عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیم
عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان
ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیم

با تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانم
ای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزان

کوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریا
عاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیا

سیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکان
وصل در عین جدایی زندگی با جان جان
..زندگی با جان جان

عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان
چون که باشد پای یک عشق خدایی در میان...

کانال تلگرام ما
contact
جهت ورود کلیک کنید :)
جست و جو
آخرین نظرات
  • ۹ دی ۹۷، ۱۵:۲۳ - دخـترکــ بی نام
    چ قشنگ
پیوندهای روزانه

۱۷۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق آسمانی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

#یک_لحظه_سکوت_قدری_تامل


عشق خدایی


چرا مولانا کمتر از "گناه" می‌گوید؟


 مثنوی مولوی، یک اثر بی‌نظیر معنوی است. ولی جالب است بدانید آن میزان که ادیان و مذاهب درباره گناه و معصیت، حلال و حرام، نجاست و طهارت انسان را انذار و هشدار دادند، مولانا در آثارش سخن نگفته است، چرا؟!

خداوند، عشق مولاناست،

 اما چرا عبور از خطوط قرمز و حدود الهی او را حساس نمی‌کند،

رگ غیرتش باد نمی‌کند،

 تعصب مذهبی‌اش گل نمی‌کند،

و خونش به جوش نمی‌آید، 

چرا؟!


آیا مولانا گستاخ است؟!

 یا او برای تقرب به خدا «روش دیگری» را به ما نشان می‌دهد؟! 


رازش این است که مولانا، نگرشی را در مخاطب و دیندار ایجاد می‌کند که بر پایه آن نگرش، اساسا سراغ گناه نمی‌رود.

او تصویری از خدا ایجاد می‌کند که عاشقانه است و دیگران را نسبت به خدا محبوب می‌کند،

 او به جای توجه به میل و حب انسان به غرائز مادی و ظاهری، انسان را متوجه "عشق برتر" می‌کند: 


"بهر نان شخصی سوی نانوا دوید

داد جان چون حسن نانوا را بدید"


مولانا به جای نان، از حسن نانوا می‌گوید، و آن خداست. 


چقدر زیبا!


 عشق اول و برتر انسان خداست!


 آیا انسان به عشقش خیانت می‌کند؟

آیا انسان معصیت محبوبش را می‌کند؟

هرگز!

 بنابراین وقتی رابطه مهرآمیز و عاشقانه میان دو طرف ایجاد شد، ناگزیر معشوق خودش را به رنگ عاشق در می‌آورد:


"عشق آن شعله‏ ست

کاو چون بر فروخت🌸


هر چه جز معشوق

 باقى جمله سوخت‏"🌸


 ورای لغزش‌های مولانا که طبیعت اندیشه بشری است، مثنوی او، میناگر عشق و عرفان، و تفسیرگر آیات معرفتی قرآن است.


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

عشق فقط خدا 74


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا



مناجات زیبای شهید دکترچمران:


نمونه ای از یک عاشق واقعی خدا


خدایا،


به هر که و به هر چه دل بستم،


تو دلم را شکستی...! 💔

***********************************


پی نوشت خادم وبلاگ


ارزشسو داره آدم این مناجات رو قاب کنه بزنه دیوار اتاقش👌👏👏

 


چمران اینگونه و از ته دل با خدا صحبت میکنه

ما هم تا یه اتفاقی میفته

کلا خدا یادمون میره و

بعد که حالمون خوب شد

ادای عشق به خدا رو در میاریم


پیشنهاد میکنم کتاب چمران مظلوم بود

و کتاب آیه های جهاد و شهادت و بقیه کتابهای مربوط به شهید چمران را بخوانید

تا معنا و مفهوم واقعی عشق به خداوند از یک انسان را ببینید


ایشون دکترای فیزیک پلاسما و استاد دانشگاه در بهترین دانشگاههای امریکا دل میکنه و میاد میشه معلم بچه های مظلوم جنوب لبنان تا به همگان ثابت کنه میشه دل کند از دنیا و تعلقاتش

به همه نشون داد عاشقان خدا عوام و بیسواد نیستند و

جالبه در یکی از خاطرات یکی از دوستانش

اینطور گفته شده که عید که شد بچه ها به تعطیلات رفتند چمران هیچ جایی نرفت و در کنار یه سری بچه های یتم مدرسه که خونه شون نزدیک مدرسه بود ماند بعد از عید دلیلش را پرسیدند

