عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیم
عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان
ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیم

با تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانم
ای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزان

کوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریا
عاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیا

سیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکان
وصل در عین جدایی زندگی با جان جان
..زندگی با جان جان

عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان
چون که باشد پای یک عشق خدایی در میان...

آخرین نظرات
  • ۳۱ فروردين ۹۶، ۱۴:۲۲ - قالب بلاگ رضا
    عالی بود
پیوندهای روزانه

۱۰ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

14 معجزه قرآنی


دوستان و همراهان گرامی وبلاگ عشق فقط خدا

در ادامه مباحث قرآنی و اعجاز قرآنی قصد داریم 14 معجزه قرآنی رو

خدمت شما عاشقان خدا ارایه کنیم باشد که در راه شناسایی

این معجزه بزرگ و ریسمان هدایت و نجات بشریت گامی برداشته باشیم

به مرور و پس از شناسایی و اثبات حقانیت قرآن وارد منابع عظیم مستندات و

راهکارهای استفاده از این نعمت بزرگ خداوند متعال می شویم

در زمینه شناخت خدا و

نحوه زندگی درست

اخلاق عمومی دنیا گرایی و آخرت گرایی و

خیلی موضوعاتی که راه درست و رستگاری و عاقبت بخیری را به ما نشان میدهد


توکل بر خدا




 14 معجزه قرآنی


1. جاذبه ی زمین


قرآن، هزار و اندی سال قبل از نیوتن از جاذبه ی زمین خبرداده است


:« زمین را جذب کننده آفریدیم.» مرسلات/ 25


در دهها تفسیر که پیش از ولادت نیوتن نوشته شده، تصریح گردیده،


که(کِفات) به معنای جذب کردن است.


درعصری که همه، خورشید را ثابت می دانستند، قرآن فرموده است:


« خورشید به سوی آرامگاه خودش د ر حرکت است.» یس / 38






قرآن در حدود هزار سال پیش از گالیله که با نظر خود زمین را

از مرکزیت جهان هستی در آورد به صراحت گفته است:

« به کوهها نگاه می کنی، خیال می کنی که در یک جا ایستاده اند،

د رحالیکه مانند ابرها درحرکتند.» نمل/ 88

قرآن کریم در این مورد اشارات فراوانی دارد و از


زمین با تعبیراتی مثلِ گهواره (طه / 53) و شتر راهوار ( ملک/15) یاد کرده است.




قرآن، 13 قرن پیش از ولادت 0لومتر)، از انبساط عالم خبر داده است:

 « آسمان را به قدرت خود آفریدیم و هر لحظه، آن را گسترش می دهیم.» ( ذاریات/ 47)

4. ستونهای نامرئی ( جوّ کره ی زمین)


قرآن در مورد این ستونها می فرماید:


« خداوند آسمان را بدون ستونی که آن را ببینید، برافراشت.» رعد/ 2 - لقمان / 10


هنگامی که از امام رضا « علیه السلام» پرسیدند: مگر آسمان ستون دارد؟


فرمود: بله، در آنجا ستونهایی است که شما نمی بینید.


شیخ طوسی هزار سال پیش در تفسیر خود فرموده است:


قرآن نگفته ( بدون ستون)، بلکه فرموده است: (بدون ستون مرئی)


تفسیر تبیان؛ ج 6، ص 213




زمانی که دانشمندان به پیروی از هیئت بطلمیوس،

همه ی ستاره ها و سیاره ها را ثابت می دانستند،

 قرآن، با تعبیر « حرکت در مداری شناور» از آنها یاد کرده است. انبیاء/33



درعصری که همه، خورشید را ثابت می دانستند،

 قرآن فرموده است: « خورشید به سوی آرامگاه خودش د ر حرکت است.» یس / 38



« (لینه) گیاه شناسِ سوئدی، در اواسط قرن18 میلادی کشف کرد که

 در گیاهان نیز جنس نر و ماده وجود دارد، اما این موضوع،

 محافل کلیسا را خشمگین ساخت و کتابهای او را به عنوان کتب ضلال معرفی کردند.»

 دانستیهای جهان علم ص 241 .

اما قرآن، در بیش از ده آیه از زوجیت گیاهان بحث کرده است.


مثلاً : شعرا/ 7 – لقمان/10 « و از آسمان آبی فرو فرستادیم و


به وسیله ی آن جفتهایی از گیاهان گوناگون رویاندیم.»




قرآن کریم، 14 قرن پیش از آنکه ( یوری گاگارین)

هوس سفر فضایی را در سر بپروراند، از

 سفر فضایی بحث کرده و نوید موفقیت داده است. آنجا که می فرماید:

یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا


مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ(الرحمن/33)


ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید،


پس بگذرید، ولی هرگز نمی‌توانید، مگر با نیرویی (فوق العاده)!




بشر امروز در کُرّاتِ دیگر به جستجوی موجود زنده می پردازد و

 تاکنون اطلاعات قانع کننده ایی بدست نیاورده است،

در صورتی که قرآن 15 قرن قبل، به صراحت از وجود موجودات

زنده در آنجا، خبر داده است:

« از نشانه های قدرت خدا، آفرینش آسمان و زمین و

 پراکندن جنبده در آن دو می باشد.»

شوری 29



ساختمان آفرینش از (گاز) تشکیل شده و سپس به (سدیم) تقسیم گردید و

 یکی از نتایج این تقسیم منظومه شمسی ما می باشد.

یکی از بهترین دلائلی که می رساند این کرات همبستگی داشته اند،


این است که در خورشید بیش از 67 عنصر وجود دارد


که عین آن عناصر در زمین نیز دیده می شود.


همچنین، عناصر سنگهای آسمانی که از آسمان داخل زمین می شوند،


همان عناصری است که ساختمان زمین را در بر گرفته است.


خداوند این همبستگی را در قرآن کریم بیان فرموده است:


« آسمان و زمین قبلاً به هم متصل بودند و ما آنها را از همدیگر جدا کردیم.» انبیاء / 30




دکتر ونول لاتیمار، آسمان شناس معروف می گوید:

« زمین و ستارگانِ دیگر، از توده های ابری، تکوین یافته اند واین ابر از


ذرات سختی پدید آمده که حجمش 10 هزار برابر از حجم کره ی زمین بزرگتر بود.»


قرآن این حقیقت را به این صورت بیان فرموده است:


«خداوند اراده کرد خلق کند آسمان را، حال آن که آسمان، توده ی گاز و دود بود.» فصلت / 11




(فرانکلین) ثابت کرد که ابرها دارای بار الکتریسیته هستند و

همان طوری که منفی و مثبت همدیگر را جذب می کنند،

منفی با منفی و مثبت  با مثبت، همدیگر را دفع می کنند و

 این دفع کردن باعث می شود ابرها از هم دور شوند، لکن خداوند،

 بوسیله ی بادها، ابرها را به هم نزدیک می سازد تا

منفی و مثبت همدیگر را جذب کرده و تولد باران نمایند.

در قرآن آیاتی وجود دارد که تنها با مسئله ی کروی بودن زمین تطبیق می کند،


از جمله: « به آن جمعیت که تضعیف شده بودند،


مشرقها و مغربهای پر برکت زمین را ، ارث دادیم.» اعراف / 137


این مطلب در قرآن کریم بیان شده است:


« آیا نمی بینی خداوند، ابرها را به آسانی حرکت می دهد،


بعد آنها را به هم ترکیب می نماید، سپس بر روی هم انباشته می کند،


آنگاه باران را از لابلای آنها خارج می سازد.» نور/ 43


13. نبودن اکسیژن در بالای جو


از جمله روشهای تربیتی قرآن این است که، با بیان « مثل »


زمینه را برای تعلیم اصول عقاید، آماده می کند.


امروز ثابت شده که هر اندازه انسان به سمت آسمان برود،


هوا رقیق تر شده و در اثر نبودن اکسیژن، تنفس مشکل می گردد.


قرآن این مطلب را در قالب مثال بیان فرموده است:


« پس خداوند، کسی را که می خواهد هدایت نماید،


سینه ی او را برای پذیرفتن اسلام باز می کند


و کسی را که گمراه می نماید، سینه ی او را تنگ می کند و


در فشارقرار می دهد، مانند کسی که به آسمان می رود. » انعام 125




در قرآن آیاتی وجود دارد که تنها با مسئله ی کروی بودن زمین تطبیق می کند،

از جمله: « به آن جمعیت که تضعیف شده بودند،

مشرقها و مغربهای پر برکت زمین را ، ارث دادیم.» اعراف / 137

این تعبیر تنها با کروی بودن زمین می سازد،


زیرا اگر فرض بگیریم که زمین مسطح است،


در این صورت یک مشرق و یک مغرب بیشتر نخواهد داشت ؛


اما اگر زمین را کروی فرض نمائیم،


هر نقطه ایی از زمین برای نقاط شرقی آن، (غرب) خواهد بود


و برای نقاط غربی آن، (شرق) خواهد بود.


منبع : پایگاه ام الکتاب تفسیر نمونه خبر گزاری فارس گروه دین و اندیشه فراوری شکوهی





و اما قرآن از قول خدا در قرآن



در تمام 114 سورۀ قرآن کریم آیاتی دربارۀ عظمت قرآن این

سرچشمۀ همۀ علوم و کتاب اخلاق و عرفان و فقه و قرآن آمده است

که خیلی از آیات چند بار تکرار شده است و تکرار

آیه نشانۀ اهمیت آن است اما برای رعایت اختصار

در این بخش به همین چند آیه اکتفا می کنیم .



  1- « ذلک االکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین » (بقره ،1) ؛

این کتابی است که شکی آن نیست و راهنمای متقین است .



  2- « و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتو بسورة من مثله وادعو شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین » (بقره ،23) ؛


و اگر دربارۀ کتابی که بر بندۀ خود فرستاره ایم شک دارید ، یک سوره مانند آن بیاورد و تمام گواهان خود را به غیر از خدا برای این کار دعوت کنید و اگر راست می گویید که قرآن کتاب آسمانی نیست .


 3- « تلک آیات الله نتلوها علیک بالحق و انک لمن المرسلین » (بقره ، 252) ؛


این آیات خداست که براستی برای تو می خوانیم و همانا تو البته از جملۀ پیامبران مرسل می باشی .


 4- « نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التوراة و الانجیل * من قبل هدی للناس و انزل الفرقان » (آل عمران ، 3و4) ؛


خدایی که قرآن را به سوی تو براستی فرستاده که دلیل راستی کتب آسمانی پیش از او باشد و قبل از قرآن تورات و انجیل را فرستاد *. برای هدایت مردم و کتابی که به طور کامل جداکنندۀ حق از باطل است ( قرآن ) را فرستاد .


 5- « هذا بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین » (آل عمران ، 138)  ؛


این (کتاب خدا و آیات مذکور) حجت و بیانی است برای عموم مردم و راهنما و پند برای پرهیزکاران .


 6- « افلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا » (نساء ، 82) ؛


آیا در قرآن (از روی فکر و تامل) نمی نگرند (که این کتاب بدون تردید از سوی خداست) و اگر از سوی غیر خدا بود در آن اختلاف بسیاری می یافتید .


 7- « قد جاء کم من الله نور و کتاب مبین » (مائده ،15) ؛


همانا از جانب خدا نوری و کتابی روشن برای شما آمده است .


 8- « و اوحی الی هذا القرآن لانذرکم به و من بلغ » (انعام ،19) ؛


این قرآن بر من وحی شده تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می رسد (پند و اندرز دهم) و (از مخالفت با فرمان خدا) بترسانم .


 9- « و هذا کتاب انزلناه مبارک مصدق الذی بین یدیه » (انعام ،92) ؛


و این (قرآن) کتابی است که  ما فرستادیم پر برکت که آنچه را پیش از آن آمده است تصدیق می کند .


10- « و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه و اتقوا لعلکم ترحمون » (انعام ،155) ؛


و این کتابی است که ما آن را با برکت و خیر بسیارفرو فرستادیم پس از آن پیروی کنید و پرهیزکار باشید که رحمت و لطف الهی شامل حال شما گردد .


11- « کتاب انزل الیک فلاتکن فی صدرک حرج منه لتنذر به و ذکری للمومنین » (اعراف ،2) ؛


(ای رسول ما) کتابی بزرگ برای تو نازل شد پس دلتنگ و رنجیده خاطر (از انکار مردم) مباش تا مردم را به آیات عذابش بترسانی و اهل ایمان را به بشارتش یادآور شوی .


12- « هذا بصائرمن ربکم و هدی و رحمة لقوم یومنون » (اعراف ،203) ؛


این (آیات قرآن) مایۀ بصیرت است از جانب پروردگار شما و هدایت و رحمت است برای گروهی که ایمان می آورند .


