را از او می گیرم تا مستحق عذاب


جاودان گرددو این جوان اکنون متوجه نیست


و به زودی متوجه خواهد شد...


خدایا نکنه لذت مناجاتت را از من هم بگیری


نکنه در خونت را به روی من هم ببندی


بنده ی تو جز در خونه ی تو کجا برود...


لحظه اى به آسمان بنگرید!

آیا آنها به آسمانى که بالاى سرشان است

نگاه نکردند که چگونه ما

آنرا بنا کرده ایم ؟


و چگونه به وسیله ستارگان

زینت بخشیده ایم ؟ و هیچ شکاف و

ناموزونى در آن نیست(قرآن کریم)


آرى کـسـى کـه قـدرت بـر آفـرینش آسمانها

با آنهمه عظمت و زیبائى ، و زمین با اینهمه نـعـمـت و جمال

و نظم و حساب را دارد، چگونه نمى تواند مردگان را بار دیگر

لباس حیات بـپـوشـانـد، و قـیـامـتـى بـر پـا کـنـد؟


خدا اینها را مى داند

روزی هارون الرشید به بهلول گفت : مى خواهم

که روزى تو را مقرر کنم ، تا فکرت آسوده باشد.


بهلول گفت : مانعى ندارد ولى سه عیب داد.


اول : نمى دانى به چه چیزى محتاجم ، تا مهیا کنى .


دوم : نمى دانى چه وقت مى خواهم


سوم : نمى دانى چه قدر مى خواهم


ولى خداوند اینها را مى داند،


با این تفاوت که اگر خطائى از من سر بزند


تو حقوقم را قطع خواهى کرد،


ولى خداوند هرگز روزى بندگانش را قطع نخواهد کرد



یا ســـــــریع الرضــــــــا


فرقی نمیکند که کاری کرده باشم یا نه

فرقی نمیکند که دیگران پرونده ای از من

سنگین تر داشته باشند یا سبک تر

وقتی عیبی ، خطایی ، لغزشی از من ببینند ،

همه عالم را خبر می کنند تحقیرم می کنند

زمینم  می زنند . برای نگفتنش باج میخواهند

تهدیدم می کنند

اما تو فرق می کنی وقتی سراغت می آیم ،

انگار بچه ای باشم کوچک ونحیف وباران زده در باز میکنی ،

چیزی نمی پرسی ، شماتت نمی کنی ، سرکوفت نمی زنی

من بهتر از خودت پیدا نکردم...


********************************


عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


خوشا دل سپردن به عشق خدایی

ز قید هوس های دنیا رهایی


خوشا از گناهان همه توبه کردن

به درگاه حق،نیمه شب چهره سایی


خوشا بر فراز جهان پر گشودن

گذشتن ز خودبینی و خود نمایی



کلینیک خدا

به کلینیک خدا  رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
 
خدا  فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
 
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
 
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه مهربانی نیاز دارم،
 
تنهایی سرخرگ هایم را مسدود کرده بود ...
 
 و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
 
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و با آنها مهربان باشم.
 
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
 
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم،
 
چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
 
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد
 
که مدتی است که صدای خدا  را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!
 
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد
 
و من  به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها
 
از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
 
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
 
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
 
هر ساعت یک کپسول صبر، و یک لیوان فروتنی بنوشم.

 
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی مهربانی بنوشم .
 
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

 
امیدوارم خدا  نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:
 
رنگین کمانی به ازای هر طوفان،
 
لبخندی به ازای هر اشک،
 
دوستی فداکار به ازای هر مشکل
 
نغمه ای شیرین به ازای هر آه،
 
و اجابتی نزدیک برای هر دعا...