گفت بچه هایی که به تعطیلات رفته بودند برمیگردند و از خاطرات مهمانی و عید و مسافرت و دید و بازدید تعریف میکنند

من اینجا ماندم تا با بازیهای متنوع و سرگرمی های جذاب برای این کودکان خاطره بسازم تا وقتی اونا خاطره تعریف میکنن اینا ساکت و سر به زیر و حسرت کشیده نباشند


واقعا روحش شاد

اینچنین عشق و اخلاصم آرزوست



مرتضی زمانی


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

عشق فقط خدا 36


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


✨🌹 مرا تا جان بود،
   جانان تو باشی

✨🌹 ز جان خوش‌تر چه باشد،
 آن تو باشی



✨🌹 به هر زخمی مرا،
 مرهم تو سازی

✨🌹 به هر دردی مرا،
 درمان تو باشی




✨  #خاقانی



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

عشق فقط خدا 34


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


✨💞می‌برم نام تو و

     ✨🌺از تو

           ✨🌸نشان می‌جویم


✨💞در رَه عشـــ❤️ـــق  تو

✨🌺 تــــــا

✨🌸نام و نشان است مرا




✨🌹 #سلمان_ساوجی


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#شعر_عاشقانه

یکی از شاهکار های عاشقانه خدایی از شاعر غنی دل و عاشق واقعی خدا از

 #استاد_کیوان_شاهبداغی

******************************


💐 درون غار تنهایی ، به لب غوغا ، ولی راز سخن با او ، نمی دانی

کسی چون نور می گوید ، بخوان

و تو آهسته می گویی ، که من خواندن نمی دانم

و او با مهر می گوید

بخوان ، آری به نام خالق انسان ، بخوان ما را


و تو با گریه های شوق ، می خوانی

.

.

💐 تو آیا دیده ای

وقتی که بعد از قهر و بد عهدی

به هنگامی که بر سجاده اش با قامت شرمی

به یک قد قامت زیبا، تو می آیی

به تکبیری، تو را همچون عزیز بی گناهی ، راه خواهد داد

و می پوشاند او ، اسرار عیبت را

و از یاد تو هم ، بد عهدی ات را ، پاک خواهد کرد

جواب آن سلام آخرت را ، بر تو خواهد داد

و با یک نقطه در سجده ، تو گویا باز هم ، در اول خطی
.

.

💐 تو آیا دیده ای وقتی چیزی آرزویت بوده ، آن را جسته ای

آن گاه می بینی ، به جز یک سایه ، چیزی در درون دست هایت نیست

کسی آهسته می گوید

نگاهم کن، حقیقت را رها کرده ، مجازی را تو می جویی ؟

تو سیمرغی درون آسمان گم کرده ،

اینک سایه اش را بر زمین خاک می پویی؟

اگر یابی ،به جز یک سایه ، چیز دیگری داری؟

پس آنگه یک شعاع نور، چشمان تو را ، از خاک تا افلاک خواهد برد
.
.

💐 تو آیا دیده ای ، وقتی هوای سینه ات ابر است و باریدن نمی داند

و دشت سینه ات ، می سوزد از بی آبی خوبی

تمام غنچه های مهر ، در جان تو خشکیده ست

به یادش ، قلب تو ، آرام می گیرد

و چشمان امیدت

گونه های چشم در راه تو را ،

با بارشی سیراب خواهد کرد

و گل های محبت ، در تمام پهنه جان تو می روید
.

.
💐تو آیا دیده ای وقتی دلت می گیرد از دلگیری مردان تنهایی

که شب هنگام، سر به زیر افکنده

شرم خالی دستان خود را ، در کویر مهربانی ، چاره می جویند

کسی آهسته می گوید:

سرای عشق را ، یک بار دیگر آب و جارو کن

سوار صبح در راه است
.

.
💐 تو آیا دیده ای ، وقتی که دریای پر از طوفان مشکل ها

بساط زورق اندیشه را

در صد خروش موج می پیچد

کسی سکان این زورق ، به ساحل می برد با مهر

و می داند که تو

بی آن که در ساحل ، به شکری ، قدر این خوبی بجای آری

بدون گفتن یک یا خدا

این ناخدا ، از یاد خواهی برد
.