13- « تنزیلا ممن خلق الارض و السماوات العی » (طه ،4) ؛


این کتاب (قرآن) فرستادۀ کسی است که زمین و آسمانهای بلند را آفرید .


14- « و انک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم » (نمل ،6) ؛


(ای رسول ما) آیات قرآن عظیم از جانب خدای دانای حکیم به توسط وحی بر تو نازل می شود .


15- « بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم » (عنکبوت ،49) ؛


بلکه این قرآن آیات روشن الهی است در لوح سینۀ آنان که نور خدا علم و دانش یافتند .


16- « ام یقولون افتراه قل فاتو بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین » (یونس ،38) ؛


آیا کافران می گویند قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است (ای رسول ما) بگو اگر راست می گویید یک سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا هر کس را می توانید به یاری طلبید .


17- « الر کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید » (ابراهیم ،1) ؛


این قرآن کتابی است که بر تو فرستادیم تا مردم را به امر خدا از ظلمات (جهل و کفر) بیرون آری (با علم و ایمان) یه عالم نور برسانی و به راه خدای مقتدر و ستوده صفات راهنمایی کنی .


18- « الر تلک آیات الکتاب المبین » (یوسف ،1) ؛


این است آیات کتاب الهی که حقایق را آشکار می سازد .


19- « الر تلک آیات الکتاب و قرآن مبین » (حجر ،1) ؛


الر (اسرار این حروف نزد خدا و رسول) ، الر (اسرار این حروف نزد خدا و رسول است) ، این است آبات کتاب خدا و قرآنی که حقایق را آشکار می کند .


20- « المر تلک آیات الکتاب و الذی انزل الیک من ربک الحق ولکن اکثر الناس لا یومنون » (رعد ،1) ؛


این است آیات کتاب خدا و قرآنی که به حق و راستی بر تو از جانب پروردگار نازل گردیده و لیکن اکثر مردم به آن ایمان نمی آورند .


21- « و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء و هدی و رحمة و بشری للمسلمین » (نحل ،89) ؛


و ما بر تو قرآن عظیم را فرستادیم تا حقیقت همه چیز را روشن کند و برای مسلمانان هدایت و رحمت و بشارت باشد .


22- « ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم و یبشر المومنین الذین یعلمون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا » (اسراء ،1) ؛


همانا این قرآن مردم را به استوارترین طریقه هدایت می کند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت می دهد .


23- « و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین و لا تزید الظالمین الا خسارا » (اسراء ،82) ؛


و ما آنچه از قرآن فرستادیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است و (لیکن) کافران  را چیزی جز زیان نخواهد بود .


     24- « و قرانا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث و نزلناه تنریلا » (اسراء ،106) ؛


و قرآن که آن را به صورت آیات جدا فرو فرستادیم تا به تدریج و به آهستگی آن را برای مردم فرو خوانی .


25- « انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا » (دهر، 23) ؛


ای رسول محققا ما این قرآن عظیم الشان را برای تو فرستادیم .


26- « و اذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لا یومنون بالاخرة حجابا مستورا » (اسراء ،45) ؛


و چون تو قرآن تلاوت می کنی ما میان تو و آنها که ایمان ندارد پرده ای می افکنیم که آنها از فهم آن دور بمانند .


27- « تنزیل من الرحمن الرحیم » (فصلت ،2) ؛


این قرآن تنزیل از جانب خدای بخشنده و مهربان است .


28- « کتاب فصلت آیاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون » (فصلت ،3) ؛


قرآن کتابی است که آیات جامعش (حقایق و احکام الهی را) به زبان عربی فصیح برای دانشمندان مبین ساخته است .


29- « ان الذین کفروا بالذکر لما جاءهم و انه لکتاب عزیز » (فصلت ،41) ؛


همانا آنانکه به این قرآن که برای هدایت آنان آمد کافر شدند (چقدر نادانند) در صورتی که این کتاب به حقیقت همان صاحب عزت (و معجز بزرگ) است .


30- « لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید » (فصلت ،42) ؛


و هرگز از پیش وپس (آینده و گذشته حوادث عالم) این کتاب حق باطل نشود (و تا قیامت حکومت و حکومتش باقی است) زیرا قرآن فرستادۀ خدای مقتدر حکیم و ستوده صفات است .


31- « لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیة الله » (حشر ،21) ؛


اگر این قرآن عظیم الشان را بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که کوه از ترس خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می شد .


32- « و انه لذکر لک و لقومک و سوف تسئلون » (زخرف ،44) ؛


و بدان که بر قرآن برای تو و مومنان پندآموز و یادآور تمام خواسته های الهی است و در قیامت از شما نسبت به مسئولیتی که در برابر قرآن داشتید سوال می شود .


33- « ما فرطنا فی الکتاب من شی ء ثم الی ربهم یحشرون » (انعام ،38) ؛


ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می گردند .


34- « و ما کان هذا القرآن ان یفتری من دون الله ولکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل الکتاب لا ریب فیه من رب العالمین » (یونس ،37) ؛


و این قرآن عظیم نه بدان پایه از فصاحت و جامعیت است که کسی جز به وحی خدا تواند یافت لیکن علاوه بر آنکه به معجزۀ بر حق بودن خود گواه است سایر کتابهای آسمانی دیگر را نیز تصدیق می کند و کتاب و احکام الهی را به تفصیل بیان می کند که بی هیچ شک نازل از جانب خدای عالم است.




35-إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَریمٌ × فی کِتابٍ مَکْنُونٍ × لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ. (واقعه: 79)



همانا آن قرآن کریمى است که در کتاب محفوظى جاى دارد و جز پاکان بدان دست نیابند.






صدق الله العلی العظیم


**********************************


عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰



ما کتاب کهنه ای هستیم ... سرتا پا غلط!

خواندنی ها را سراسر خوانده ایم ... امّا غلط!



سال ها تدریس می کردم ... خطا را با خطا

سال ها تصحیح می کردم، غلط را با غلط!



بی خبر بودم ... دریغا ... از اصول الدین عشق!

خط غلط، انشا غلط، دانش غلط، تقوی غلط!



دین اگر این است ! بی دینان زِ ما مؤمن ترند

این مسلمانی ست آخر؟ لا غلط ... الّا غلط !



روز اوّل درس مان دادند، یک دنیا فریب ...

روز آخر ... مشق ما این بود: یک عُـقـبا غلط!



گفتنی ها را یکایک هر چه باد و هر چه بود

شیخــنا فرمود ... امّا یا خطا شد ... یا غلط..!



گفتم از فرط غلط ها ... دفتر دل شد سیاه!

گفت می دانم ... غلط داریم آخر تا غلط !



روی هر سطری که خواندیم از کتاب سرنوشت

دیده ی من یک غلط می دید و او ... صدها غلط!



یا رب ... از تو مغفرت زیباست ،از ما اعتراف...

یا رب از تو مرحمت می زیبد و از ما غلط..



بزرگترین نعمت خدا به انسان قدرت حیات است ...

پاک آفریده شدیم ... پاک بمانیم ...

پاک از دنیا برویم ...


فاصله ی بین ما تا خدا

همان روحی است که در بدن دمیده شد !


برخی از ستارگان،

همین نقطه های کوچک نورانی در آسمان

میلیونها مرتبه از زمین بزرگتر هستند،

به راستی...

خالق آنها چقـــدر بزرگتــــــــر است؟!

شاید به این دلیل باشد که

حضرت علی (ع)میفرمایند:


هیچ عبادتى همانند تفکر در آفرینش نیست


بلال حبشی می گوید:

«شبی پیامبر گرامی اسلام (ص) تا سپیده دم به مناجات ایستاده بود

و می گریست یادم می آید که سحرگاه وقتی برای نماز صبح

به خدمت آن حضرت رفتم، چشمان اشک آلود ایشان را دیدم

و تعجب کردم سپس به ایشان عرض کردم: یا رسول الله

چرا گریه می کنی درحالی که مشمول عنایات خداوند هستی؟

حضرت در جواب من فرمود: «در شبی که گذشت، خداوند

آیات تکان دهنده ای را بر من نازل کرد ای بلال،

وای به حال کسی که این آیات را بخواند و در آنها

اندیشه نکند سپس با صدای دلنشین خود این آیات را قرائت فرمود:

«مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز،

نشانه های (روشنی) برای صاحبان خرد و عقل است،

همانها که خدا را در حال ایستادن و نشستن و آنگاه که

بر پهلو خوابیده اند یاد می کنند و

در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند

بار الها این را بیهوده نیافریده ای، تو پاک و منزهی،

ما را از عذاب آتش نگه دار.»



در میان دشت سرسبز و بزرگ

زندگی میکرد یک مور ضعیف


ناتوان و کوچک و دل خسته بود

دست و پای کوچکش ریز و نحیف


روزگاری رفت دنبال غذا

دانه ای زیر درخت افتاده بود


شاد و خندان گشت، آن مور سیاه

چون خدا بر او غذایی داده بود


با هزاران رنج بدبختی گرفت

با دو چنگش گوشه ی آن دانه را


رهسپار خانه شد در آن زمان

تا که آرد روزی ِ کاشانه را


شاد و خندان گفت او در بین راه

عاشقم من در دلم عشق خداست


خاک پایش سرمه بر چشم من است

هر دقیقه سجده ی شکرش بجاست


قلب من با عشق ایزد میزند

کاش میشد در ره او جان دهم


ذات ایزد پاک و از زشتی جداست

کاش جانم در ره ایمان دهم


لحظه ای از سجده و شکرش گذشت

تا که بادی در دل ِ صحرا وزید


دانه ی آن مور کوچک را گرفت

شد خدای مهربان شمر و یزید


ماجراها گفت از ظلم خدا

ناسزا و صد حدیث و نقل قول


ابن ملجم هم چنین ظالم نبود

مهربانتر بود، چنگیز مغول


اشک چشمم گشته همچون نهرخون

چون گرفتی آن غذا و دانه را


ازمن بی کس چرا کردی دریغ

دانه ای گندم و قوت لانه را


پس نمیخواهم خدای کینه توز

از هم اکنون من به دینت کافرم


در دلم مهری نمیبینم دگر

پس بدان بی دین و بی پیغمبرم


اشک و آهش آن زمان پایان گرفت

از میان آسمان آمد طنین


صوت زیبا و کلام دلنشین

آمد از بالا رسیدش بر زمین


مور من بس کن دگر غمگین نباش

بر خدایت گفته ای صد ناسزا


رحمت شایان به جانت کرده ام

این نباشد لطف ایزد را سزا


بلبلی زیبا میان آسمان

دانه ای را دید میغلتد به راه


آمد از با لا به سمت دانه ات

در پی اش مور ِ نگون بخت سیاه


آن زمان طوفان و بادآمد پدید

تا که گردد دانه از چنگت جدا


چون رها گشتی کنون از چنگ مرگ

ناسزا گویی بر این لطف خدا


گفت بلبل آن زمان در فکرخویش

دانه خوردن بهتر است از مور ریز


میروم من دانه را آرم به چنگ

تا غذایی در پی جنگ و گریز


رفت بلبل دانه را دنبال کرد

اینچنین شد ماجرا در انتها


لطف ایزد شامل حال تو شد

گشته ای از چنگ آن بلبل رها


حکمتی باشد به هر رنج و بلا

گر شنیدی این پیام و این صدا


ترک ایمان بعد هر رنجی نکن

یا نشو قاضی به اعمال خدا


******************************


با درج این مطلب  بد نیست در مورد مورچه و

قدرت خداوند در خلقت این موجود کوچک

اما شگفت انگیز مطالبی رو منتقل کنم که

مطمئنم قابل توجه خواهد بود


چند سال پیش عده ای از دانشمندان بی دین گردآمدند

تا اشتباهی را در قرآن کریم جستجو نموده و بیابند،

و نادرستی دین اسلام را اثبات نمایند.


آن ها به کند وکاو و مطالعه ی آیات قرآن کریم پرداختند.

تا اینکه به  سوره  نمل رسیدند که

در ان واژه ” یَحطِمَنَّکُم ” به کار برده شده بود.


سوره نمل آیه ۱۸ می فرماید:

 حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ

یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ

لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ

تا چون به دره مورچه ها رسیدند،

مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه هایتان وارد شوید‌،

مبادا سلیمان و لشگرش خردتان کنند و خود آگاه نباشند.

 

بی درنگ شاد و سرمست شدند که چیزی در

آن یافتند که به ضرر این دین است. گفتند:

واژه ی ” یَحطِمَنَّکُم ”

(شما را درهم شکنند)

از “تحطیم” شکستن، ویران کردن آمده است.