*******************************

ارسالی از یکی از کاربران عاشق خدا و  همراه همیشگی وبلاگ



هوای گریه هامو داری یانه


همیشه بغض تو دنیامو لرزوند

هوای گریه ها مو داری یا نه


یه عمره که فراموشت نکردم

منو به خاطرت میاری یا نه


کسی جاتو نمی گیره تو قلبم

پناهی غیر آغوشت ندارم


صدامو می شنوی این التماسِ

تو تنهایی ولی تنها نزارم


با رویای تو بیدارم همیشه

شبایی رو که غرق اضطرابم


من انقدر خواب بد دیدم که می خوام

دیگه هیچ وقت تو این دنیا نخوابم


ببین دنیای من می لرزه بی تو

چجوری باید از این غم رها شم


باید پایان کابوسم تو باشی

شاید تعبیر رویای تو باشم


↯ وَقتــی
بالایی ☞ هــَس

⇩نــیازی به پایینـی هـا نیـــس... ⇩

↹ دلتـو بـِده بش...تا تــَه دنیا بـاهاته ↹

مخلصـــِتــَم.. ☜خدا☞....


نردبان

دزدی از نردبان خانه ای بالا می رفت. از شیار پنجره شـنید

که کودکی می پرسد:«خدا کجاست؟» و صدای مادرانه ای پاسـخ

می دهد:«خدا در جنگل است ، عزیزم». کودک مـی پرسـید:«چـه

کار میکند؟» مادر می گفت:«دارد نردبـان مـی سـازد.» دزد

از نردبان خانه پایین آمد و در سیاهی شب گم شد.


سالها بعد دزدی از نردبان خانـه حکیمـی بـالا مـی رفـت. از

شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد:«خدا چـرا نردبـان مـی

سازد؟» حکیم از پنجره به بیرون نگاه آرد، به نردبـانی که

سالها پیش، از آن پایین آمده بود، و رو به کودک گفت:«بـرای

آنکـه عـده ای را از آن پـایین بیـاورد و عـده ای را بـالا
ببرد.»


چقدر فرق است بین دو عمل :


یکی گناهی که لذتش تمام میشود

و زشتی اش گریـبانمان را می گیرد


و یکی عبـادتی که سختی اش تمام میشود

و لـذتش شروع میشود...


هر یک از شما باید حاجت خود را

از پروردگار خویش بخواهد، حتّی نمک

و بند کفش خود را از او بخواهد

"رسول خدا(ص)"

کی...

تاحالا خدا رو صدا زده

و لبیـــــــک نشنیـــــــــده !...


خدایا!


تو در بالای عرش،"تنها" چه می کنی؟


ابدیت را با بی نیـــازی،و بی چشم به راهی،


و بی امیـــــــد چگونه به پایان خواهی برد؟


ای که همه ی هستی از آن توست،


تو خود برای که هستی؟


تو به غیر از خوبی با ما چه کردی


 که ما اینگونه نافرمانیت می کنیم!!!


پدرم میگوید: کتـاب!

مادرم میگوید: دعـا!

و من خوب میدانم

که زیباترین تعریف خدا را

فقط میتوان از زبان گل هـــا شنید...


(حسین پناهی)


بــــــرگ درختان سبــــــز در نظر هوشیار

هـــــر ورقش دفتــریست معرفت کــــردگار



خدایا به من بیاموز که چطور در سخت‌ترین شرایط

آنگاه که من چیزی را با همه‌ی وجود از تو می‌خواهم

و تو حاجت‌روایی‌ام را مصلحت نمی‌دانی،

از مهربانی و رحمتت ناامید نشوم

و همچنان عاشقت بمانم

خدایا یادم بده در ناامیدی مطلق، لبخند زدن را...

یادم بده در دل‌شکستگی و رنجش، بخشندگی را...

اَلَمْ یَعْلَمْ بِأنَ اللهَ یَری(سوره‌ی علق، آیه‌ی 14)

آیا انسان نمیداند که خدا او را می بیند؟

 

**********************************************************************

عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰



اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی


سر بندگی به حکمت بنهم که پادشاهی


سعدی

چه عاشقانه زیباییست


وقتی که میگویی: ஜ الــــــــهی...