.
💐 خدا را دیده ای آیا؟

به هنگامی که در این بیکران ، این پهنه هستی

به ترسی از رها بودن ، تو می پرسی

کسی می بینَدَم آیا ؟

کسی خواهد شنید این بنده تنها؟

جوابت را ، نه از آن کس که پرسیدی

جوابت را ، خودش با تو

و با لحن و کلام مهر می گوید

که من نزدیک تو هستم ، به هنگامی که می خوانی مرا

آری ، تو دعوت کن مرا ، باعشق

اجابت می کنم با مهر

هدایت می شوی بر نور
.

.
💐 خدا را دیده ای آیا؟

گمانم دیده ای او را

که من هم آرزو دارم ، ببینم باز هم او را

به چشم سر ، که نه

او خود گشاید ، دیده های روشن دل را

لطیف و خلق و آگاه است

چه زیبا می شود، چشمی که می بیند تو را

چشم دلی از جنس نور و عشق و آگاهی
.

.

.

................................................


✨کیوان شاهبداغی✨



*****************************

عشق فقط خدا


❤️ کانال تلگرامی عشق فقط خدا ❤️


https://telegram.me/eshgekhodayi

تلگرام عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

توصیف بهشت


🍀توصیف بهشت😍😘😋

از زبان امام علی علیه السلام :

اگر خیالی از بهشت را چنانکه وصف شده تصور کنی، از هر چه در دنیاست🌍دلسرد می شوی؛

اگر چه همه زیبا و پر جاذبه باشند و

بر سر آرزوها و امیال نفسانی خود نسبت به لذت ها و مناظر زیبای جهان پا می گذاری.


اگر درباره درختان 🌳بهشتی اندیشه کنی

که چگونه شاخه های آن ها با وزش نسیم می رقصند و

ریشه هاشان در توده های مشک پنهانند، بر کنار رودهای زلال و خوشه هایی از گوهرهای آبدار و میوه های

🍓گوناگونی که از هر طرف جلوه می کنند، غرق حیرت می شوی. شاخه های پر میوه

🍊بدون زحمت در دسترس تو قرار می گیرند تا هر چه خواهی بر چینی.

🌸مهمانداران بهشت و خدمتگزاران آن لحظه ای از آن کاخ ها و

ساکنانشان غفلت نکرده و مدام با طعامهای لذیذ و نوشیدنی های گوارا پذیرایی می کنند. 😍

🔸ساکنان آن دیار، مورد تکریم خداوند بوده از هر گونه دگرگونی و انتقال در امانند.🌱

اگر تو دل را به آن مناظر زیبا متوجه کنی،

از دل و جان در اشتیاق آن سامان خواهی بود؛

و چون مرگ و قبر در و دروازه آن دیارند، آرزو خواهی کرد که از همین جا تو را بردارند و به گور سپارند.

نهج البلاغه، خ 165، بند 7


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

داستانک معنوی

💐🍃🌿🌸

 در احادیث وارد شده است که در روز

قیامت، بنده ای را می آورند که گریان است


خطاب می رسد که چرا گریه می کنی؟


عرض میکند: گریه می کنم بر آنچه از عیوب 

من در نزد انسانها و فرشته ها ظاهر شود


خداوند عالم می فرماید : ای بنده ی من، 

تو را در دنیا رسوا نکرده ام، در حالی که 

مشغول معصیت من بودی و می خندیدی ..


چگونه امروز (روز قیامت) تو را رسوا کنم 

در حالی که معصیت نمی کنی و گریانی!!


📚"معراج السعاده"


پ. ن خادم وبلاگ


ستارالعیوب که میگن یعنی این خدا


کریم الصفح هم هست یعنی گناهتو از یاد خودت هم میبرد تا دائما شرمنده نباشی

البته به شرط توبه و عدم تکرار و بازگشت و اصلاح در حد توان و ناراحت بودن از گذشته


خداییش خدا بودن حقته...

و باز هم تکرار آیه ۵۳ سوره زمر


ای کسانی که در گناه #اسراف کرده اید از رحمت خدا ناامید نباشید که خدا (بشرط توبه و عدم تکرار و جبران) همه گناهان را میبخشد 😍😍


میشه عاشق چنین خدایی نشد؟



عشق فقط خدا


❤️ کانال تلگرامی عشق فقط خدا ❤️


https://telegram.me/eshgekhodayi


تلگرام عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

💫🌸🍃🌸💫
✨🍃🌹
❤️


✨💞 سخن عشق کجا بود؟

❤️ سخن عشق تویی


✨💞 سخن و حرف و

❤️ حروف و همه ۍ عشق تویی



✨💞 تونباشی ڪہ سخن ها

❤️ همه هستند تهی


✨💞 تو تمام منی و

❤️ عمری و دنیاۍ منی


عشق فقط خدا


✨🌺 سخن عشق من

✨💞 افتاده به هر انجمنی


✨🌺  به همه چه؟

✨💞 توفقط جان من و عشق منی



✨🌺 من فقط حرف تو را

✨💞 درهمه عالم زده ام


✨🌺 هیچ جایی نزدم

✨💞 جز تو و حسنت سخنی




عشق فقط خدا


چقد زیباست شهادت در راه خدا💝💝

باید مبارزه ای رقم زد؛🍃🍃

باید ڪـــــشت!!