چگونه مورچه ویران شده و درهم می شکند،

حال آنکه از ماده ی قابل درهم شکستن و

خرد شدن ساخته نشده است!

بنابراین این واژه در این آیه درست بکار برده نشده است!

آن ها شروع به منتشر ساختن نتیجه ی کنکاش

خود نموده و آن را بزرگنمایی کردند.

اما حتی پاسخ ساده ای را هم از زبان مسلمانان نشنیدند. 

چند سال از اکتشاف آن ها گذشت...

اعجاز قران در بدن مورچه

 

دانشمندی استرالیایی تحقیقات طولانی و زیادی را روی این مخلوق ضعیف انجام داد.

تا جایی که چیزهایی را دریافت که کسی توقعش را نداشت.

او پی برد که ساختار بدن مورچه ها

دارای مقدار قابل توجهی از ماده ی شیشه است.

یعنی حدود ۷۵% از غشای خارجی بدن مورچه ها

را شیشه تشکیل می دهد.

بنابراین واژه ی مذکور در جای درست خود به کار برده شده بود.

به دنبال این اکتشاف، دانشمند استرالیایی مسلمان شدن خود را آشکار ساخت.

 

دیگر دانشمندان به تازگی کشف کردند که

بدن مورچه با اسکلت استخوانی سختی پوشیده شده

که بدن ضعیفش را از هرگونه آسیبی محافظت می کند.

ولی این پوشش استخوانی در حین قراردادن آن زیر

فشار به راحتی خردشده و مانند یک تکه شیشه می شکند.

حقیقت خرد شدن و له شدن مورچه را که در حال حاضر کشف شده،

قبل از ۱۴ قرن قرآن کریم آن را از زبان یک مورچه برای ما نقل کرد.

“سبحان الله العزیز الحکیم !” 


آیا او خبر ندارد از آنچه آفریده، حال آنکه او مهربان و بسیار آگاه است !


******************


مورچه کوچک قدرت و معجزه خداوند


مورچه ای صبحگاهان ، از لانه ی زیر زمینی ی خود بیرون می آید

و به دنبال آذوقه ای برای ذخیره سازی برای زمستان است .

به دانه ی گندمی برمی خورد و آن را به دهان گرفته و به هر

زحمتی که هست ، آن را تا لانه می بَرَد . لانه ی او

زیر زمین است و زیر زمین نمناک و مرطوب و

جای مناسبی است برای سبز شدن دانه ی گندم و

در نتیجه از بین رفتن آن . مورچه به گفته ی جانورشناسان

وقتی دانه را به لانه می بَرَد ، آن را از وسط نصف می کند و

با این کار از سبز شدن آن جلوگیری می نماید !
این بود یک قضیه ی ساده از

زندگی ی روزمرّه ی یک مورچه
اگر سرسری از کنار این قضیه بگذریم و

مشمول خطاب ( افلا تدبّرون ) می شویم .

چرا که تدبّر در کتاب تکوین همانند تدبر در

کتاب تدوین لازم و ضروری است و

تمام مخلوقات آیات و نشانه های الهی هستند
به نظر شما این مورچه ی ریز در این قضیه ی ساده چند علم دارد ؟

علم ؟!؟ بله ، مگر علم شاخ و دُم دارد ؟

من که کمی فکر کردم 6 علم و دانش برای این مورچه کشف کردم .

قطعا شما هم با تدبر می توانید بر این موارد بیفزایید :
1 – علم هواشناسی : چون می داند که هوا همیشه خوب و

خرم و زمین همواره سرسبز نیست بلکه

زمستانی خواهد آمد که باید برای آن اندیشه نمود
2 – علم غذا شناسی ( یک ) : چون وقتی به دانه ی گندم می رسد ،

تشخیص می دهد که این شیء خاصیت غذایی دارد .

اذا اگر شما قطعه ی چوب یا پلاستیکی را دقیقا و

با مهارت به اندازه و شکل دانه ی گندم بتراشید و

به آن رنگ دانه ی کندم بزنید ،

مورچه هرگز به آن اعتنایی نخواهد نمود !
3 – علم غذاشناسی ( دو ) : مورچه می داند که

دانه ی گندم قابلیت نگهداری ی چند ماهه در

زیر زمین را دارد و تا آن وقت فاسد نمی شود

لذا غذاهایی مثل گوشت که چند روزه فاسد می شوند

برای ذخیره سازی انتخاب نمی کند
4 – علم گیاه شناسی ( یک : آسیب شناسی ) : مورچه می داند که

این گندم آسیب پذیر است و اگر همینگونه زیر خاک رَوَد ، سبز می شود
5 – علم گیاه شناسی ( دو : درمان شناسی ) :

مورچه ی می داند که علاج درد این گندم و راه رفع آسیب آن

این است که آن را از وسط نصف کند .

توجه دارید که این علم غیر از علم قبلی است .

زیرا آسیب شناسی با درمان دو مرحله ی جداگانه است .

در اولی درد تشخیص داده می شود و در دومی راه درمان .

چه بسا امراضی که دانشمندان آن را تشخیص داده اند و

به ماهیت آن پی بُرده اند ( مثل سرطان ) ولی هنوز

راه درمان آن را کشف نکرده اند
6 – علم انبار داری و ذخیره سازی :

که از علوم مهم امروزه ی بشری است .

مورچه می داند که دانه های گندم قطعه شده را

در چه مکان و دما و شرائطی انبار کند تا

تا زمستان سالم بمانند و قابلیت مصرف خود را حفظ کنند
تازه این شش علم ، علومی است که بشر تا به حال کشف کرده است .

قرآن که مدعی است مورچه حتی سخن می گوید و در سوره نمل فرموده :

مورچه با حضرت سلیمان (ع) گفتگو کرد و حتی به او انتقاد نمود !
حالا یک سؤال ساده از تمام مُلحدان و بی خدایان دارم :
چه کسی این 6 علم را به مورچه آموخته است ؟

آیا مورچه درس خوانده یا کتاب مطالعه کرده یا

در رشته غذاشناسی و گیاه شناسی دانشگاه تحصیل نموده است ؟!
مگر هر علمی به معلم نیاز ندارد ؟

تازه معلم مورچه خیلی مهارت داشته .

چون همین الآن اگر همه ی جانورشناسان دنیا جمع شوند ،

نمی توانند به یک مورچه یک مهارت دلخواهشان را بیاموزند !
ممکن است جواب دهند :

مورچه طبق غریزه ی حیوانی خود این کارها را انجام می دهد
آری ، ما هم می دانیم . ولی چه کسی این غریزه ی را

درسیستم بدن و مغز مورچه طراحی نموده است ؟

آیا کافی است که یک کلمه ی ( غریزه )

را بپرانیم و از کنار این همه عجائب به راحتی رد شویم ؟!؟
تازه مگر مورچه در مقابل سایر جانوران و

کرات آسمانی و کهکشان ها اصلا به حساب می آید ؟!؟


*************************************

عشق فقط خدا


  • ۰
  • ۰



اهمیت و جایـگاه قـرآن


هر چه می توانید قرآن بخوانید زیرا شفای شما در قرآن است





 
 
قرآن به دلایل متعددی دچار دگرگونی و تحریف نشده است.

برخی از دلایل عدم تحریف قرآن:

1) آیات

الف) تصریح خداوند بر حفظ قرآن


«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[1]

ما خود، ذکر (قرآن) را به‌تدریج نازل کردیم و خود برای آن نگهبانیم.

ب) آیه عدم اتیان باطل:

«إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزیزٌ *
 
لا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینْ‏ِ یدَیهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ  تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِید»[2]

همانا کسانی به ذکر (قرآن‌) (هنگامی که به‌سوی آنها آمد) کفر ورزیدند

و حال آن‌که (آن ذکر) کتابی شکست‏ ناپذیر است * که از هیچ راهی،

باطل به آن راه ندارد؛ که به‌تدریج از جانب خداوند دانای ستوده شده نازل شده است.


ج) آیه شریفه


«إنّ علینا جمعه و قرآنه»[3]

همانا گردآوردن و خواندن آن بر عهده ماست

2) احادیث:

الف ) حدیث ثقلین؛

«انّی تارک فیکم الثّقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی و

 انّهما لن یفترقا حتی یردا علی‌الحوض»[4]

من در میان شما دو یادگار گران‌بها باقی می‌گذارم،

 کتاب الهی و عترتم که اهل بیت من است و آن‌دو از همدیگر جدایی‌ناپذیرند

 تا در آخرت در کنار حوض کوثر به نزد من بازآیند.

کتاب خدا باید سالم و مصون از تحریف باقی بماند تا

در کوثر بر پیامبر(ص) وارد شود. اگر تحریف شود

دیگر کتاب‌الله نیست موضوعیت این حدیث فقط با

مصون ماندن قرآن از تحریف صادق است.

ب) احادیث عرضه احادیث بر قرآن؛ احادیث صحیحه‌ای هستند که

قائل به عرضه احادیث متعارض بر قرآن کریم و اخذ موافق قرآن و

طرد مخالف قرآن هستند و معلوم است زمانی می توان صدور

 چنین دستوری ازسوی ائمه معصومین درست باشد که قرآن خودش، مصون از تحریف باشد.

ج) احادیث وارده از ائمه(علیهم‌السلام)؛

 در باب اینکه آنچه در دست مردم است، همان قرآن نازل شده از سوی خداوند است.

3) اجماع فریقین؛

بزرگـان شیعه از شیخ صدوق تا فقهای

معاصر قائل به عدم تحریف قرآن بوده‌اند.


4) معجزه بودن قرآن؛

 با تحریف الفاظ، معانی آیات قرآن مختل می‌گردد و


حال آنکه معجزه بودن قرآن (که مورد تحدی قرآن است)

منوط به صحت آیات و صحت استناد آنها به خداست.


 اگر قرآن کریم دستخوش تحریف واقع شود تحدی موضوعا منتفی می‌شود.

5) سوره کامل در نماز؛

در رکعات اول و دوم هر نماز،


باید سوره کامل خواند که حاکی اعتقاد به این است، که چیزی از قرآن نیفتاده است.

6) تواتر در نقل آیات قرآن؛

 تمام آیات قرآن، به‌طور


 متواتر نقل شده و حال آنکه ادعاهای قائلین به تحریف، واحد است که قابل پذیرش نیست.


7) اهتمام خارق‌العاده پیامبر(ص) و صحابه در حفظ و جمع قرآن.


8) جمع آوری قرآن در زمان پـیامبر(ص) (هرچند که مدون بین‌الدفتین نبود).


9)اگر قرآن کریم، دست‌خوش تحریف شده چرا ائمه(ع) نه تذکر داده‌اند و نه به مقابله با آن پرداخته‌اند.
 
قرآن و انسان

اکنون که به صدق متن قرآن و استواری معنای آن پی بردیم باید در

 پی استفاده از این منبع وحیانی باشیم و خود را در

 معرض این نسیم جان افزا و سعادت بخش قرار دهیم:



1)       ضرورت سکوت و گوش سپردن به قرآن:

«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» (اعراف204)

و چون قرآن خوانده شود بدان گوش فرادهید و خاموش باشید، باشد که مشمول رحمت شوید.


 2)       پناه بردن از شیطان به خدا:

«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ» (نحل98)

پس هنگامی که قرآن می‏خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه بر.
 
3)       تبعیت از قرآن و پروای از خدا:

«و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه و اتقوا لعلکم ترحمون» (انعام6)

و این کتابی است پربرکت که ما آن را فرو فرستادیم،

پس از آن پیروی کنید و پروا پیشه سازید، شاید مشمول رحمت گردید

4)تدبر در قرآن

«أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها» (محمد24)


پس آیا در این قرآن تدبر و اندیشه نمی‏کنند یا بر دل‏هایی قفل‏های

 (عناد و قساوت و شقاوت) آن نهاده شده است؟!
 
5)       عبرت‌آموزی:

«لَقَدْ کانَ فی‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ ما کانَ حَدیثاً یفْتَری‏ وَ

 لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَینَ یدَیهِ وَ تَفْصیلَ کُلِّ شَی‏ءٍ وَ هُدی وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ»(یوسف111)

به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است.


سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتابهایی‏] است که

 پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و

برای مردمی که ایمان می‏آورند رهنمود و رحمتی است.
 
6)       شفای مؤمنین و خسران ظالمین؛‏

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا»(اسراء82)

و ما از قرآن آنچه را که برای مؤمنان مایه درمان و

 رحمت است نازل می‏کنیم و حال آنکه ستمگران را جز زیان نمی‏افزاید.
 