و او می گوید ஜ عبــــــــدی...



بگو:


خدای من هر که را بخواهد روزی وسیع دهد


و (هر که را بخواهد) تنگ‌روزی گرداند


و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.


"سبا آیه36"

 


حدیثی که تنم را لرزاند


 اگر یک نماز صبحت قضا شود


 اگر کل دنیا طلا شود و آنرا در راه خدا و اسلام بدهی... 


جبران نمی شود...


"امام صادق (ع)"



""یــــــا رب""

مثل همیشه فریــاد میزنم...!!!

گرفتارم .. گرفتاااارم

ولی بازم تو رو دارم چی کم دارم


خوشا به سعادت کسیکه


عمل، علم، دوستى،


دشمنى، گرفتن، رها کردن،


سخن،سکوت ،کردار و گفتارش را


براى خدا خالص گرداند.


تحف العقول "امام علی(ع)"


*امروز برای خدا چه کرده ایم؟*


سرورا، سرنوشتم به دست توست

و هر آنچه تا واپسین دم حیاتم،

نهان و عیان از من سرزند، تو دانی.

و کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری.

معبودا،

اگر مرا از رزقت ناکام گردانی،کیست که روزی‌ام دهد؟


و اگر به خواری‌ام کشانی، کیست که یاری‌ام دهد؟


معبودا، با گرایشم به خواهش نفس، برخود ستم کردم


پس وای بر من اگر بر آن آمرزش نیاوری!


(فرازهایی از مناجات زیبای شعبانیه)




من خدایی میشناسم که ابر رحمتش


به زمین و زمان باریده ...


یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!


زیاد گفتند بی دریغ باش مثل باران...


اما کسی ،هرگز نگفت:


"بی دریـــــــغ باش مثل خــــــدا!"


*************************



عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰



هر روز حسم تازه تر میشه

غرق تو می شم بلکه دریاشم


بیزارم از اینکه تمام عمر

از روی عادت عاشقت باشم



روایت است که وحــی شد به حضــرت عزیز،


که هرگاه بلایی به تو می رسد شکایت مرا نزد دیگری مبر


 چنــانـکه من شکایت تو را نزد ملائــکه ام نمیبرم .


در وقتی که اعمال زشت تو بالا می رود من ستاری میکنم


 پس تو هم مانند من ستاری کن.



عاشق اگربیند ستم، کی شکوه از یارش کند؟


 بــلبـــل نمیــرنــجد ز گل هـر چنـد آزارش کنــد



آیا ندانسته ای که خدا آنچه را که در آسمانها و


آنچه را که در زمین است می داند؟


هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نیست مگز اینکه


او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه


او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این و نه بیشتر


مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست


آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده اند


آگاه خواهد گردانید. زیرا خدا به هر چیزی داناست.


" سوره مجادله آیه۷ "



می گویند "پیکاسو" بهترین نقاش دنیاست


اما قربونت برم خدا که در عرصه نقاشی هم غریبی!


ای خالق زیبا آفرینم بدون هیچ طرح قبلی


چه ها کرده ای !!!


 "المصور" شایسته نامیست که خود را به آن نامیدی




گاهی وقت‌ها
    تشکرکردن از خــــــــدا

    فقـــــــط گفتن کلمه‌ی

    خــــدایا شکرت نیست…

    گاهی وقت‌ها

    برای تشکر از خــــــــــدا

    بایـــد کاری کرد ،

    دلی را شاد کرد ، گلی را

    هـــــــــدیه داد و بخششی را

    تــقــــــــدیم کرد .

     برای تشکر از خـــــــدا

    از دنیای کلمه‌ها فاصله بگیر

    و وارد دنیای عمل شو.