🍃مـــــنیت را

🍃تـــــڪبر را

🍃دلـــــبستگے را

🍃غـــــرور را

🍃غـــــفلت را

🍃آرزوهاے دراز را

🍃حـــــسد را

🍃حـــــرص را

🍃تـــــرس را

🍃هـــــوس را

🍃شـــــهوت را

🍃حب دنـــــیا را ...

🍃باید از خود گـــــذشت

🍃باید ڪشت نـــــفس را ...❗️

💖وابستگی به هر چیزی  غیر از خدا را 💖

👌" شــــــــــهادت " درد دارد 💝

دردش ڪشتن لـــــذت هاست ...🌺🌺

باید ڪشته شویم ، تا شـــــهید شویم💝💝

رسیدن به عشق خدایی

این نوع شهید شدن را میخواهد


عشق فقط خدا


✨ چون زعشق او رسد
✨ رنجی بدل دردی بجان

✨ عاشقان را رنج دل
✨ از راحت جان خوشترست



✨ آنچه اندر حقِ عاشق کرد
✨ معشوق اختیار

✨ گر هلاک جان بود
✨ مشتاق را آن خوشترست...

***************************************




  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#داستانک_معنوی

عشق وافر حضرت ابراهیم علیه السلام به پروردگار


ابراهیم علیه‏السلام در عین آن که عابد، پارسا و شیفته حق بود،

مرد کار و تلاش بود، هرگز براى خود روا نمى‏دانست که بى کار باشد،

بخشى از زندگى او به کشاورزى و دامدارى گذشت، و

در این راستا پیشرفت وسیعى کرد، و صاحب چند گله گوسفند شد.

بعضى از فرشتگان به خدا عرض کردند:

دوستى ابراهیم با تو به خاطر آن همه نعمت‏هاى فراوانى است که به او عطا کرده ‏اى؟

خداوند خواست به آن‏ها نشان دهد که چنین نیست،

بلکه ابراهیم خدا را به حق شناخته است، به جبرئیل فرمود:

در کنار ابراهیم برو و مرا یاد کن

جبرئیل کنار ابراهیم آمد دید او در کنار گوسفندان خود است،

روى تلى ایستاد و با صداى بلند گفت:

سبُّوح قُدُّوس ربُّ الملائِکةِ و الرُّوحِ؛

پاک و منزه است خداى فرشتگان و روح!

ابراهیم تا نام خدا را شنید، آن چنان شور و حالى پیدا کرد و

هیجان زده شد که زبان حالش این بود:

این مطرب از کجاست که بر گفت نام دوست تا جان و جامه نثار دهم در هواى دوست


دل زنده مى‏شود به امید وفاى یار جان رقص مى‏کند به سماع کلام دوست

ابراهیم به اطراف نگریست و شخصى را روى تلى دید نزدش آمد و گفت:

آیا تو بودى که نام دوستم را به زبان آوردى؟

او گفت: آرى.

ابراهیم گفت: بار دیگر از نام دوستم یاد کن،

یک سوم گوسفندانم را به تو خواهم بخشید.

او گفت: سبُّوح قُدُّوس ربُّ الملائِکةِ و الرُّوحِ

ابراهیم علیه‏ السلام با شنیدن این واژه‏ ها که یاد آور خداى یکتا و بى همتا بود،

چنان لذت مى‏برد که قابل توصیف نیست، نزد آن شخص رفت و گفت:

یک بار دیگر نام دوستم را یاد کن

، نصف گوسفندانم را به تو خواهم بخشید.

آن شخص براى بار سوم، واژه‏ هاى فوق را تکرار کرد،

ابراهیم نزد او رفت و گفت: یک بار دیگر از نام دوستم یاد کن،

همه گوسفندانم را به تو خواهم بخشید.

آن شخص، آن واژه‏ ها را تکرار کرد.