 
منبع پژوهشکده باقرالعلوم

[1]. حجر / 9.
[2]. فصلت41ـ42.
[3]. قیامت / 17.
[4] صدوق، محمد بن على/ کمال‏الدین و تمام النعمه/ دار الکتب الاسلامیه قم‏/  1395هـ.ق ج : 2 ص :

**************************

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً

 مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ


اگر ما این قرآن ( عظیم الشأن ) را ( به جای دلهای خلق ) بر کوه نازل می کردیم

مشاهده می کردی که کوه از ترس و عظمت خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می گشت.

و این امثال را برای مردم بیان می کنیم باشد که اهل ( عقل و ) فکرت شوند.

هدایت و قرآن


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهفرمود: من دو چیز در میان شما باقى گذاشتم،

تا وقتى که به آن دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد: یکى قرآن، دیگرى خاندانم.

بـرتـرى قـرآن  

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

بـرترى قـرآن بر سـایر سخـنها هـمانند برترى خدا بر مخـلوقات اوسـت.

احتـرام قـرآن

رسـول اکرم صلی الله علیه و آلهفرمود:

قـرآن جز خـدا بهترین و برترین چیـزهاست،

کسى که احـترام قـرآن را نـگهدارد به خدا احـترام کرده است،

و کسـى که حـرمت قـرآن را نـگه ندارد نسبت به خدا بى حرمتى کرده اسـت،

احـترام به قـرآن در پیشـگاه الهى هـمانند احتـرام پـدر بر فـرزند اسـت.

رمـز جاودانگى قــرآن

امام هشتم علیه السلام از امام کاظم علیه السلام نقل مى کند که فرمود:

مردى از امـام صادق علیه السلام پـرسید

چگونه است که قـرآن هـر چه خـوانده و منتشـر مى شـود

جز بر تازگى و طـراوتش افـزوده نمى شـود؟ امام صـادق علیه السلام فرمود:

زیرا خـداوند آنرا براى زمان و مردم خـاصى قرار نـداده اسـت،

بنـابراین در هر عصـرى نو، پیـش هر ملتى تا روز قیـامت تازه و شـاداب اسـت.

رهـبرى قـرآن

پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

بر شما باد قرآن، پس آنرا رهبر و پیشواى خود قرار دهید،

زیرا آن، سخن پروردگار جهانیان است. از طرف اوست و

بسوى او برمى گردد، بنابراین به متشابهات آنها هم ایمان آورید

و از ضرب المثلهاى آن پند گیرید.

محتواى قـرآن

امام على علیه السلام فرمود: تـاریخ گـذشتگان و


آیـندگان و بـرنامه زنـدگى شـما در قـرآن اسـت.

شـفاى قـرآن

پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله فرمود: بر شما باد به قرآن، چون قرآن،

شفاى سودمند، و داروى پربرکت است و

نگهبان کسى است که به آن چنگ مى زند،

و نجاتبخش کسى است که از آن پیروى کند.

نـور قـرآن 

امام حسن مجتبى علیه السلام فرمود: در این قـرآن چراغـهاى روشـن (هـدایت) و داروى شـفابخش دلهـاست.

مـیزان بـودن قــرآن

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اى مردم آنچه از من


براى شما نقل مى شود چنانچه هماهنگ با قرآن بود بدانید گفتار


من است و اگر مخالف با محتواى قرآن بود گفته من نیست.

 

حاملان قرآن و مسئولیت آنان

شرافت قرآنیان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهفرمود: قرآنیان و شب زنده داران، بزرگواران امّت من هستند.

حامـل قـرآن

پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهفرمود: حامل و حافظ قرآن پرچمدار اسلام است،


کسى که او را احترام کند خدا را گرامى داشته است، کسى که به او اهانت کند


مورد لعن و نفرین خدا خواهد بود.

مقـام قـرآن دانـان

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: قرآنیان بالاترین مقام انسانى بعد از


پیامبران و فرستادگان الهى را دارند، پس حقوق آنان را کم ندانید،


زیرا در پیشگاه الهى داراى منزلتى هستند.

حاملان و آموزگاران قرآن

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:


حاملان قرآن همان آموزگاران سخن خدا و دربرکنندگان نور خدایند،


کسى که آنان را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و کسى که


نسبت به آنان دشمنى کند با خدا دشمنى کرده است.

مسئولیت قـرآن خـوان

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اى جامعه قرآن خوانان!

در مورد آنچه از قرآن خداوند بر دوش شما نهاده تقواى الهى را پیشه کنید،

زیرا من و شما مسئولیم، من مسئول ابلاغ رسالتم و

از شما در باره آنچه از کتاب خدا و سنّت من دارید سؤال خواهد شد.

قـرآن و وظائف ما

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

قرآن و شگفتیهاى قرآن و مفاهیم آن را بیاموزید.

مفاهیم قرآن همان واجبات و حدود آن است،

زیرا قرآن برپنج وجه نازل شده است:

حلال و حرام و محکم و متشابه و ضرب المثلها،

به حلال قرآن عمل کنید، و حرام را رها کنید، به محکمات عمل کنید و

متشابه آن را واگذارید و از ضرب المثلها پند گیرید.

قرآن براى عمل

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: کسى که قرآن را بیاموزد و

به آن عمل نکند و دنیا دوستى و زینت آن را بر قرآن ترجیح دهد

سزاوار خشم خداوند است،

و در ردیف یهود و نصارى قرار خواهد داشت که کتاب خدا را پشت سر انداختند.

قاریان و امیران

امام صادق علیه السلام به نقل از پدرانش فرمود:

دو گروهند که اگر اصلاح بشوند امّت من اصلاح خواهند شد و

چنانچه فاسد شوند امت را فاسد خواهند کرد: حاکمان و قاریان قرآن.

قرائت بـدون عـمل

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

کسى که قرآن بخواند و به آن عمل نکند خداوند او را روز قیامت کور محشور خواهد کرد.

قـرائت قـرآن و گناه

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: کسى که قرآن بخواند و

بعد حرام بخورد و بنوشد یا محبّت و زینت دنیا را بر آن برترى دهد

مستوجب خشم الهى مى شود مگر اینکه توبه کند،

و اگر بدون توبه بمیرد، روز قیامت قرآن با او به محاجّه برمى خیزد و

تا او را محکوم نکند دست برنمى دارد.

آمـوزش قــرآن


پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:


بهترین شما کسى است که قرآن آموزد و آن را آموزش دهد.

ارزش آموزش قــرآن

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسى از قرآن یک حرف بیاموزد،

خداوند براى او ده حسنه مى نویسد، و ده گناه از او مى بخشد،

و ده درجه او را بالا مى برد، فرمود: نمى گویم، در مقابل هر آیه،

بلکه در مقابل هر حرفى مانند «باء» یا «تا» یا همانند آنها.

ثمرات یادگیرى قــرآن

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: اگر خواستار زندگى سـعادتمندان،

و مـرگ شهیدان و نجات روز محـشر، و سـایه در

روز قـیامت و هـدایت در روز گـمراهى هستید پس قـرآن بیاموزید،

زیرا آن گفـته خـداى مهربان و ایمنى از شیـطان و موجب برترى و وزنه خوبـیهاى شـما است.

فهم قرآن همراه آمـوزش

حضرت على علیه السلام فرمود: قـرآن را بیـاموزید که

نیـکوترین گفـتار است، و در آن دانـا و آگاه شـوید که بـهار دلهـاست و

از نور آن شـفا بخواهید، که شـفا بخـش دلهـاست، آن را خـوب بخوانید چون مفیدترین قصّـه هاسـت.

                                            مومن و آموزش قرآن

امام صادق علیه السلام فرمود: شایسته است که انسانِ مؤمن نمیرد تا

 

قرآن را بیاموزد یا در حال آموزش آن باشد.

قـرائت قـرآن

روخوانى قـرآن

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: برترین عبادت امّت من روخوانى قرآن است.

فضیلت قـرائت قــرآن

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

اى سلمان! بر تو باد خواندن قرآن، زیرا

قرآن خواندن کفّاره گناهان و سپرى در مقابل آتش و بازدارنده از عذاب است.

روزى پنجاه آیه

امـام صـادق علیه السلام فرمود:

قـرآن، عـهدنامه خدا به بنـدگان اوست،

پس شایسته است مســلمان در عـهدنـامـه اش بـنگرد،

و روزى پنـجـاه آیـه از آن بخـواند.

انس با قـرآن در جـوانى

امـام صـادق علیه السلام فرمود: مؤمـنى که در جـوانى قـرآن بخـوانـد،

قـرآن با گـوشت و خـون او مـخــلوط مـى شــود،

و خــدا او را بــا ســفیـران بـزرگـوار و نیـکوکار قـرار مـى دهـد و

روز قیـامت قـرآن مـدافـع اوسـت.

رمضان بهار قـرآن

امام باقر علیه السلام فرمود: هـر چیـزى بـهارى دارد و بـهار قـرآن مـاه مـبارک رمـضـان اسـت.

قــرآن در ماه رمضان

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: کسى که در

ماه مبارک رمضان یک آیه قرآن بخواند پاداش او همانند کسى است که

قرآن را در ماههاى دیگر ختم کرده است.

خانه و قرآن

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: خانه اى که در

آن قرآن خوانده شود فرشتگان وارد آن مى شوند،

و شیطانها از آن دور مى شوند،

و اهل آن در آسایش قرار مى گیرند و به خیر و

برکت آن خانه افزوده مى شود و از بدیها و

آفات آن خانه کاسته مى شود. و خانه اى که در آن قرآن نخوانند،

محلّ حضور شیاطین و دورى فرشتگان مى شود و

بر اهلش تنگ مى شود و شرّش بسیار و خیرش اندک خواهد شد.

نورانیت خانه و قــرآن

امام صادق علیه السلام فرمود:

خانه اى را که مسلمانى در آن است و قرآن تلاوت مى کند

اهل آسمان آنرا مى بینند همانگونه که مردم دنیا ستاره نورانى را در آسمان مى بینند


گـوش دادن به قـرآن

امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که حرفى از

کتاب خدا را بشنود بدون آن که بخواند خداوند حسنه اى براى او مى نویسد،

و گناهى را از او مى بخشد، و یک درجه او را بالا مى برد.

آداب قرائت قـرآن

امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامى که به آیه اى که یاد بهشت است رسیدى از خدا بهشت بطلب،

و وقتى به آیه اى که یادآور آتش است رسیدى از آن به خدا پناه ببر.

آهـنگ قـرائت قـرآن 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: قـرآن را با صـدا و آهنگ عـربى بخوانید.

مقـام حافـظ قـرآن 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

تعداد درجات بهشت به تعداد آیه هاى قرآن است،

هنگامى که اهل قرآن وارد بهشت شود به او گفته مى شود

قرآن بخوان و بالا برو، براى هر آیه اى درجه اى است،

بنابراین بالاترین درجه از آنِ حافظان قرآن است.

روخوانى یـا از حفـظ؟

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

کسى که از رو قرآن بخواند، خدا براى او دوهزار حسنه مى نـویسد،

و کسـى که آنـرا از حـفظ بخـواند هـزار حسنه نوشـته مى شـود.

پاداش ختـم قـرآن

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

وقتـى کسى قرآن را ختم کند، در آن هنگام هزار فرشته بر او درود مى فـرستـند.

قرائت غلط

  رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
 
قـارى چنـانچه قـرآن را غلط یا اشتباه یا با لحن غیر عربى بخواند
 فـرشته آنرا هـمانطور که نازل شده (صحیح و کامل) مى نویـسد.



به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست.

سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد.

درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند.

سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمین است و

آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که

ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند

بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد.

این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است

چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است.

ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان  معانی آن بر دل

می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که

خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در

برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند.

از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و

گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند.

گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که

با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ،

خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند.

بهاین موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱– سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ایم شک دارید

پس اگر راست مى‏گویید سوره‏اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید.

پس اگر نکردید و هرگز نمى‏توانید کرد از آن آتشى که

سوختش مردمان و سنگها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید.

۲– سوره ۱۷ آیه ۸۸

بگو اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را

بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هر

چند برخى از آنها پشتیبان برخى [دیگر] باشند.


۳– سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴


یا مى‏گویند این [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گویید


ده سوره برساخته‏شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که

را مى‏توانید فرا خوانید. و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند بدانید

با علم الهی نازل شده و هیچ معبودی جز او نیست آیا با اینحال تسلیم می‏شوید؟


۴– سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹


یا مى‏گویند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گویید

سوره‏اى مانند آن بیاورید و هر که را جز خدا مى‏توانید فرا

خوانید.بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و

هنوز تاویل آن برایشان نیامده است کسانى [هم] که پیش از

آنان بودند همین گونه [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.


۵– سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴


مىیگویند آن را بربافته [نه] بلکه باور ندارند.