قال خدا عز و جل:


ای فرزند آدم زمانی که دندان تو بر آمد


و قدرت قطع و بریدن پیدا نمود ،


به تو میوۀ تابستان و میوۀ زمستان را


در وقت مخصوصش ، روزی کردم


(امّا همانطوری که گفتم با وجود این همه نعمتها ،


انصاف را نسبت به من رعایت نکردی)


وقتی شناختی که من پروردگار تو هستم


نافرمانی مرا کردی با این وجود


اکنون که نافرمانی مرا نمودی ، مرا بخوان


زیرا من ( بتو ) نزدیکم و تو را اجابت می


کنم ، مرا بخوان که من آمرزندۀ مهربانم


"حدیث قدسی از خداوند"



درخت سایه‌اش را بی‌دریغ به تو می‌بخشد


  و خورشید گرمایش را و گل شمیم خوشش را،


باران طراوتش را و آسمان برکتش را


  و رود قطره قطره آبش را


    و پرنده نوای دل انگیزش را…


و همه و همه بخشیدن را از  خدایی آموخته‌اند


که آن‌ها را زیبا آفریده…


  زیباترین آفریده خدا انسان است.


    تو برای بخشیدن چه داری؟


      ثروتت؟دانشت؟جانت؟


همه این‌ها خوب است…


اما چرا از گنج بی‌پایانی که در وجودت داری خرج نمی‌کنی؟


   محبتــــــــــــــــــــــــ !


حاضری آنرا ببخشی؟


  با خنده‌ای بر لبت


    یا اخلاقی خوش


     یا دستان پرمهری که بر سر کودکی خسته از کار می‌کشی…


       یا با محبتی که به عشقت می‌کنی…


         یا…


مطمئن باش گنجت تمام نمی‌شود بلکه زیاد خواهد شد…


      پس از بخشیدنش دریغ نکن…



دلنوشته


"یا خیر حبیب و محبوب"

دلم را تنها به عشق خودت مصفا کن

"یا دلیل المتحیرین"

 چنان آرامشی برایم فراهم ساز که از منجلاب سرگردانی

و آوارگی بیرون آمده و طعم حقیقت را بچشم

"یا امان الخائفین"

مرا از هراس دنیا و بالاخص هول و وحشت

آخرت سلامت بدار

"یا کاشف الکرب"

درد و رنج و غم دنیا را از من زائل بفرما تا

در سایه آرامش، بیشتر از پیش به معبود خود بپردازم و

در راه رسیدن به حقیقت، رنگ معشوق به خود بگیرم

"یا ستارالعیوب"

زشتی‌های مرا بپوشان و آبرویم را مریز

"یا غفارالذنوب"

نامه اعمالم را پاکسازی بفرما

و ای خدای رحمان و رحیم به نام تمامی اسماء حسنایت،

دست این بنده حقیر را بگیر و مرا به حال خودم وامگذار 

حتی برای لحظه‌ای




عشق فقط خدا


کانال تلگرامی عشق فقط خدا


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰




میگن خـــــــــدا  


 هرکیو بیشتر دوســــت داره


 بیشتر امتحانش میکنه..... 


 اینطوری که من حساب میکنم


 خـــــــــدا  عاشقمــــه!


آره عاشقمـــــــــــــــــــــــه ..


سوره ی مریم را که باز میکنی،

دنیایی سراسر شگفتی را میبینی؛


از دعای حضرت زکریا برای

درخواست فرزند در نهایت پیری و نازایی،


تا تولد بدون پدر حضرت عیسی

و سخن گفتن در گهواره ی او؛


اما نکته ی جالب اینجاست


قَالَ کَذَلِک ؛ِقَالَ رَبُّکِ هُوَ

عَلَیَّ هَیِّنٌ ۖ ؛[سورة مریم 21]؛


چنین است؛ پرودگار تو فرموده:

این کار بر من آسان است)


یعنی خداوند ، شگفت انگیزترین


کارها برای ما را آسان ترین


کارها برای خود میداند؛


و جالب اینجاست این جمله را


چندین بار تکرار میکند


تا همواره به تو ، اطمینان دهد


که آنچه تو سخت و دشوار


و محال می پنداری ، نزد خداوند


سختی و دشواریی ندارد


به قدرتش اعتماد کن ، بر او توکل


کن و قدم در مسیرش گذار


بی شک ، او تو را به سر منزل


مقصود خواهد رساند؛





پروردگــــارا . . .