ابراهیم گفت: دیگر چیزى ندارم، خودم را به عنوان برده بگیر،

و یک بار دیگر نام دوستم را به زبان آور!

آن شخص نام خدا را به زبان آورد، ابراهیم نزد او رفت و گفت:

اینک من و گوسفندانم را ضبط کن که از آن تو هستم.

در این هنگام جبرئیل خود را معرفى کرد و گفت: من جبرئیلم،

نیازى به دوستى تو ندارم،

به راستى که مراحل دوستى خدا را به آخر رسانده‏ اى،

سزاوار است که خداوند تو را به عنوان خلیل (دوست خالص) خود برگزیند.

 اقتباس از معراج السعادة،ص
491


***************************************


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#داستانک_معنوی

#تلنگر

#دوستی_های_مجازی
 
این روزها به یمن شبکه های اجتماعی دوستی های مجازی نیز شکل گرفته ،

زنی که در رختخواب در کنار همسرش است ولی

با گوشی با مردی که همکار یا عضو یک گروه هستند چت می کند

مرد نیز به بهانه های واهى همسر خود  را می پیچاند

تا با خانمى که در یک  گروه.هستند   خوش و بش کند.

درکتاب تذکره الاولیاء، داستان دلچسبی از بایزید بسطامی روایت شده که

می تواند الگوی مناسبی برای 'دوستی های اجتماعی' این روزهای ما باشد!

احمد خضرویه -مرید بلندمرتبه ی بایزید بسطامی-همسری داشت

به نام 'فاطمه' که از نوادر زمانه بوده است.

گفته اندکه فاطمه با بایزیدبسطامی دوستی بسیار نزدیکی داشته و

با ایشان بی مهابا(خودمونی)سخن گفته است.

این مسئله البته صدای شوهررا در می آوردو بافاطمه بحثشان بالامی گیرد.

فاطمه به شوهر می گوید: 'عزیزم، تو محرم طبیعت من می باشی و

بایزید محرم طریقت من'

احمد که می فهمد این دوستی خوشبختانه پاک است و اجتماعی،

آرام می گیرد.

(ناگفته نگذارم که احتمالا فاطمه این تفکیک محرم طبیعت ومحرم طریقت را

از عارفه ی بزرگ، بانو رابعه عدویه آموخته است

که در یک رباعی عربی به خداوند می گوید:

من تو را در دل محرم خود قرار داده ام و

تن خود را به آنکه بخواهد با من بنشیند بخشیده ام) از بحث دور نشوم;

خلاصه دوستی اجتماعی فاطمه و بایزید ادامه داشت

تا اینکه یک روز فاطمه به دستان خود 'حنا' می زند،

بایزید کنجکاوی می کند و می پرسد: 'فاطمه از بهر چه حنا بسته ای؟'

فاطمه پاسخ تکان دهنده ای به استاد می دهد:

'تا این غایت تودست و حنای من ندیده بودی. مرابا تو انبساط بود.

اکنون که چشم تو براین هاافتاد،صحبت مابا تو حرام است'

به تعبیر دیگر، فاطمه همین که می بیند بایزید -

با آن همه وارستگی و پاکدامنی -به اندازه ی پرسشی ساده،

از وادی طریقت به صحرای طبیعت درغلتیده است

و وارد حریم شخصی می شود، روی از او می پوشد

و دیگربااو هم سخن نمی شود!

درست اینجاست که مفهوم عمیق تعهد و پایبندی به زندگی زناشویی،

معناومفهوم پیدامی کند.

اینکه بهراسیم، اگر همسر ما با مردی بیگانه هم کلام شود

کلاهمان را باد خواهد برد،

به گمان من دلهره ای بی مورد و باوری آزاردهنده است.

نه هیچ زنی می تواند شوهر را از همه ی زنان دیگر دور نگه دارد

و نه هیچ مردی می تواند - به تعبیر مهستی گنجوی-

همسر خود را در 'حجره ی دلگیر' زندانی کند.

 حالا که این واقعیت زمانه ی ماست، باید بیاموزیم که 'فاطمه وار'

دوستی های اجتماعی خود را مدیریت کنیم و

نگذاریم کسی به آسانی از 'حنای حریم شخصی مان' چیزی بپرسد

که این دیگر دوستی پاک نخواهد بود.

چنانکه قطب الدین ابوالمظفر المروزی در مناقب الصوفیه می گوید:

'تا مادام که در دوستی، غرض هوا و طلب وصال و طمع نصیب نفس می یابد.