پس اگر راست مى‏گویند سخنى مثل آن بیاورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند.

کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و

تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند.

آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به

دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و

تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک

سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا

خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها

نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و

معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از

قرآن و نوشتن سوره ای مثل  سوره های قرآن کاری ساده است.

بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران

دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که

سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا

که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای

این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را

به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و

تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در

حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ،

ضعف و محدودیت خود را درک می کردند  و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند.

چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از

عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید

یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون

در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند

سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها

از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید

خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم.

سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] کوثر و فراوانی تعمت دادیم
فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ :  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن
إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت‏ خودبى‏تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است.

پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد.

از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند.

کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند.

در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که

این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این

یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که

نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن

سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از

سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز

استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم.

تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام  و

فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود

برای من که ایمان بیاورم نه  تنها من بلکه هیچ انسان

دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در

مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست.

پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و

دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد

توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و

آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر

مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم

اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که

این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمى‏داند و آنچه

در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه] آن را مى‏داند و

هیچ دانه‏اى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و

خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر.

ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از

قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.


یادداشت مدیر وبلاگ


بی شک در این مورد مطالب زیاد دیگری است که

به مرور گرد آوری خواهیم کرد و صد البته

تفسیرقرآن بسیار پیچیده است و بی شک بشر

تا الان نتوانسته است همه زوایای پیچیده و

مخفی و معانی و ذات والای این کتاب بزرگ اسمانی را

داشته باشد کتابی که با بودن در انواع حکومتها و

طغیان بشر و تحریفها و سوزانده شدن ها و

تلاش های بسیار برای استفاده از آن به نفع حکومت

دوران ها چون صاحبش گفته اجازه تحریف و

تغییر در آن نمیدهیم همیشه مصون از دستکاری و

تعرض مانده است که مثال دومی ندارد خدا در قرآن میفرماید

آیا در قرآن نمی اندیشید اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتی


بعنوان مثال قران حرکت کرات را آن زمان ادعا کرده و بشر

الان به این نتیجه میرسید که کرات ثابت هستند یا مثل های دیگر

حتی یک مورد هم نمیتوان یافت که کسی در

مقام مناظره با مطالب قران به پیروزی برسد و اختلافی در آن پیدا کند



بعنوان مثال هر چه علم بشری رو به جلو میرود ابعاد منطق و معجرات و

درستی و پیش بینی های قرآن وسیع تر ثابت میشودخداوند

درقرآن کریم 1400سال پیش موضوعاتی رافرموده است که

صحت علمی آنها امروزه اثبات میشود و اگر از غیر خدا بود

حداقل یک مورد باید پیدا میشد که علم امروزی یک ادعای

علمی قران را نفی میکرد ولی اینگونه که نیست هر روز

با اثبات منطق و علوم و معجزات قرآنی روز بروز به

اعتبار این کتاب اسمانی افزوده میشود هر شخصی که

روحیه عناد و تعصب شیطانی نداشته باشد با چند بار

خواندن قرآن براحتی متوجه میشود که این مطالب نمیتواند

نوشته دست بشر باشد اصلا کتابی مشابه با این نوع

نویسندگی وجود ندارد از باب ایات مشابه و محکم

ونوع تقسیم بندی و شروع و خاتمه مطالب..

بعنوان یک حقیرتوصیه دارم حداقل دو بار آنهم معنی فارسی قرآن ر

ا از اول تا آخر بخوانید بعد اگر کمتر از یک گنج یافتید کنارش بگذارید

اگر ما صبح متوجه بشیم یه کاغذی یا مجله ای رو تو

حیاطمون انداختن بدون اینکه بخونیمش نمیندازیمش سطل زباله

یا بعد از چند ساعت گوشی رو که چک میکنید اگر پیامکی داشتید

حتی تبلیغاتی معمولا یکبار آن را یمخوانید بعد حذفش میکنید

اما کتابی به این عظمت و معجزه که شاید بنده در این مطلب

حتی یک درصد از ابعاد و عظمتش را نتوانستم گردآوری کنم را

سالهاست که در خانه هایمان خاک میخورد و

نهایتا در مراسمات از آن بعنوان یک ابزار

استفاده میشود در مطالب بعدی از قرآن باز هم خواهیم گفت و

اگر شما دوستان هم مطلبی در خور وصف قران داشتید

میتوانید به وبلاگ بفرستید تا در راه شناسایی

این گنج عظیم به دوستان و همراهان سهمی داشته باشید


مرتضی زمانی


مدیر وبلاگ 


  • ۰
  • ۰


دوستان و همراهان عزیز وبلاگ عشق فقط خدا




از امروز قسمتی با موضوع ( دلنوشته )

رو ایجاد کردم تا متن های خودمونی بین خدا و

بنده هاشو اینجا درج کنم هر دوستی که

دلنوشته ای خوب و تاثیر گذار داشته باشه

میتونه در قسمت تماس با من  برا وبلاگ بفرسته

تا در این قسمت در صورت رضایتش با نام خودش

درج بشه منتظر نظرات و مطالب خوبتان در این زمینه هستم

با تشکر مدیر وبلاگ

مرتضی زمانی

********************


توو اوج درگیری


دستامو میگیری


وقتی حواسم نیست


نزدیکتر از پیرهن


یا از رگ گردن


غیر از تو واسم نیست


وقتی حواسم نیست


من عاشقت شدم ، با تموم قلبم با تموم وجود


احساس من نسبت به تو کم شدنی نبود


دوست داشتنت خدا همیشه واسه من عین عبادته


با تو آرومم و خیالم یک عمر راحته ، با تو

دلم که میلرزه ، میترسه یک لحظه ، بشم فراموشت


اما تو محکمتر میگیری تا آخر ، منو توو آغوشت


نشم فراموشت


من عاشقت شدم ، با تموم قلبم با تموم وجود


احساس من نسبت به تو کم شدنی نبود


دوست داشتنت خدا همیشه واسه من عین عبادته


با تو آرومم و خیالم یک عمر راحته ، با تو...


توو


  بنام آفریننده عشق


تقدیم به زیباترین عشق


خداوندا چنانم توبه ده تا نافرمانیت نکنم و تا زنده و پاینده ام داشتی


نیکی و نکوکارییت را روزان و شبا ن به من الهام فرمای


ای پروردگار جهانیان  خداوندا 


هرگاه با خود  گفتم  مهیا و آماده  باشم  برای نماز و در

پیشگاهت به راز و نیاز پردازم  کسالت بر من غالب شد و  چون به نماز ایستادم

حال نیایش از من ربوده شد آنگاه که به راز و نیاز پرداختم..........


مرا  چه  دردیست  که


 هرگاه  با خود  گفتم  نهاد خود از آلودگیها رفته ام و  درونم  به

سامان آورده ام  و نزدیک  است به مقام  توبه کاران رسم


آزمایشی سخت گریبانگیرم شد

 که پایم بلغزانید و میان من و خدمتگزارییت مانع شد


سرورا


شاید تو مرا از درگاهت رانده  و از خدمتت  دور کرده باشی



یا شاید مرا در زمره سبک شمارندگان حقت یافته و به دور دستم افکنده ای


یا شاید مرا در شماردروغ زنان  دیده و کنارم زده ای


یا شاید مرا  در شمار  نا سپا سا ن  نعمت هایت یافته و  محرومم ساخته ای


یا شاید مرا همدم بیکارگان دیده  و  به ایشانم  وا گذاشتی



یا شاید  دوست  نداشتی که نیایشم شنوی و از درگاهت دورم کرده ای


یا شاید به واسطه بی پروا یی  و گستاخیم کیفر دادی


یا شاید.........
.

.

.

کریما  اگر اینک از من  درگذری بجاست


 که تو از  گناهکاران پیش از من نیز در گذشتی


زیرا که پروردگارا بزرگواری تو برتراز کیفر دادن تقصیرکاران


و من به فضلت امیدوارم و بسویت   گریزان

   و من  انجام  هر  وعده ای   که از  عفو و چشم   پوشی  به

نیک گمانانت  داده ای را خواهانم


به لطف رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم


خدای خوبم


ای مهربانم سلام


مدت هاست آسمانت را با من تقسیم کرده ای


که هر بار که به آن نگاه می کنم


یاد پاکی سرشار وجود تو بیفتم


و سعی کنم هم چون تو پاک باشم


مدت هاست زمینت را با من تقسیم کرده ای


که هر بار که به گردش آن فکر می کنم


یاد کوچک بودن خودم در مقابل تو بیفتم


و آب هایت را که مرا یاد حرف های زلال تو می اندازد


نازنینم من بی تو هیچم


همه چیز تویی و یاد تو


تو به دست های کوچکم نگاه کن و به پیکر نحیفم


مرا یارای ایستادن در برابر هیچ نیست


مگر تو مرا یاری کنی


به امید توست که سر از خاک برمی کشم


و قدم بر خاک می نهم


خدای من راه من بی تو


به بی راهه می کشد مرا دریاب


در قلبم دردی است به ژرفای ابدیت که درمانش تنها تویی


از همه روگردان شده ام


و چه خوش لحظه ایست که همه هستند


و هیچکس کس نیست


و تنها کس تویی


شیرین ترین رویا


در این سرگردانی


هر موجی مرا به صخره ای می سپارد


روح من عاشقانه از آن توست


پس دست هایم را دریاب


دستانی که عمریست به سوی تو گشوده شده


و هرگز خالی از دست های تو نبوده است


گل بی خار صدایم کن


که مست بوی توام و بی تو در ناکجای ذلت اسیر


شنیده ام تو کوچکترین نجواها را هم شنیده ای


پس به فریادم برس


که فریاد من طنین غمگین ترین


آوای مادری است که کودکش را می جوید


و نگاه حیران کودکی است که پناه می جوید


از هرچه مهربانی است که همه از آن توست


دوستت دارم


و شیدایی تو را دستمایه خود کرده ام


بر این دار و ندار کوچک عشق آن چنان بیفزا


که از هرم نفس هایم بسوزم


و باز شیدایی از سر گیرم


تا روزی که از من جز تو هیچ نباشد


دوستت دارم خدام


گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم


گفت:*فانی قریب*


" من که نزدیکم"(بقره/186)

گفتم:تو همیشه نزدیکی من دورم کاش می شد به تو نزدیک شوم


گفت: واذکر ربک فی نفسک تضرعآ وخیفة و


دون الجهر من القول بالغدو و الاصال *


"هر صبح وعصر پروردگارت را


پیش خودت با تضرع و خوف و با صدای آهسته یاد کن"(اعراف/؟؟؟)

نا خواسته گفتم: الهی وربی من لی غیرک


گفت:* الیس الله بکاف عبده*


"خدا برای بنده اش کافیست"(زمر/؟؟)

گفتم در برابر این هنه مهربانیت چه کنم؟


گفت:*یا ایها الذین آمنوا اذکرو الله ذکرآ کثیرآ و


سبحوه بکرة واصیلآ هو الذی یصلی علیکم و


ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمومنین رحیمآ*


"ای مومنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح وشب تسبیحش کنید


او کسی است که خودش و فرشته هایش برشما درود می فرستند


تا شما را از تایکیها به سوی نور بیرون برند


خدا نسبت به مومنین مهربان است."(احزاب/؟-؟)

گفتم:غیر از تو کسی را ندارم


گفت: *نحن اقرب الیه من حبل الورید*


"از رگ گردن به انسان نزدیکترم."(ق/16)


به چی دل خوش کنم ، چی دارم که با اون ثابت کنم دوستت دارم خدا

 گفتی باید نماز بخونی ، واحب کردی من نماز بخونم ، با خودم

می گفتم شاید دارم یه جوری ناچیز از تو تشکر می کنم ،

ولی  فهمیدم نماز رو دادی برای سلامتی خودم ،

ای خدا تو چقدر عاشق بندگانت هستی ،

ای خدای من  چگونه تشکر کنم از تو ، زبانم قاصر است ،

تک تک اذکار که به من یاد دادی به من انرژی مثبت می دهد ،

تو تشکر نمی خواستی ،

تو سلامتی من را می خواستی ،

خدای بزرگ و مهربانم دوستت دارم

اگرچه آن هم با زبان است ولی من به بزرگی و مهربانیت امید دارم



و اینک نامه ای از طرف خدا


امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم

و امیدوار بودم که با من حرف بزنی حتی برای چندکلمه.....

نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد

از من تشکر کنی.

صبحانه خوردی و حواست به من نبود ( که ماه رمضان است )

سپس متوجه شدم که خیلی مشغولی

مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی

و قراری که با دوستت در دانشگاه داشتی.