حـقــارت قـلـمـم در نـگـاشـتـن بــرای تــو


چــه افــروخـتـه هـویـدا مــی شـود !


و بـنـد بـنـد واژه هــایــم در وصـف تــو


چــه عـاجـزانه مـنـفـک مـی شـونــد . . .



  و به راستی که اگر...


اگر گناه وزن داشت؛


هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،


خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،


و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم...



 

خــــداونـدا...


بندگان تو هر زمان که صدایت کنند، پاسخ می‌دهی


و اگر خالصانه آرزو کنند، ‌می‌بخشى


تو تنها کسی هستی که وقتی آرزوهایم را با او در میان می‌نهم،


احساس حقارت نمی‌کنم


تنها تویی ‌که دوست دارم تمام غم‌هایم را


برایش مو به مو شرح دهم


چرا که تو هرگز به آرزوهایم نمی‌خندى


هرگز حاجت‌های مرا به سخره نمی‌گیرى


مرا به خاطر درخواست هایم تحقیرم نمی‌کنى


من در حضور تو حتی از کوچک‌ترین آرزوهایم چشم نمی‌پوشم


همه را، همه را برای تو می‌گویم


همه رؤیاهایم را، خواسته‌هایم را، هرقدر کوچک،


هرقدر هم که کودکانه، به تو می‌گویم


خدایا! مرا ببین! و اجابت کن


ای کسی که دو دستش همواره به رحمت گشوده است



دوسش داری؟

حس خوبیه همیشه کنارته ؟

با کدوم اسم قشنگ صداش میکنی ؟

تا حالا سرتو گذاشتی رو شونش گریه کنی ؟

تاحالا ازین که همیشه کنارت بوده تشکر کردی ؟

چند بار ناراحتش کردی ؟

داد زدی بگی دوست دارم ؟

تاحالا بدی تو رو خواسته ؟

داری بهش فکر
میکنی ؟


خدا رو میگمـــــــا...



آنچنان برای دنیای خویش تلاش کن


که گویی تا ابد زندگی خواهد کرد


و آنچنان برای


آخرت خویش که گویی امشب خواهی مرد .


" امام علی(ع) "


پرسیدم: خدایا با این همه خطاکاری،


چرا مرا می‌بخشی و هنوز دوستم داری؟


 خدا گفت: چون تو مخلوقم هستی،


پس هیچ‌گاه تو را رها نمی‌کنم،


 هنگامی که تو گریه می‌کنی، به تو رحم می‌کنم


و رنج‌هایت را درک می‌کنم.


 وقتی شاد و مسرور هستی، وجد تو را می‌فهمم.


 وقتی افسرده می‌شوی، به تو دلگرمی می‌دهم.


 وقتی شکست می‌خوری، تو را یاری می‌کنم تا بلند شوی.


 وقتی خسته هستی، کمکت می‌کنم.


 بدان که تا آخرین روز حیاتت، با تو هستم و دوستت دارم....


گاهی در مقام جر زنی و لجبازی در برابر برخی مسایل


و ناملایمات روزگار ازش دلگیر میشم


ولی منصفانه که بهش نگاه میکنم گواهی میدم


که خدا خوب خدائیه و ما بد بنده ای ...


خدایی که در هر لحظه از شبانه روز و در هر حالت


و وضعیتی میشه صداش کرد


و باهاش صحبت کرد حتی با عاشقانه ای مثل راز و نیاز


خدایی که کسی نمیتونه مصادره اش کنه و مال همه هست ...