آن دوستی را محبت نشایدگفت بلکه آنرا هوا گویند'

✅ با ارسال این متن به دیگران تلنگری بزنید

در جهت حفظ جامعه ایی سالم 🌹



***************************************


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


عشق فقط خدا

✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂
🍂🌺🍂
🌺

#داستانک_معنوی

بخونید دلتون رو ببره

یقین و ایمان این جوان👏👏👏

🍃اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه.

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه.

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم.

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم.


گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده.

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه .

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟


گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

از خونه بیرون نمیومدم  کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون

مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم،

چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد .

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن .

آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم

من کار میکردم اما حرص نداشتم و

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم .

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و

بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و

آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟


گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه


آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر،


داشت میرفت گفتم:


راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم.


با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم


گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم:

 میتونید کاری کنید که نمیرم گفتند: نه


گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!

 خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد...


وبلاگ عشق فقط خدا

www.deniz.blog.ir



🍃🍂🌺🍃🍂
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺


***************************************


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


عاشقانه های من و خدا (1)


http://up.upinja.com/y683k.jpg


✨🌹من وعشق ومستی عشق

✨🌹بجز این هنرندارم


✨🌹بجز این هنر چه باشد

✨🌹که زخود خبرندارم



✨🌹زتو چون جدا شوم من

✨🌹توبگو کجا شوم من



✨🌹به خدا که هیچ راهی

✨🌹بکسی دگر ندارم



#فیض_کاشانی


ee98_photo_2017-06-22_14-13-07.jpg


من تخت نمیخواهم


من تاج نمی خواهم



در خدمتت افتادن


در روی زمین خواهم



http://up.upinja.com/blxb8.jpg



🕊🌹خدایا...


🕊🌹به گدای

🕊🌹ره نشینت،


🕊🌹نظری

🕊🌹ز مرحمت کن،


🕊🌹سیه است

🕊🌹گرچه رویش،



🕊🌹دل

🕊🌹عذرخواه دارد...



🕊🌹عاشقتم خدا🕊🌹



***************************************


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


54a7_photo_2017-06-14_02-41-35.jpg

    

💚 "خدای" من

💚این شبها

    💚در "هوایت"

   💚هوایی  شدم

       💚"بی آنکه" بدانم

     💚بدون "هوایت"

      💚"هوایی" نیست.

         💚"هوایم" را در تمام


 💚"لحظه های"

💚"بی هواییم"

💚داشته باشی.



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#داستانک_معنوی

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.


به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟


پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، فقط آب و غذا میخورم.


جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟


پیرمرد گفت:


بله، دروغ نمیگویم،


به کسی بد نگاه نمیکنم،


کسی را مسخره نمیکنم،


با کسی با دشنام سخن نمیگویم،


کسی را آزرده نمیکنم،


چشم به مال کسی ندارم و...


ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.


بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟


یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت:


خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!!


ماه رمضان بر همه آنان که چشم و دل و زبان و رفتار و کردارشان در


خدمت خلق خداست و زمین را، آب را،


و گل و سبزه و دیگر موجودات را آسیب نمی رسانند مبارک باد🌙


*********************************


❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#داستانک_معنوی

گویند در بنی اسرائیل، مردی بود که می گفت


من در همه عمر خدا را نافرمانی کرده ام و بس گناه و معصیت که از من سر زده است،


اما تاکنون زیانی و کیفری ندیده ام.

اگر گناه جزا دارد و گناهکار باید کیفر بیند، پس چرا ما را کیفری و عذابی نمی رسد!؟

در همان روزها، پیامبر قوم بنی اسرائیل نزد آن مرد آمد و گفت خداوند میفرماید

 که ما تو را عذاب های بسیار کرده ایم و تو خود نمی دانی!

آیا تو را از شیرینی عبادت خود محروم نکرده ایم؟

آیا درِ مناجات را بر روی تو نبسته ایم؟

آیا امید به زندگی خوش در آخرت را از تو نگرفته ایم؟

عذابی بزرگ تر و سهمگین تر از این می خواهی؟


منبع: برگرفته از جامی، نفحات الانس، در ذکر حال عبدالله بن خبیق

*******************************

❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰



داستانک معنوی

داستانی زیبا از حضرت عیسی علیه السلام



حضرت عیسی علیه السلام به منزل یکی از اصحاب خود می رفت.


در راه که می رفت، به گیاهی رسید و گیاه گفت:


«من داروی درد دختر حاکم این شهر هستم.»


حضرت عیسی مقداری از آن را در جیب خودش گذاشت و


به منزل آن صحابی رفت. آنجا به حضرت عیسی عرض


شد که حاکم گفته: «دخترم مریض است و دکترها نتوانسته‌اند مداوایش کنند.

اگر کسی دختر من را مداوا کند، هر چه بخواه، به او می‌دهم.


اگر شما از خدا بخواهید و خدا به او عافیت بدهد و از پادشاه بخواهید که به


دین حق وارد بشود، بسیار عالی است.» حضرت عیسی گفت:


«برو به پادشاه بگو: من می آیم.» آنجا رفتند و حضرت عیسی علیه السلام


گیاه‌ها را جوشاند و داد به او خورد و فردا و پس فردا هیچ اثری نشد.

حضرت عیسی از خجالت گذاشت و از شهر بیرون رفت.

سال دیگر دوباره عبورش به آنجا افتاد و دید گیاه، همان را می گوید. گفت:‌

«تو پارسال هم همین حرف را زدی و آبروی ما را کم و زیاد کردی.

امسال دیگر چه می گویی؟»

گفت:«چندین سال است خدا من را برای مداوای این درد خلق کرده است؛

لکن مأمور نبودم عمل بکنم. امسال مأمورم عمل بکنم.»

اثر کردن هر دارو به دست او است.

اگر دکتر می روی، برخدا توکل کن.

دارو هم باید اجازه داشته باشد تا اثر کند.

اگر این دارو اجازه نداشته باشد، اثر نمی کند.

شما دکتر متخصص می روی، دارو هم همین دارو است که


دستور داده؛ لکن دارو مأمور نبوده اثر بکند؛

لذا انسان سزاوار است همه وقت بگوید: خدا.


مریض شدی، بگو: خدا؛ دکتر می روی، بگو: خدا؛

دارو را می‌خواهی به مریض بدهی، بگو:

خدا؛ همه اش خدا.


الحمد لله الذی یفعل ما یشاء ولا یفعل ما یشاء غیره

(سپاس خدایی را که هر کاری که بخواهد انجام می دهد و غیر از او کسی نیست


که هر کاری را که خواست، انجام دهد.

(کافی، ج 2 ، ص 529)


**********************************



❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#داستانک_معنوی

گویند گوهرشاد خانم (همسر شاهرخ میرزا و عروس امیر تیمور گورکانی)

سازنده ی مسجد معروف گوهرشاد مشهد، بر ساخت بنا نظارت کامل داشت و

همیشه جهت هدایت و سرکشی حاضر می شد و

دستورات لازم را به معماران مسجد میداد.

از تعداد کارگران و میزان حقوق آنها اطلاع کامل داشت و حتی به کار

حیوانات باربر رسیدگی میکرد و به کارفرمایان دستور داده بود از

محل آوردن مصالح ساختمانی تا مسجد برای حیوانات باربر ظرفهای آب و

علف بگذارند، مبادا حیوانی در حال گرسنگی و تشنگی بار بکشد.

از زدن حیوانات پرهیز کنید،

ساعات کار کارگران باید معین باشد و مزد مطابق زحمت داده شود و...

روزی هنگام سرکشی کارگر جوانی ناگهان چشمش به صورت او

افتاد و در اثر همین نگاه، آتش عشق در وجودش شعله ور گشته و

عاشق دلباخته ی او شد. اما در این باره نمی توانست چیزی بگوید

تا اینکه غم و غصه ی فراوان او را مریض کرد.

به خانم گزارش دادند که یکی از کارگران بیمار و در منزل بستری است.


گوهرشاد به عیادتش رفت و علّت را جویا شد.

مادر گفت او عاشق شما شده و از درد عشق بیمار است.

گوهرشاد فکری کرد و به مادر جوان گفت: باشد،

من از همسرم جدا شده و با او ازدواج می کنم، به شرط اینکه مهریه مرا

قبل از ازدواج بپردازد و آن این است که

چهل شبانه روز در محراب این مسجد نیمه کاره عبادت کند.

جوان پذیرفت.

پس از چهل روز گوهرشاد از حالش جویا شد، جوان به فرستاده ی او گفت:

لذّتی در عبادت و همنشینی با پروردگار یافتم که

 با عشق هیچ انسانی معاوضه نخواهم کرد.👏



عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم


💝کانال عشق فقط خدا💝

@eshgekhodayi



*******************************



❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

مقربان درگاه خدا


#داستانک_معنوی

حضرت عیسی (علیه السلام) بر سه نفر که لاغر به نظر می رسیدند گذشت.


پرسید علت لاغری شما چیست؟


عرض کردند ترس از خدا ما را به این صورت در آورده است.


حضرت فرمود بر خداوند حق است که خائف را نجات دهد.

پس حضرت بر سه نفر دیگر عبور کرد، آنها هم لاغر بودند.

حضرت فرمود شما چرا ضعیف و لاغر هستید؟


عرض کردند اشتیاق به بهشت ما را زرد و ضعیف کرد.


حضرت فرمود حق است بر خداوند که عطا فرماید آنچه را که مخلوق از او امید دارند.

حضرت از آنها گذشت، به سه نفر دیگر که لاغرتر از قبلی ها به نظر می رسیدند رسید.


فرمود شما را چرا لاغر می بینم؟


عرض کردند دوستی و علاقه به ذات پاک خداوند ما را لاغر نموده است.

حضرت عیسی (علیه السلام) توجهی عمیق به آنها نمود و فرمود شما مقرب درگاه خداوند هستید.

منبع: داستان هایی از خدا، نوشته احمد میرخلف زاده و قاسم میرخلف زاده، جلد ۲


********************************


❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


#داستانک_معنوی

🍃 ذوالقرنین با لشگر فراوانى از بیابان عبور مى‏ کرد مردى را دید


مشغول نماز است و به عظمت ذوالقرنین توجهى نکرد.


ذوالقرنین از بزرگى روح او تعجب کرد.

🍃 پس از تمام شدن نمازش به او گفت:


چگونه با دیدن بزرگى دستگاه من نترسیدى و به حال تو تغییر پیدا نشد.

🍃 عرضه داشت: با کسى مشغول مناجات بودم که قدرت و لشگرش بینهایت است،


ترسیدم از او منصرف شوم و به تو متوجه

 گردم از عنایتش محروم گردم و دیگر دعایم را اجابت ننماید.

🍃 ذوالقرنین فرمود: اگر همراه من بیایى تمام خواسته ‏هایت را اجابت مى‏ کنم


پیر مرد گفت: من حاضرم همه جا با تو باشم به

شرط آن که چهار چیز براى من ضمانت کنى:

🍃 اول: سلامتى که دارم هیچ وقت مریض نشوم.

دوم: نعمتى که دارم همیشه باشد زوال نداشته باشد.

سوم: قدرتى که دارم پیرى در او دیده نشود.

چهارم: حیاتى که دارم مرگ نداشته باشد.


🍃 ذوالقرنین گفت: کدام مخلوق بر اینها توانا است؟

🍃 مرد گفت: پس من از کسى که تمام امور در تحت قدرت او است


دست بر نمى‏ دارم تا به شخصی که مثل خودم عاجز و

محتاج است تکیه نمایم.

 من همراه آنم که توانا است یعنى پیروى خدا مى ‏روم.

📚 آمالى شیخ صدوق ص ۱۷۰



********************************************************



❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰



http://fa.wikishia.net/images/thumb/f/fe/%D8%BA%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A1.jpg/240px-%D8%BA%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A1.jpg


زیبا غزل دفترعشقست محمد

بر فرق فلک افسرعشقست محمد

دروسعت هفت آسمان هستی
 
رخشنده ترین اخترعشقست محمد

اللهم صل علی محمدوآل محمد
 
پیشاپیش عید مبعث برشما مبارک


http://www.persian-star.org/wp-content/uploads/2017/04/mabas-1.gif


سلام بر مبعث

بهاری ترین فصل گیتی

سلام بر مبعث

فصل شکفتن

گل سرسبد بوستان رسالت


سلام بر مبعث


روزی که گلهای ایمان


در گلستان جان انسان


شکوفا شد


پیشاپیش


"بعثت" پیامبر مبارک باد🌹😘❤️


https://www.koodakcity.com/wp-content/uploads/2016/04/sher-koodak-hazrat-mohammad-2.jpg


محمد مقتدای اهل عالم

محمد مصطفی آل عالم

محمد رحمة للعالمین است

رسول آسمانی بر زمین است


مبعث رسول اکرم مبارک💐


********************************************************



❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for ‫بنر تلگرام‬‎
  • مرتضی زمانی