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی

فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی

و به من بگویی : سلام؛

اما تو خیلی هراسان بودی.....

یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و

برای مدت نیم ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی.....

خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی ؛ اما....

...به طرف موبایلت دویدی

به پیامهای دوستانت جواب دادی و ایمیل و فیس بوکت را چک کردی

تا از آخرین اخبار و شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظر بودم...

با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم

که اصلاً وقت نداشتی بامن حرف بزنی

متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،

شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،

سرت را به سوی من خم نکردی

تو غروب به خانه رفتی و

به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.

بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی

شبکه های ماهواره را یکبار بررسی کردی

و در حال خوردن چیپس و تخمه به نظاره نشستی......

نمی دانم شبکه های ماهواره را دوست داری یا نه؟

در آن چیزهای زیادی نشان می دهند

و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛

در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...

باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم

و تودر حالی که تلویزیون را نگاه می کردی ، شام خوردی؛

و باز هم با من صحبت نکردی.

موقع خواب...،

فکر می کنم خیلی خسته بودی....

بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی

به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.

اشکالی ندارد......

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت

و برای کمک به تو آماده ام.

من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.

حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور بادیگران صبور باشی.

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.

منتظر یک سر تکان دادن...

دعا ، فکر ، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.

خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.

خب ، من باز هم منتظرت هستم؛

سراسر پر از عشق تو...

به امید آنکه شاید امروزکمی هم به من وقت بدهی.

آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟

اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.

روز خوبی داشته باشی...

دوست و دوستدارت : خدا


*************************************


عشق فقط خدا

  • ۱
  • ۰



باز هم تسبیح بسم‌الله را گم کرده‌ام


شمس من کی می‌رسد؟ من راه را گم کرده‌ام




طره از پیشانی‌ات بردار ای بالا بلند


در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده‌ام



در میان مردمان دنبال آدم گشته‌ام


در میان کوه سوزن، کاه را گم کرده‌ام



زندگی بی‌عشق شطرنجی‌ست در خورد شکست


در صف مُشتی پیاده، شاه را گم کرده‌ام



خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم


حال می‌بینم که حتی چاه را گم کرده‌ام



زندگی آن‌ قدر هم درهم نبود و من فقط


سرنخ این رشته‌ی کوتاه را گم کرده ام


در ادامه یادی کنیم از این شعر زیبا


سائلی بی دست و پایم راه را گم کرده ام


عبد کوی هل اتایمراه را گم کرده ام


بس که دوری جستم از این بارگاه با صفا

آستان صاحب درگاه را گم کرده ام


آشنایم، نیستم از فرقه ی بیگانگان

چند روزی دلبر دلخواه را گم کرده ام


دردهایم را نگفتم چند گاهی با طبیب

شد دلم بی غمگسار و چاه را گم کرده ام


قدر عشقت را ندانستم، شدم مشغول خویش

خیمه ی زیبای ثارالله را گم کرده ام


ای یگانه تکسوار پهن دشت انتظار

شرمسارم، حجت الله را گم کرده ام


گوش جان نسپرده ام بر یا لثارات الحسین

راه قرب کوی آن خونخواه را گم کرده ام


کربلا کوته ترین راه است تا درگاه دوست

با که گویم این ره کوتاه را گم کرده ام




آزمـودم دل خــود را

  بــه هـزاران شیـوه


   هیــــچ چیز جز

  یـاد خـــــدا

    شـادش نـــکرد...



روایت کرده اند که جوانى در بنى اسرائیل بود

که بیست سال اطاعت و عبادت کرد

و بیست سال معصیت کرد، روزى در آینه نگاه کرد

دید موهایش سفید شده. به خود آمد و از کرده خود

پشیمان شد. عرض کرد: الهى بیست سال عبادت

و بیست سال معصیت کردم، اگر به سوى تو برگردم

آیا قبولم مى کنى؟

ناگهان ندایی شنید که :

  ما را دوست داشتى پس تو را دوست داشتیم،

ما را ترک کردى پس تو را ترک کردیم،

معصیت ما را کردى تو را مهلت دادیم،

پس اگر برگردى به جانب ما تو را قبول مى کنیم


مـــن از هـــمــه عــالــم و آدم،

بــه داشـتـن خـالــقـی

چــون تــو مــی نــازم...


ای فرزند آدم ...

من سخنانت را می شنوم وقتی که با من حرف

می زنی و درد دل باز می گویی ...

تو نیز سخنان مرا در کتاب من بخوان که

فرشتگانم بر تو فرود آورده اند

و من بدان وسیله با تو سخن می گویم ...

در خلوت خود به اندیشه بنشین

و در تنهایی خود سخنان مرا بشنو

نعمت های مرا بشمار و خطاهای خودت را به یاد آر

مرا دوست داشته باش و محبتم را در دل دیگران

نیز بیانداز مهربانی های مرا برایشان بازگو کن

و سایه سار لطف مرا

بر فراز وجودشان نشان ده ...

(حدیث قدسی از کتاب ای فرزند آدم)



در این ماه عزیز دعا کنید

چشمانی داشته باشید

که «بهترین ها »را در آدم ها ببیند

قلبی که «خطاکار ترین ها» را ببخشد

ذهنی ، که «بدیها» را فراموش کند

و روحی که هیچگاه «ایمانش »به خدا را از دست ندهد

آمین یا رب العالمین


حکمت خدا

شخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و می‌گفت:

« خدایا! همه کارهایت درست است فقط نمی‌فهمم

چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار

داده‌ای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بته های کوچک!»

همین طور که داشت با خدا درد دل می‌کرد ناگهان

بادی وزید و گردویی روی صورتش افتاد

و از بینی اش خون آمد  او به خودش آمد

وگفت: «خدایا کارت درست است اگر یک هندوانه

بالای درخت بود، معلوم نبود چه بلایی سرم می آمد!»

"مرحوم آیت‌الله مجتهدی"


آیت الله مجتهدی تهرانی

هرجا کم آوردی، حوصله نداشتی، گرفته بودی،

پول نداشتی، کار نداشتی ، باطریت تموم شد،

تسبیح رو بردار

صد بار بگو استغفرالله ربی و اتوب الیه آروم میشی

استغفار آثار فوق العاده زیادی دارد

و فقط برای آمرزش گناه و توبه نیست ...




خدا ﻓﺮﻗﯽ برایش ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ برایش ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ برایش ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﺶ ضجه ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ،
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﻕ ﻣﯿﮑﻨﺪ .
ﻭ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﺪﺍﯾﻤﺎﻥ ﺟﺪﻝ ﮐﺮﺩﯾﻢ؛
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺮﻡ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﻦ !
ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﺮﺩﻭﯾﻤﺎﻥ ﯾﮑﯿﺴﺖ
ﻓﻘﻂ ﺭﺍﻩ ﺍﺗﺼﺎﻟﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﺗﺼﺎل ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ !
ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﯼ
ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮﻩﯼ ﺗﻮ ....


 خدا دوستدار آشناست. عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت.


**********************************


عشق فقط خدا

  • ۱
  • ۰



گفتی که گنه کنی تو را سوزانم

این را به کسی گو که تو را نشناسد


لطف بی کران خدا


در برخى روایات آمده است که

وقتى بندهاى از گناه پشیمان شد و به سوى خدا

بازگشت و گفت: «خداى من! من بد کردم»،

خدا مىفرماید: ؛ من آن را پوشاندم

و چون مىگوید: خداى من! من پشیمان شدم

خدا مىفرماید: ؛ من قبول کردم

؛اى جوان، اگر توبه کردى و شکستى، حیا نکن

که دیگر بار به سوى ما بر گردى!

و هر گاه دوباره توبه را شکستى، حیا نکن

آیا حیا تو را از اینکه سه باره به سوى ما

بیایى، منع مىکند؟ (: حیا نکن و بیا.)؛

و هر گاه براى سوّمین بار توبه را شکستى،

براى چهارمین بار به سوى ما بیا

؛من بخشندهاى هستم که بخل نمیورزم

؛ من بردبارى هستم که شتاب نمىکنم

من آنم که: بر معاصى پرده مىپوشم، و توبه کنندگان را قبول مىکنم

و از خطا کنندگان مىگذرم و به پشیمانان، رحم مىکنم

؛ «وَاَنَا اَرحَمُ الراحِمِین»و من رحم کنندهترین رحم کنندگانم

 ؛ کدام فردى به سوى درگاه ما آمد و او را رد کردیم؟

 ؛ چه کسى به سوى ما پناه برد و ما او را دور کردیم؟

؛ چه کسى به سوى ما بازگردید که او را نپذیرفتیم؟

 چه کسى از ما درخواستى کرد که به او عطا نکردیم؟

 ؛ چه کسى از ما آمرزش خواست و ما او را نیامرزیدیم؟

؛من آنم که گناهان را مىآمرزم و عیبها را مىپوشانم

و اندوهناکان را یارى مىکنم و به گریانِ ندبهکننده

رحم مىکنم ومن داناى امور نهان و پنهان هستم...

( گفتاری از حضرت آیت الله العظمی صافی)



 مــاه زیبــای خــدا ای رمضـان ماه قـرآن و دعـا ای رمضـان

هر کجـا پا بنهی یـاد خــداست ذکرحق در همه جا ای رمضـان

شبت آرام وسحر شیرین است روزهـا پــر ز صفـا ای رمضـان

صـوت قـرآن و منـاجـات و دعـــا همـه آهنـگ خــدا ای رمضـان

دل مـا را کـه گنـه کـرده سیـاه پرکن از نـور و صفـا ای رمضـان

همـه مهـمـان خـداونـد کریـــم سر این سفره سرا ای رمضـان

وقـت افـطـار و سحــر یـاد کنیـم از امــام و شهــدا ای رمضـان

تا خــدا عمــر دهــد با دل شــاد نشـوم از تو جــدا ای رمضـان




خدایا

فقط گیر یک نگاه تو مانده ام

تو که مرا

بپسندی ، دیگر چه باک

از پیله های روزگار...


گفتگوی ماهی با سلیمان نبی

روزى یکى از حیوانات دریائى سر از آب بیرون آورده

عرض ‍ کرد اى سلیمان، امروز مرا ضیافت و مهمان کن،

سلیمان امر کرد آذوقه یک ماه لشکرش را لب دریا جمع کردند

تا آنکه مثل کوهى شد، پس تمام آنها را به آن حیوان دادند،

تمام را بلعید و گفت: بقیه قوت من چه شد،

این مقدارى از غذاهاى هر روز من بود

سلیمان تعجب کرد، فرمود: آیا مثل تو دیگر

جانورى در دریا هست،

آن ماهى گفت: هزار گروه مثل من هستند

پس هر کسى که روى حقیقت توکل بر خدا پیدا کرد،

خداوند از جایى که گمان ندارد

اسباب روزى او را فراهم مى کند...


ای فرزند آدم لحظه ای در صبح

مرا یاد کن

و لحضه ای در عصر ، هرچه خواهی

بتو می دهم ...

(حدیث قدسی 6 از کتاب یابن آدم)



آیا کسی را تا به حال دیده‌اید که هیچ گونه گرهی در کارهایش نیافتاده باشد!؟

Eight2l

ممکن نیست کسی را بیابید که در زندگی اش با گرفتاری یا

مشکلی روبه رو نشده باشد. چالش و مشکل،

سنت قطعی خداوند در زمین است. ما خاکیان در رنج و

سختی آفریده شده‏ایم.

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ؛

«ما انسان را در رنج آفریدیم [و زندگى او پر از رنج‌هاست]!»

(بلد، ۴). جوهره جان ما، باید جلای رنج را برای صیقل یافتن تحمل کند.

به قول استاد شهید مطهری:

شداید سازنده است. از موجودی موجود دیگر می‏سازد: از ضعیف،

قوی و از پست، عالی و از خام، پخته به وجود می‏آورد؛

خاصیت تصفیه و تخلیص دارد: کدورت‌ها و زنگارها را می‏زداید؛

خاصیت تهییج و تحریک دارد، هوشیاری و حساسیت به وجود می‏آورد؛

و ضعف و سستی را از بین می‏برد

(مرتضی مطهرى، مجموعه آثار، ج‏۲۳، ص۷۵۱).

حکمت سختی‌ها و مشکلات در زندگی:

چالش‌ها، سختی‌ها، مشکلات، گرفتاری‌ها، مصیبت‌ها،

، رنج‌ها و دردها، همه‌وهمه ورزش روحی و ابزار آزمایشی است

از الطاف الهی، تا ما انسان‌ها با انتخابگری خود به ره‌یافتگی و

رشد دست یابیم. «آزمایش الهی، صفات انسانى را

از نهانگاه قوه و استعداد به صفحه فعلیت و کمال بیرون مى‏آورد.

آزمایش خدا تعیین وزن نیست؛ افزایش دادن وزن است» (همان، ج‏۱، ص۲۰۶).


هنر زندگی در حل مسئله:

هنر زندگی در توانایی و مهارت کنار آمدن با مشکلات و حل آنهاست.

کسب توانایی لازم برای مشکل‌گشایی و برخورداری از

مهارت حل موفقیت‌آمیز مسائل ما را توانا می‌سازد

به‌طور سازنده با مشکلات زندگی برخورد کنیم.

حل مسئله، مهارتی است که رضامندی از

زندگی و پیشرفت و تکامل در گرو آن است.

درواقع هنگامی می‌توان طعم خوشبختی و لذت زندگی را چشید

که بتوان با مشکلات روبه‌رو شد و مسائل را حل کرد.

آن هنگام می‌توانیم این وعده الهی را تجربه کنیم که

پایان دشواری، آسانی است: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً (انشراح (۹۴)، ۶). ‏

همه عمر تلخی کشیده است سعدی

  که نامـش برآمـد به شـیرین‌زبانی‏

منبع: نورعلیزاده میانجی، مسعود، این گره با دست باز می‌شود:
مهارت حل مسئله و چیرگی بر مشکلات زندگی،
 قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چ دوم، ۱۳۹۴، ص ۹ و


هر گاه دیدی خدای سبحان پیاپی بر تو بلا نازل می کند

بدان که تو  را بیدارکرده است

و  چون دیدی با آنکه گناه می کنی،

پیاپی به تو  نعمت می دهد

بدان که این تدریجاً به سوی هلاکت بردن توست

امام علی (ع)



اعجاز قرآنی

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه:

چند سالی است که زمین شناسان نسبت دریا و خشکی کره زمین را بیان کرده اند؛

اما همین نسبت طی محاسبه عددی در آیات قرآن کریم آمده است.


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری اعجاز قرآن، سالهاست که


دانشمندان زمین شناس نسبت دریا و خشکی را


در کره زمین تعیین کرده اند و


این همان حقیقتی است که


قرآن کریم 14 قرن پیش عنوان کرده بود.


کلمه "بحر" به معنی دریا به صورت صیغه مفرد آن در 32 آیه از قرآن آمده است .

کلمه "بر" نیز به معنای خشکی به صورت صیغه مفرد آن در 12 آیه از قرآن آمده است.

در یک مورد نیز کلمه "یبسا" که آن هم معنای خشکی می دهد آمده است که

 در مجموع در 13 آیه از قرآن کلمه خشکی وارد شده است.
 
بنابراین در 32 آیه قرآن کلمه دریا و در 13 آیه کلمه خشکی آمده است.

 مجمع آیاتی که در آنها کلمات دریا و خشکی آمده است

(32+ 13) می شود 45 آیه.
 

حال اگر این اعداد را با نسبت ریاضی بیان کنیم ،

 نسبتهای زیربه دست می آید :

نسبت کلمه دریا در آیات قرآن 71 = 32:45 و

 نسبت کلمه خشکی در آیات قرآن  29 = 13:45                                               
 

پس می توان گفت که نسبت کلمات دریا و خشکی در

 قرآن به ترتیب 71 درصد و 29 درصد است.

 یعنی در 71% از مجموع 45 آیه از کلمه دریا و

در 29% از مجموع 45 آیه از کلمه خشکی استفاده شده است .
 

حال اگر به سایت سازمان فضانوردی آمریکا ( NASA)

مراجعه کنیم و نسبت دریاها و خشکی های زمین را مشاهده کنیم؛

 درمی یابیم که نسبت دریاهای زمین 71% و

 برای خشکیهای زمین 29% ثبت شده و

این همان حقیقتی است که
14
 قرن پیش قرآن کریم به آن اشاره کرده است.

فردی چند گردو به رهگذری داد

و گفت بشکن و بخور و برای من دعا کن!

رهگذر گردو ها را شکست ولی دعا نکرد

آن مرد گفت: گردو ها را می خوری نوش جان

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!

رهگذر گفت:

" مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای

خدا خودش صدای  شکستن گردو ها را شنیده است"


اى کسانى که ایمان آورده ‏اید

خدا را یاد کنید یادى بسیار

و صبح و شام او را به پاکى بستایید

اوست کسى که با فرشتگان خود

بر شما درود میفرستد تا شما را

از تاریکی ها به سوى روشنایى برآورد

و به مؤمنان همواره مهربان است

" 41/42/43 احزاب"



ای کسی که لذت می بری از دنیا و رزق و برق آن

و چشمهایت به خاطر لذت ها خواب نمی رود

خودت را مشغول کردی به چیزی که تمام نمی شود

به خدا چه خواهی گفت وقتی او را ملاقات کردی

"بهلول"

 


 الهـی ای خالق بی مـدد
 
 وای واحـد بی عــدد، ای بخشنده بی منت،
 
ای داننده رازهـا،
 
ای شنونده آوازها،ای بیننده نمازها،
 
 ای شناسنده نامها،ای رساننده گامها،
 
ای مهربان بر خلایق،
 
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
 
و برعیب های مامگیر که تو قوی وما حقیر
 
از بنده خطاآید وذلت واز تو عطاآیدو رحمت

**********************************************

عشق فقط خدا
 
  • ۰
  • ۰

از پنجره روزگار به درخت عمر که می نگرم !

خوشتر از یاد خداوند

ثمری نیست...


من خدا را دیدم امروز

 

توی بارانی که بارید

 

روی گلبرگ گلی که

 

شادمانی کرد و خندید

 

من خدا را بو کشیدم

 

توی عطر پاک یک گل

 

من شنیدم نام او را

 

در صدای شاد بلبل

 

من خدا را می نویسم

 

توی قلبم شاد و خندان

 

او همیشه پیش ما هست

 

توی ابر و باد و باران

 

 

شاعر: اکرم خیبری


آنچه در اسمانها و زمین است به زبان خود تسبیح خدا میگویند

من  الله هستم

معبودی جز من نیست مرا پرستش کن

و نماز را برای یاد من به پا دار

رستاخیز بطور قطع خواهد آمد

میخواهم آن را پنهان کنم تا هر کس

در برابر سعی و کوشش خود جزا داده شود

"آیات 14/15سوره طه"

 


خدای من،

از وقتی در زندگی ام کمرنگ شدی،

هزار کلمه، هزار ایده، هزار...

بر جای خالی ات ریختم، ولی پر نشد

به گمانم ازجنس بی نهـایتی...

خدای من!برگرد

خودت میدونی که چقدر تهی شده ام!


محبت خدا به مخلوقاتش:

روزی مردی محضر پیامبر اکرم رسید بقچه ایی همراهش بود

آن را باز کرد. دیدند یک پرنده و چند جوجه داخل آن است.

گفت یا رسول الله، من از راه دور به دیدن شما آمدم.

در بیابان به یک بوته رسیدم. دیدم کنار آن چند جوجه است.

آنها را گرفتم و داخل بقچه کردم. روی سرم گذاشتم

تا برای شما هدیه بیاورم. دیدم هر جا می روم،

مادرشان به دنبال من می آید. نمی تواند از جوجه هایش دل بکند.

بقچه را پهن کردم تا بیاید این جوجه ها را ببرد

یا اینکه خودش را هم بگیرم. وقتی بقچه را بازکردم

دیدم مادر جوجه ها به میان آنها آمد.

شخص گفت: یا رسول الله مادر این جوجه ها

با اینکه می دانست اسیر می شود، آمد نشست

و فرار نکرد من هم او را گرفتم وخدمت شما آوردم.

پیغمبر اکرم از این صحنه خیلی منقلب شد

و فرمودند: این پرنده چقدر جوجه هایش را دوست دارد!

حضرت فرمودند:

مهر و محبت خداوند متعال به بندگان

و مخلوقاتش هزار مرتبه

از این پرنده به جوجه هایش بیشتر است.


«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

دکترها گفته اند : 

خطر سکته ام حتمیست 

تو تمام رگهایم را گرفته ای .... 

خواستم تا بین آغوش کسی گریه کنم 

هرچه گشتم خوبتر از خودت کسی پیدا نشد


 تا حالا کی با عمل به دستورات خدا ضرر کرده

تا حالا فکر کردیم خدا چقدر صلاحمون را میخواد

بارها تجربه کردیم چقدر دستورات قرآن کریم

بهمون آرامش و نشاط میده 

قربونت برم

خدا

که اینقدر  تاسف میخوری واسه خوشبختی ما


آیــنت دانـی چــــرا غـــماز نیست ؟

چون که زنگار از رخش ممتاز نیست

"مولانا"


پروردگــــارا . . .

حـقــارت قـلـمـم در نـگـاشـتـن بــرای تــو

چــه افــروخـتـه هـویـدا مــی شـود !

و بـنـد بـنـد واژه هــایــم در وصـف تــو

چــه عـاجـزانه مـنـفـک مـی شـونــد . . .


عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست ،

پرسیدند : کجا میروی ؟

گفت : می روم با آتش ، بهشت را بسوزانم

و با آب جهنم را خاموش کنم 

گفتندش چرا ؟ 

گفت : تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند ،

نه به خاطر عیاشی در بهشت و نه به خاطر ترس از جهنم 

فقط به خاطر بزرگیش ،

فقط به خاطر مهربانیش ،

فقط به خاطر رزاق بودنش ،

فقط به خاطر خوده خودش

 به خاطر تمام الطافش...


خطاب خداوند به حضرت موسی:

یاد دارى روزى در آن موضع گوسفند مى چرانیدى،

یکى از آنها از گله فرار کرد، همراهش رفتى

به او رسیدى و او را اذیت نکردى.

گفتى: اى حیوان، هم مرا و هم خودت را

به تعب و زحمت انداختى

و او را با کمال ملایمت به گله بازگرداندى.

چون این شفقت و مهربانى را از تو دیدم

در حق آن حیوان،

تو را به منصب نبوت رسانیدم...


کلید های غیب تنها نزد اوست

و جز او کسی آن را نمی داند

آنچه در خشکی و دریاست می داند

هیچ برگی (از درختی) نمی افتد مگر اینکه از آن آگاه است

و نه هیچ دانه ای در مخفیگاه زمین

و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد

جز اینکه در کتاب آشکار ثبت است...


"انعام آیه59"


*************************************


  • ۱
  • ۰




گاهی خیال می کنم از من بریده ای


بهتر ز من برای دلت برگزیده ای



از من عبور می کنی و دم نمی زنی


تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای



یک روز می رسد که به آغوش گیرمت


هرگز بعید نیست خدا را چه دیده ای

 

 بگرفت دُم مار را یک خارپُشت اندر دهن

سر درکشید و گِرد شد مانند گویی آن دَغا


آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم

سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها


بی صبر بود و بی‌حیل ،خود را بکشت او از عجل

گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلِقا


بر خارپشتِ هر بلا ،خود را مزن تو هم هلا

ساکن نشین وین وِرد خوان جاءَ القَضا ضاقَ الفَضا


فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین

ای همنشین صابران افرَغ عَلَینا صَبرَنا


رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر

مر صابران را می‌رسان هر دم سلامی نو ز ما

«مولانا»



سنگین ترین وزنه دنیا


از آقای  رضا زاده پرسیده بودند

بالاترین وزنه چندکیلو هستش که یه نفر بزنه

بهش بگن پهلوان؟


درجواب گفتند بالاترین وزنه

یه پتوی 400یا500گرمی هستش

که صبح باید بلند کنیم

تا نماز صبح یا نماز شب رو بخونیم

هرکی بتونه اون وزنه رو بلند کنه


بهش میگن پهلوان...



اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی...

باران به تو خواهد گفت کجا کاشته ای... پس خیر را بکار

در هر زمینی...و زیر هر آسمانی... و برای هر کسی...

تو نمی دانی کجا آن را خواهی یافت!


کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند...

اثر زیبا باقی می ماند

حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد...


ای انسـان، قدر خود را بدان...

به حدی گرانے ، که فقط خدا

توان خریدت را دارد...

پس خود را به قیمت حسرتے تلخ،

به تاراج مده . . .



ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ مراقبم باش

ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺷﮑﺴﺖ، افتادن از چشمان توست

کمکم کن ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺭﻡ

ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ هم ﺗﻮ ﺭﺍ ﻗﺎﺿﻲ ﺍﻟﺤـﺎﺟـﺎﺕ ﻣﻲ دانم،

ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ آرزوهایم ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﻱ ...

ﻫﻨﻮﺯ هم تو را پناه بی پناهان ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ،

ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ پناهم ندهی

 ﻣﻦ تمام ﺍﻣﻴـﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ

ای که از همه نسبت به من دلسوزتری


پروردگارت را در دل خود

از روی تضرِِِع و خوف و آهسته و آرام

صبحگاهان و شامگاهان یاد کن!

و از غافلان مباش

 

«آیه 205 سوره اعراف»



اى فرزند، دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان،


آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان

 

«سفارش آیت الله قاضی به شاگرد خود»



گر میان مُشک تن را جا شود

روزِ مردن گند او پیدا شود


مُشک را بر تن مزن،بر دل بمال

مُشک چه بُوَد؟ نام پاک ذوالجلال


خـــدایــــا

بـه آنـچـه ڪه دادی تـشـڪـر

بـه آنـچـه ڪه نـدادی تـفـڪر

بـه آنـچـه ڪه گـرفـتـی تـذڪر

ڪـه : داده ات نــعـمـت
نـداده ات حـڪمـت

و گـرفـتـه ات عـبـرت اسـت



خداجونم یه حسی بهم میگه خیلی ازت دور شدم

میدونم تقصیر خودمه ، اما تو خیلی بزرگی

یه کاری کن این فاصله از بین بره

خداجونم نمیخوام دیگه از دستت بدم

درسته من لیاقت چون تویی را ندارم

اما با تو بودن خیلی حس خوبیه

دیگه هیچوقت نمیخوام ازت دور بشم

هیچ وقـــت!!!

هیچ وقــــــــــت!!!

هیچ وقــــــــــــت!!!



داستانک


«ملا فتح‏ اللَّه کاشانى» در تفسیر منهج الصادقین،نقل می کند:

در زمان «مالک دینار» جوانى از زمره اهل معصیت

و طغیان از دنیا رفت. مردم به خاطر آلودگى

او جنازه‏ اش را تطهیر نکردند، بلکه در مکان پست و

پر از زباله ای‏ انداختند و رفتند.

شبانه در عالم رؤیا از جانب حق تعالى به مالک دینار

گفتند: بدن بنده ما را بردار و پس از غسل و کفن

در گورستان صالحان و پاکان دفن کن. عرضه داشت: او از

گروه فاسقان و بدکاران است، چگونه و با

چه وسیله مقرّب درگاه احدیّت شد؟

جواب آمد: در وقت جان دادن با چشم گریان گفت:

یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَةُ إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَةُ.

اى که دنیا و آخرت از اوست،

رحم کن به کسى که نه دنیا دارد نه آخرت.

مالک،کدام دردمند به درگاه ما آمد که دردش را درمان نکردیم؟ و

کدام حاجتمند به پیشگاه ما نالید که حاجتش را برنیاوردیم؟»


*************************************


عشق فقط خدا

  • ۰
  • ۰

ﭘـــﺲ ﺍﺕ ﻧﻤـــﯽ ﺩﻫﻢ..

ﺑـــﻪ ﻫـــﯿﭻ ﺳﺎﻋــــﺘﯽ

ﺑـــﻪ ﻫﯿـــﭻ ﺩﻗﯿﻘـــﻪ ﺍﯼ

ﺑـــﻪ ﻫﯿـــﭻ ﻗﯿﻤﺘــــﯽ !

ﺳﺨﺖ ﭼﺴﺒﯿــــﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﻤﺎﻣــــﺖ ﺭﺍ

ﻣﮕــر ﺗو را ﺳـــــﺎﺩﻩ ﺑﺪﺳــــﺖ آﻭﺭﺩﻡ ...

ﮐﻪ راحـــــت ﺍﺯ ﺩﺳﺘــــﺖ ﺑﺪهــــم ...

خـــــــداوند میفرمایند:

ای بندگان من!

در آنچه که به شما امر کردم از من اطاعت کنید

و مصلحت خود را به من نیاموزید،

چون من خودم بهتر از شما

به مصلحت شما عالم هستم

و هرگز در عمل کردن به مصلحت شما

خیانت نمی کنم...

 

"حدیث قدسی به نقل از امیر المومنین"


کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

 

سهراب سپهری



مُقریی می‌خـواند از روی کـتاب

"مــاؤُکُم غُورا" ز چشمه بندم آب


آب رادرغورها(اعماق زمین) پنهان کنم

چشمه‌ها را خـشک و خـشکستان کنم


آب را در چـشمـه کی آرد دگــر

جزمن بی مثل وبافضل وخطر(بزرگوار)


فلسفی منطقی مستهان(خوار و ذلیل)

می‌گذشت از سوی مکتب آن زمان


چونک بشنید آیت او از ناپسند

گفت آریم آب رامابا کُلند(کُلنگ)


ما به زخم بیل و تیزی تـبر

آب را آریم از پستی زِبَـر


شب بخُفت و دید او یک شیرمرد

زدطبانچه(سیلی)هردو چشمش کورکرد


گفت زین دوچشمهٔ چشم ای شقی(بدبخت)

با تبر نـوری بـرآر ار صـادقی


روز بر جست و دو چشم کور دید

نور فایض از دو چشمَش ناپدید


گر بنالیدی و مُستَغفِــر شدی

نور رفته از کرم ظاهـر شدی


لیک استغفار هم در دست نیست

ذوق توبه نُقل هر سرمَست نیست

"مولوی"



برایم مهم نیست بهشتی باشم یا جهنمی ...


وقتی صاحب هر دو خانه


  خـداوند است !!!!!



آنهایی که دستشان را توی دست خدا می گذارند


دلشان قرص است 


این ساده ترین مشقی است که باید تمرین کنم



آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود ؟

ساعتی؟

روزی؟

ماهی ؟

سـالی ؟

چند هزار سال؟

چند میلیون سال ؟

با خودت فکر کن و بیاندیش

هر قدر که قرار است پس از مرگ

با من تنها باشی ؛ در دنیا با من انس بگیر

اگر لحظه ای ؛ لحظه ای ... و اگر همیشه ؛ همیشه

 

«برگرفته از احادیث قدسی کتاب تنهایی»


هر وقت توی زندگی به یک در بزرگ رسیدی

که قفل بود

اصلا نا امید نشو!!!

چون اگه قرار بود باز نشه بجاش یه دیوار گذاشته بودند



از خـــــــــــــــــــــدا پــــــروا کنید


تا پـَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر وا کنید

 

 

“شهید چمران”



خدایا گوشه چشمی از تو کافیست تا

هر رنجی به رحمت..

هر غصه ای به شادی ..


هر بیماری به سلامتی ..

هر گرفتاری به آسایش واسانی ..

هر فراقی به وصل ..

هر قهری به آشتی ..


هر زشتی به زیبایی ..

هر تاریکی به نور ..

هر ناممکنی به معجزه ..


تبدیل شود.

پروردگارا تمام وجود و هستیمان را ،

آرزوهایمان را ،

غرق محبت ونگاه معجزه گرت بفرما



همانا تو را به ترس از خدا سفارش می کنم

که پیوسته در فرمان او باشی و دلت را با یاد خدا زنده کنی

و به ریسمان او چنگ زنی ،

چه وسیله ای مطمئن تر از رابطه تو با خداست ؟

اگر سر رشته آن را در دست گیری...


نهج البلاغه نامه 31



با این که از تو تصویری ندارم

با این که از سکوتت نا امیدم


ولی می دونم اینجایی کنارم

همیشه دل به تقدیر تو میدم


هوا مو داری از نزدیک و از دور

محاله با تو از نفس بی افتم


من از این آدما چیزی نمی خوام

فقط دستام و سمت تو گرفتم


همیشه رو به روت بازنده بودم

واست هر جوری ام نقشه کشیدم


تا رفتن سمت هر راهی بجز تو

دوباره اول جاده رسیدم



وقتی یک مکعب مغناطیسی را در بین انبوهی از براده های

آهن قرار دهید تصویر زیر ایجاد خواهد شد !


سبحان ا...

سبحان ا...

 

منبع: وبلاگ معجزه کلمات


خدایا

نکنه برعکس تـــــــــو از دست من

و از دست این همه بیراهه رفتن های من

خسته شده باشی



گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار


گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار


گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل


گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار

 

«شیخ ابوسعید ابوالخیر»



چشمانم را بسته ام

به هـرچه که خواهد شد


او به برگشت بنده اش امیدواراست...

و من به آغوش دوباره اش...


با دلها به سوی خدا رهسپار شدن رساننده تر به مقصد است


تا با خسته کردن جوارح با اعمال...


«امام جواد (ع) »


منبع: الدهره الباهره/۳۹»



دانستن جرم کمی نیست…


وقتی که… 


بدانی و عمل نکنی...


بدانی و بگذری…


بدانی و نادیده بگیری…


بدانی و بشکنی…


************************************


عشق فقط خدا
  • ۰
  • ۰



خداوند به زنبور عسل وحی کرد که از

 کوههاودرختان وسقفهای رفیع منزل گیرید

وسپس از میوه های شیرین تغذیه کنیدو

 راه پروردگارتان رابا طاعت بپویید،

 آنگاه از درون آنها شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون آید

 که در آن شفای مردمانست

 دراین کار نیز آیت قدرت خداوند برای متفکران پیداست


خــدایا

تمام زیبایی های دنیایت ،درخشندگی مرواریدهایت

بوی مست کننده ی گل هایت ،آبی بودن آسمانت

ونماز های خیس از اشک هایم

همه به کنار 

میخواهم رازی را با تو بگویم 

"نفسمی خـدا"

واین همان رازیست

که به بخاطرش برایش زندگی میکنم


براستی استاد طبیبان عالم است

همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ،

 برایت معجزه می کند !

عارفان گویند

نامش الله است

نسخه اش نماز شب

ویزیتش هم دل شکسته

مطبش سحرگاهان رونقی دارد


هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد،

بدان خدا کرده است؛

زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی

که راهم را بستی؟

هر کس گرفتار است، در واقع گرفتار یار است

(حاج محمد دولابی)

یک حرفی احسان علیخانی زد ٬ خیلی قشنگ بود 

گفت: از مرتضی پاشایی پرسیدم

الان که میدانی بیماریت سرطان بدخیمه ودرمان نداره

زندگیت چه فرقی کرده ؟ 

مرتضی گفت : زندگیم فرقی نکرده ٬

همون کارهایی را میکنم که قبلا میکردم

ولی با شماها یک فرقی دارم ٬

  قدر ثانیه های زندگیم را بیشتر می دونم

و از هر ثانیه بیشتر از شما لذت میبرم .

قدر نگاه مادرم و لبخند پدرم را بیشتر از شماها میدونم .

هر ثانیه از عمرم را با عشق سپری میکنم

چون هر لحظه ممکنه این نفس بره و بر نگرده ٬

چون میدونم دیگه فرصت جبرانی نیست

باید بهترین باشم باید بهترین استفاده را بکنم 

  بیایید بجای اندوه ما هم چنین کنیم

و از زندگی لذت ببریم شاید فردایی نبود 

  فردا خیلی دیر است  همین الان تغییر کن 

همین الان خوب باش

منبع متن :

only-allah.mihanblog.com

 

 

خـــــــــدایا

به آسمانت سوگند

میدانم این دنیا فانیست

آنرا باور دارم ، با این حال

نمی دانم چرا اینقدر از تو دورم

می دانم این دنیا محل گــذر است

اما نمی دانم چــرا از آن دل نمی کنم

میدانم هیچ چیز در عالم لذت با تو بودن را ندارد

ولی نمی دانم چـرا اینقـــــــدر فراموشت کرده ام

می دانــم که بین مــا خــیلی غــــــریب و تنهـــــایی

 امــا  تــــــو هیچ وقت مــا را غــــــــریب و تنهــــــا مگذار


هـــر بار کـه دلــم هـــوای خـــــــدا می کند …

تـنـم می لــرزد …

نــه از خــــــدا … از خــــودم !

که از شــیطــان هـــم شـیطـان تــَـــر شــده ام …

نـگـاهم را مــی دزدم …

مبادا چشــمم در چشـــم خدا گــــیر کند …


هر مصنوعی صانعش را نشان می‎دهد

به هر چیزی نگاه کنی، سازنده‎ی آن را یاد می‎کنی

قالی را می‎بینی، می‎گویی عجب قالی‎بافی داشته است

ساختمان را می‎بینی، می‎گویی عجب معماری داشته است

خودت را چه؟ اگر خودت را هم جلوی آیینه نگاه کنی،

یاد خدا می‎افتی...

 

مرحوم محمداسماعیل دولابی

دلخسته و سینه چاک می‌باید شد

وز هستی خویش پاک می‌باید شد

آن به که به خود پاک شویم اول کار

چون آخر کار خاک می‌باید شد

 

"ابوسعید ابوالخیر"


******************************


عشق فقط خدا