 اثبات خدا به دست انیشتن، در دوران کودکی اش:


انیشتن یک یهودی بود و خدا و شیطان رو این چنین توصیف کرد


اون وقت ماها که ادعای مسلمونی میکنیم


و دم از شیعه بودن میزنیم این چنینیم.... 


البته نا گفته نمونه که آلبرت انیشتن در اواخر عمر خودش شیعه شد 


خدایا ای کاش از این بنده ها زیاد خلق میکردی ...


لینک اثبات خدا توسط انیشتین




روایت شده است که حضرت عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع) در


 گفتگو بودند.


یحیی(ع) ،عیسی (ع) را گفت:


تو را آنچنان امیدوار به رحمت الهی میبینم، گویا خود را ایمن


 از آتش قهر الهی میدانی.


عیسی (ع) نیز وی را گفت:


و من آنقدر تورا خائف وترسان از خدا میبینم گویا


 او را آمرزنده و غفار نمیدانی.


پس هردو منتظر


بر پیغام وحی سکوت اختیار کردند. جبرئیل بر ایشان نازل شد


و گفت: هر دو راست میگویید و هردو دارای کمال هستید


اما خداوند میفرماید: « انا عند حسن ظن

 

عبدی المومن » من نزد حسن ظن بنده ی مومن خود میباشم.


******************************

Image result for ‫بنر تلگرام‬‎

کانال تلگرامی عشق فقط خدا


eshgekhodayi@

https://telegram.me/eshgekhodayi


عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۱
  • ۰



چه زیباست!!؟

در بخشیـــــــــــــــــدن

"خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا"

باشیم...



ای ماندگار ، ای ماندنی ترین عشق ،


 ای یکتا یاور ، ای باعث بزرگی ای بزرگ ،


 ای جدا از من و با من!


 ای بی نیاز از من و دوستدار من!


 باران دیدگانمان میل تو را دارند،


چه زیباست با آسمان آبی رحمت تو همراز شدن...


 

عارف بزرگ "ابراهیم ادهم" روایت می کند


روزی بر چوپانی عبور کردم و از وی تقاضای آب کردم.


گفت : «هم شیر دارم ،هم آب ؛ کدام را خواهی؟»


گفتم آب را .چوپان برخاست و عصا را بر سنگ زد


و آبی گوارا از سنگ بیرون آمد،من تعجب کردم


گفت:«تعجب نکن ، وقتی بنده ی خدا مطیع حق باشد


همه ی عالم مطیع او می شوند و فرمان او را اجابت می کنند.»



روزهایی که مثل خواب می گذرند


آرزوهایی که هر روز ساعت به ساعت بر عقل می تازند


و چشم ها را کور می کنند و سرها را مست


آرزوهایی شیرین ولی نشدنی


و یا شدنی اما پست ، اما پوچ


آرزوهایی که آدمی را سرگرم می کنند و سرگردان


و او را به نزد واقعیات رها می سازند


واقعیت هایی شوک برانگیز ، واقعیت هایی بی رحم


پس چه وخیم است حال زنده ای که دنیا به بازیش گرفته


و مرگ سرانجام اوست و آخرت چشم انتظارش


رحم کن ای خدا...





داستانک معنوی


 عابدی بود که در دل کوه با خدا راز و نیازمیکرد،


 و خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی،


برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند...


 بعد از ۷۰ سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت:


امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم


آن شب گرسنگی بر عابد غالب شد. طاقتش تمام شد


و از کوه پایین آمد و به خانه بت پرستی که در دامنه کوه


منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد،


بت پرست ۳ قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود


حرکت کرد. سگ نگهبان خانه بت پرست به دنبال او راه افتاد،


مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت


سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد


قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود


اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت


مرد به راهش ادامه دهد.


مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت :


ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد


اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟


ناگاه سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم،


من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم،


شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ،


شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم،


شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم...


تو بی حیایی، که عمری خدایت هر شب غذای شبت را


برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که


غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی


و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک بت پرست آمدی


و طلب نان کردی...


مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد


و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد...



بشنو که از گلدسته ها بانگ “الله اکبر” می آید :


آری ، خدا بزرگ تر است از غم ها و اندوه ها


و ناامیدی ها و تنهایی های ما !


خدایا تو می دانی ما را چه می شود


و ما خود نمی دانیم که ما را چه می شود !


پس تو نجاتمان بده ، ای آنکه بی آنکه بگویم شنیده ای …



هیچ جنبنده ای در زمین ، و هیچ پرنده ای که با دو بال خود


پرواز می کند ، نیست مگر اینکه امتهایی همانند شما هستند


ما هیچ چیز را در این کتاب ، فرو گذار نکردیم


سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می گردند.


(آیه 38 سوره انعام)



گفت ای موسی ز من می‌جو پناه

با دهانی که نکردی تو گناه


گفت موسی من ندارم آن دهان

گفت ما را از دهان غیر خوان


از دهان غیر کی کردی گناه

از دهان غیر بر خوان کای اله





مورچه درمیان مخلوقات خداوند بیشترین علاقه رابرای


همکاری ، فداکاری ، ازخودگذشتگی وکمک به دیگران دارد ؛


  مورچه ها تمام آنچه را که دارند برای کمک به دیگران فدا می کنند


آیا این منظره ما رابه تفکردرخلقت خداوند بلند مرتبه فرانمی خواند ؟!


به خصوص اینکه دانشمندان پی برده اند که بزرگترین خوشبختی


در زمانی است که به دیگران کمک می کنی !


وازاین روست که می گویند مال ، قدرت وشهرت دلیل خوشبختی نیستند ؛


بلکه سعادت واقعی درکمک ویاری رساندن به نیازمندان است !... سبحان الله .


آیا مورچه ها اسرارخوشبختی را درک کرده اند


وبا کشف این حقیقت به آن عمل می کنند  ؟!


خداوند سبحان دراین مورد می فرماید :


" درنیکوکاری وتقوی به یکدیگرکمک کنید ؛ ولی درگناه وستمکاری


یکدیگر را یاری نکنید وازخداوند بترسید که همانا عقاب خداوند شدید است . "


به قلم: عبد الدائم الکحیل


خدایا اگر گناهانم را بر روی سنگ نوشته بودم

از هم پاشیده بود!

اگر بر روی آب دریـــا نوشته بودم

خشک شده بود!

اگر زمین از آن آگاه شده بود مرا

به درون خود کشیده بود!

اگر آسمان از آن آگاه گشته بود مرا

هلاک کرده بود!

 خدایا ممنون که ستارالعیوب منی!

خدایا از تو مهربون تر کجا پیدا کنم؟؟؟؟



توکل یعنی اجازه دادن به خداوند


 که خودش تصمیم بگیرد!


 یعنی فقط بخواه و آرزو کن


 اما پیشاپیش شاد باش!


 و ایمان داشته باش که رویاهایت


 هم چون بارانی در حال فرو ریختنند!


 پیشاپیش شاد باش و شکر گذار


 چرا که خداوند نه به قدر رویاها


 بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد



بعدِ حمد و بعدِ بسم الله الرحمن الرحیم

میبرم بر توپناه از شرِّ شیطان رجیم

کن کمک یا رب بمانم در صراط مستقیم

ای ملائک تا ابد بر درگه لطفت مقیم

یا سمیعُ یا علیمُ یاعلی یا عظیم

یا حلیم یا کریم یا حکیم یا قدیم

در دلم دارم امیدِ رحمت ای پروردگار

یا امان الخائفین، یا رب اللیلِ و النهار

یا عظیمَ المنِّ یا ربَّ الحُبوبِ والثِّمار

سیدی العفو ، یا ربِّ الصّغارِ و الکِبار

عفو، یا ستّار، یا ربّ الصحاری والقِفار

رحم، یا غفار، یا ربَّ البَراری والبِحار

شد گناهم علتی تا اینکه باشم از تو دور

در تقابُل با گناهانم ولی بودی صبور

تو کریم و مهربان بودی و من مست غرور

از رگ گردن به من نزدیکتر داری حضور

یا مُهَیمِن یا مُزَیِّن یا طهورُ یا شکور

یا مُلقِّن یا مُهَوِّن یا عَفُوُّ یا غفور

رحم کن بر بنده ات یا راحم الشَّیخِ الکبیر

رومگردانی ز من یا رازِق الطِّفل الصغیر

من گناه آلوده ای هستم، أَجِرنا یا مُجیر

عُدَّتی فی شدّتی، یا جابِرَ العظمِ الکَسیر

یا لطیفُ یا خبیر یا قدیر یا منیر

یا بشیرُ یا نذیرُ یا بصیرُ یا ظَهیر

شامل ما بوده الطاف تو ای رب جلیل

ای خدای بی شریکِ بی نظیرِ بی بدیل

ای که آتش را گلستان می نمایی بر خلیل

پس طمع بر رحمتت هرگز نمی خواهد دلیل

یا جمیلُ یا وکیلُ یا کفیلِ یا قبیل

یا مُدیلُ یا مُنیلُ یا مُقیلُ یا مُحیل

غرق عصیانم خدایا داده دنیایم فریب

از گناهم خسته ام توفیق توبه کن نصیب

ای نگاهِ پر ز مهرت بندگانت را شکیب

وای از آن روزی که دوزخ سمت ما دارد لهیب

یا حبیبُ یا طبیب یا قریب یا رقیب

یا حسیبُ یا مَهیبُ یا مُثیبُ یا مجیب

ظاهری تو، باطنی تو، آخری تو، اوّلی

تو امید آخر هر بنده ی مستأصلی

هر سحر کردم صدا نام تو با صوت جلی

یا بدیع یا منیع یا وفیُّ یا علیّ

یا حفیُّ یا رضیُّ یا قویُّ یا ولیّ

یا زکیُّ یا بدیُّ یا غنیُّ یا مَلیّ



قال الله عزّوجلّ


ای فرزند آدم!

خودت را محو بندگی من کن تا دلت را پر از بی نیازی کنم.

(کافی2/83)


شرمسارم که از مهربانیت سو استفاده میکنم و مدام خطا میکنم


و تواز آن میگذری و باز هم تکرار و تکرار... ازاین همه تکراربیهوده بیزارم


پس چرا؟ چرا باز هم به بیراه میروم؟ نمیدانم


چه شد که چنین شد؟ آیا تابلوی راه و بیراه را کسی جابه جا کرده بود؟


نمیدانم.. اما میدانم خطا از من است.. تو بزرگی کن و ببخش



‌ (فوق العاده زیبا در وصف علی (ع)


آوای دل ، وِرد زبان ، یک واژه است آنهم علی

روحِ اذان ، آرامِ جان ، آقای خوبیها علی


با ذکر نامش هم خدا ، سازَد بهشت را خانه ات

پس تا توانی تو بخوان ، نام مُسَمّای علی


دل را ز دنیا میکَنی ، آن را به یکتا میدهی

ایمن ز بدها می شوی ، با بردنِ نام علی



راه نشانت می دهد ، دنیا به کامت می کند

از تو شفاعت می کند ، محشر بُوَد با تو؛ علی


عشق علی دارم به سر ، نام علی دارم به لب

مهر علی دارم به دل ، سلطان جنت یا علی


جان را فدایت میکنم ، ای مُقتَدای عالَمِین

ای نور چشم مصطفی ، عالِم به عالَم یا علی

***************************************


عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی