عشق فقط خدا

عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

عشق فقط خدا

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیم
عاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیم

تا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمان
ما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیم

با تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانم
ای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزان

کوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریا
عاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیا

سیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکان
وصل در عین جدایی زندگی با جان جان
..زندگی با جان جان

عاشقان در شوق پروازند از این خاکدان
چون که باشد پای یک عشق خدایی در میان...

کانال تلگرام ما
contact
جهت ورود کلیک کنید :)
جست و جو
آخرین نظرات
  • ۱۷ مرداد ۹۷، ۲۲:۳۴ - امیررضا ڪرمے
    زیبا
  • ۱۱ مرداد ۹۷، ۲۱:۲۹ - hani aliabadi
    👌
  • ۹ مرداد ۹۷، ۱۳:۴۲ - سید محمد
    عالی
پیوندهای روزانه

۱۰۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اس ام اس معنوی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰




صدا زد ای خدای جهانیان

جواب شنید: بله

صدازد ای خدای نیکوکاران جواب شنید:بله

صدازد ای خدای اطاعت کنندگان جواب شنید:بله

این بار صدازد ای خدای گنهکاران جواب شنید:

بله بله بله

با تعجب گفت:خدایا تو را

خدای جهانیان خدای نیکوکاران و خدای اطاعت کنندگان خواندم

یک بار فرمودی بله

ولی تورا خدای گنهکاران خواندم سه بار گفتی بله

حکمتش چیست؟

جواب آمد:

مطیعان به اطاعت خود

نیکوکاران به نیکوکاری خود

و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند

گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند

اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟؟




شخصی سی سال عبادت خدا میکرد.


شبی وقت مناجات شیطان بر وی ظاهر شد و گفت:


بیچاره ! سی سال است ترا می بینم


او را می خوانی اما ندیده ان جوابی به تو بدهد.دیگر این خواندنت برای چیست؟


نه الهامی ... نه آگاهی بر غیبی ... نه مکاشفه ای ... نه


مرد لحظه ای تردید کرد و مناجات خویش قطع نمود


و قبول کرد که اگر قرار بود عنایتی از سوی حضرت ربوبیت میشد


تا حال یکبار شده بود پس من جایگاهی ندارم و تنها به خودم زحمت میدهم.


رنج تشنگی و گرسنگی و عبادات و ریاضات و....


رفت و خوابید.


فرشته ای بر او ظاهر شد و گفت:


هان ... امشب صدایت را نشنیدیم؟


مرد گفت:


این همه خواندم و شنیدی چه گفتی؟


فرشته خندید و گفت:


خدا سلام رساند و گفت ای بنده من این آمدنت و به نماز ایستادن


و به سجده رفتن و به دعا ایستادن همه به خواست من بود و پاسخی بود بر خواندن تو .


من ترا برای خودم می خواستم نه برای چیزی دیگر...


مرد بیدار شد و دانست آنچه که در این سی سال بر وی گذشته بود


از حال دعا و نماز تنها عنایت حق بود و بس


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com




پیامبری از کنار خانه ما رد شد. باران گرفت. مادرم گفت: چه بارانی می آید.


پدرم گفت: بهار است. و ما نمی دانستیم باران و بهار نام دیگر آن پیامبر است.


پیامبری از کنار خانه ما رد شد. لباسهای ما خاکی بود. او خاک روی لباسهایمان


را به اشارتی تکانید. لباس ما از جنس ابریشم و نور شد و ما قلبمان را از زیر


لباسمان دیدیم. پیامبری از کنار خانه ما رد شد. آسمان حیاط ما پر ازعادت ودود


بود. پیامبر، کنارشان زد. خورشید را نشانمان داد وتکه ای ازآن را توی دستهایمان


گذاشت. پیامبری از کنار خانه ما رد شد و ناگهان هزار گنجشک عاشق از سر


انگشتهای درخت کوچک باغچه روییدند و هزار آوازی را که در گلویشان جا مانده


بود، به ما بخشیدند. و ما به یاد آوردیم که با درخت و پرنده نسبت داریم. 


پیامبری از کنار خانه ما رد شد. ما هزار درِ بسته داشتیم و هزار قفل بی کلید. 


پیامبر کلیدی برایمان آورد. اما نام او را که بردیم، قفلها بی رخصت کلید باز شدند. 


من به خدا گفتم: امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد. امروز انگار اینجا بهشت است.


خدا گفت:

کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد

و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com





       خداوند به داوود فرمود: ای داوود راه ما بر بندگان ما روشن دار

 و دوستی ما در دل ایشان افکن و نعمت ما به یاد ایشان ده

 و سخنان ما را در دل ایشان شیرین کن

و بگوی که من آن خداوندم که با وجودم بخل نیست

و با علمم جهلی نیست و با صبرم عجزی نیست و با غضبم ذجری نیست .

و اگر بنده تقصیر کند و حق کرامت حق را نشناسد

 و شکر نعمت نگذارد خداوند او را عتاب کند.

      چنانکه به نقل از امیرالمومنین که خداوند می فرماید :

ای بنده من ! انصاف ده من با تو به نعمتها دوستی کنم

 و تو به معصیتها با من دشمنی ! نیکی من پیوسته بر تو فرود آید

و بدی تو همواره به سوی من اوج می گیرد



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


کسی که دنبال اسم و رسم و موقعیت خود گشت ،
دیگر دنبال خدا نمی گردد.





گاه گاهی کوچ کوچکی به کوچه ی خداکنیم.
همین

من خطم ایرانسله ولی هیچوقت تنها نیستم میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟چون من همراه اولم خــــــــــداااااس




O God! whenever I talk to you I feel astrang composure

خدایا! هرگاه با توسخن میگویم آرامش عجیبی رادر خود احساس می کنم،

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com





خدا "گناه" .. کاران .. را "فرصت" زندگی میدهد ...

تا "توبه" کنن ... تا اعمال "خوب" خود را بیشتر از اعمال "بد" خود کنن ....

 اما .... آن هایی که "نیکو" کار هستن و به قول معروف عمل "صالح" انجام دادن "

این فرصت را به آن ها نمیدهد" چرا بماند ! ...

و حالا "این" عمل خدا را توصیف میکنم با دانش هایی که "دارم".

"بسمه الله" مثل خورشید آن "گل"های که ریشه در "زمین" ندارن

 و در تابش نور آن هستن زودتر خشک میکند "و" ..

 آن هایی که تو "سایه"اند دیر تر خشک میکند.





گذشته شما هرچی که باشه، هرکاری که کرده باشید..

هرکاری که شیطان دایم اون رو به رختون میکشه

 ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و...)


هرچی که هست...


باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده.


همه زندگیتون ، همه کاراتون رو دیده.


اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده...


فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید

 به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره!



بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید


 نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه.



همیشه به خاطر داشته باشید:


*خدا پشت پنجره ایستاده*





خدایا

مرا راهی ده که فقط به در خانه ی تو توانم آمد

دستی که فقط در خانه تو توانم کوفت

من را چشمی ده که فقط گریان تو باشد وسینه ای که فقط سوزان تو

به من نگاهی ده که جز رو ی تو نتوانم دید

وگوشی که جز صدای تو نتواند شنید






خدای من؛

مردم همه شکر نعمت های تو را می کنند؛

اما من، شکر بودنت؛

تو نعمت منی .....
..



دوستی خدا با بنده های خوبش به این معنی نیست


 که اون بنده ها هیچ وقت دچار مشکل نشن،

 بلکه به این معنیه که هرگز توی مشکلات تنهاشون نمیذاره.





خدایا ، تو را می خوانیم

وقتی قلبهایمان کوچکتر از غصه هایمان میشود

وقتی نمیتوانیم اشکهایمان را پشت پلک هایمان مخفی کنیم

و بغض هایمان پشت سر هم میشکند،

وقتی احساس میکنیم بدبختیها بیشتر از سهم مان است

 و رنجها بیشتر از صبرمان؛

وقتی امیدها ته میکشد و انتظارها به سر نمیرسد،

وقتی طاقتمان طاق میشود و تحمل مان تمام...

آن وقت است که مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم که تو،

فقط تویی که کمک مان میکنی...

آن وقت است که تو را صدا میکنیم، تو را میخوانیم.

آن وقت است که تو را آه میکشیم، تو را گریه میکنیم، تو را نفس میکشیم.

وقتی تو جواب میدهی،

دانهدانه اشکهایمان را پاک میکنی و یکییکی غصه ها را از توی دلمان برمیداری،

گره تکتک بغض هایمان را باز میکنی و دل شکسته مان را بند میزنی،

سنگینی ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی؛

بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از لبها، لبخند،

خوابهایمان را تعبیر میکنی و دعاهایمان را مستجاب و آرزوهایمان را برآورده،

قهرها را آشتی میکنی و سختها را آسان.

تلخها را شیرین میکنی و دردها را درمان،

ناامیدها، امید میشود و سیاه ها سفید سفید...

خدایا

تورا صدا میکنیم ،تو را می خوانیم





یارب...

هنگامی ک ثروتم دادی خوشبختی ام را نگیر.

هنگامی ک توانایی ام دادی عقلم را نگیر.

هنگامی ک مقامم دادی تواضعم را نگیر.

آنگاه ک تواضعم دادی عزتم را نگیر.

هنگامی ک قدرتم دادی عفوم را نگیر.

هنگامی ک تندرستی ام دادی ایمانم را نگیر.

و آنگاه ک فراموشت کردم فراموشم نکن...

آمین...






دیوارهای خالی اتاقم را

از تصویرهای خیالی او پر می کنم

خدای من زیباست...

خدای من رنگین کمان خوشبختی ست

که پشت

هر گریه

انعکاسش را

روی سقف اتاق می بینم

من هیچ

با زبان کهنه صدایش نکرده ام

و نه

لای بقچه پیچ سجاده

رهایش...

او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و

من در نهایت حیرت

حالا...

گاه گاهی که به هم خیره می شویم

تشخیص خدا و بنده

چه سخت است!!!




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


خدایا...

خدایا ! تو در آن بالا بر قله بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی ؟

ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ،

 بی امید چگونه به پایان خواهی برد؟

ای که همه هستی از تو است ، تو خود برای که هستی؟

چگونه هستی و نمی پرستی؟

چگونه نمی دانی عبودیت از معبود بودن بهتر است؟

نمی دانی که ما از تو خوشبخت تریم؟

ای خدای بزرگ ! تو که بر هر کاری توانایی !

چرا کسی را برای آنکه بدو عشق ورزی،بپرستی

،بر دامنش به نیاز چنگ زنی،

غرورت را بر قامتش بشکنی ،برایش باشی،نمی آفرینی؟

چرا چنین نمی کنی ؟

مگر غرورها را برای آن نمی پروریم تا

 بر سر راه مسافری که چشم به راه آمدنش

هستیم قربانی کنیم ؟

خدایا تو از چشم به راه کسی بودن نیز محرومی ؟!









عشق فقط خدا


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

مخاطب خاص من...


من هم یک مخاطب خاص دارم "


مخاطبم هر روز ب من عشق میورزد


او شب ها قبل از خواب برایم قصه میگوید


صبح ها مرا با بوسه خود بیدار میکند


روزی سه بار صدایم میکند تا با او عاشقانه سخن بگویم


او عاشق من است


اما

اما من گاهی دست رد ب سینه ی عشق او میزنم


زمانی ک صدایم میکند تا با او سخن بگویم ،به او اعتنایی نمیکنم


کتابی پر از نامه های عاشقانه به من داده و


از من خواسته بخوانمش ولی من چیزی از آن نمیدانم


شب ها بدون توجه به او میخوابم و صبح ها بدون یاد او بیدار میشوم


گاهی به عشقش خیانت میکنم


اما او همچنان عاشق من است.......




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


داستان گنجشک و خدا.......


مدتها بود که گنجشک با خدا هیچ سخنی نمی گفت......


فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان می گفت :


من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود


و یگانه قلبی که درد هایش را در خود نگه می دارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه از درختان دنیا نشست.


فرشتگان چشم بر لب هایش دوختند ..


گنجشک هیچ نگفت. و خدا لب به سخن گشود و گفت :


با من بگو از انچه سنگینی سینه ی توست

گنجشک گفت : لانه ی کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود


و سر پناه بی کسی ام! طوفانت آن را از من گرفت.....!


تنها دارایی ام همان لانه ی محقر بود که آن هم........

و سنگینی بغض راه را بر کلامش بست.....


سکوتی در عرش طنین انداز شد... همه ی فرشتگان سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود و تو خواب بودی.


به باد گفتم تا لانه ات را وازگون سازد.


آنگاه تو از کمین مار پر گشودی

گنجشک ، خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت : و چه بسیار بلا ها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم


و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی....!

اشکی در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.


های های گریه اش ملکوت خدا را پر کرد.....

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


خدایــ❤ــا ....!!!


اینقـــدر بهــم ظرفیــت بــده ؛


که نعمـــت هـایی که از روی بخشنــدگی ات بهــم میــدی


,به پای ٍ لیــاقت خودم ننـــویسم ... !


✿ خـدایـا !...یــادتـــ مـی آیـَد ،خـواسـتـم کـنـارم بـاشـی ،نـخـواسـتـی. . . !


گـفتی :


" کِـنـار کـ ه هیـچ ،مـیــ شـَوم نـزدیـکـــ تـر از رَگــ ِ گـَردنـَتـــ ... "


بـاشَـد . . . قـَبـول .


✿ فـقـط می خواهم بگویم :


جـهنـم کـ ه آتـش نـمـیــ زنـد ،مـَنی را کـ ه نـزدیـکـــ تـر از رَگــ ِ گـردنـم خـداسـتــ ...


•● ✿ مـگـر نـ ه ، مـِهـرَبـان پـَروردگـار ِ مَن ؟

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


اللّهُــــــــم...

إنی أستودعک قَلبـــ♥ـــی

فلا تَجعل فیه أحدٌ غیرکــــــــــــ...

خدایـــــا...

قَلبَــــ♥ــم را بِه تـــــــــو می سِپارَم

پَس دَر آن هیچ کَســـــــــی جز خـــــــــودِت را قَرار نَده...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
تو بینایی ، اما بینایی تنها برای التیام دردهای ما و


آسوده کردن دل های ما بس نیست .


چه بسیار کسی که بینا بوده ودیده ،


اما دیدنش به فریاد من نرسیده ، دزد به غافله می زند ،


کاروان سالار می بیند ، اما چه فایده ؟


پیرزنی در خیابان زمین می خورد ـ عابران می بینند و


بی اعتنا وعجول می گذرند


از دیدنشان ، از بیناییشان چه سود ؟


گاه این دیدن آنقدر سرد ودور وبی اعتنااست ،


که آرزو می کنم کاش نبودند ، کاش نمی دیدند ،


کاش با درد خودم تنها بودم ، بینایی دیگران وقتی تورا آسوده


می کند که بی اعتنا نباشند ،


وقتی بعد از ماجرایی تلخ ، کسی پیش می ایدو


می گوید من دیدم چه شد وآماده ام اگر شکایت کنی شهادت بدهم


آن تلخی کم میشود ودل کمی ارام می گیرد


شاهدی که تو باشی ، پیش از ماجرا پیش امده ای


به پیامبرت گفته ای بگوید همین یک شاهد اورا بس است .


راست گفته ای . تو اگر شاهدِ کسی باشی ، به دیگران چه نیاز



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

از گرفتاری هایت گله میکنی؟

و پیش بندگانم شکایت میبری؟

نمی دانی...

تا به حال شکایت تورا نافرمانی هایت را

پیش فرشتگان نبرده ام وهیچ نگفته ام!

جایی گوشه قلبت مرا به خاطر آور که تو را در ذات خود یاد خواهم کرد! 


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com





آرامش دنیا مال کیست؟؟
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت


و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش

داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛


تو همه شیرینیهاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت


کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون

جوری که قول داده بود تمام شیرینیهاشو به پسرک داد.

همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد.


ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر میکرد که همون

طوری که خودش بهترین تیله شو یواشکی پنهان کرده،


شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه

شیرینیها رو بهش نداده .

نتیجه اخلاقی داستان :

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که صادق نیست

آرامش مال کسی است که صادق است

لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی میکند

آرامش دنیا مال اون کسی است که با وجدان صادق زندگی میکند...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



کودک نجوا کرد :خدایا با من حرف بزن

مرغ دریایی اواز خواند و کودک نشنیدش

سپس کودک فریاد زد :خدایا با من حرف بزن

رعد در اسمان پیچید اما کودک گوش نداد

کودک نگاهی به اطرافش کرد گفت خدایا پس بگذار ببینمت

ستاره ای درخشید ولی کودک توجه ای نکرد

کودک فریاد کرد خدایا اااااااا به من معجزه ای نشان بده

ویک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید

کودک با ناامیدی گریست

خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجایی

بنابراین خدا پایین امد و کودک را لمس کرد

ولی کودک پروانه را کنار زد و رفـــــــــــت.....

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

بیائید کمی از زبان خدا بشنویم:

ای بنده من! ای عزیزترین شاهکارم

من همیشه هستم

میخواهم باور کنی که هستم

من همواره با تو هستم حتی با پایان زمان

آن را باور می کنی؟

اگر باور می کنی پس از من استفاده کن.


اگر میدانی که اگر قلم در دست بگیری و در مورد من بنویسی،

برای من بنویسی، بسیار خوب ، پس اغلب اوقات این کار را بکن ، هر روز و هر ساعت ،


اگر این کار لازم است آنرا ادامه بده.

به من نزدیک شو، به من نزدیک شو! هر کاری می توانی انجام بده،


هر کاری که لازم می شماری،

دعا و نیایش کن، ذکری به جا آور، به طرف قبله تعظیم کن،


آواز بخوان، زنگی را به صدا در بیاور،

مراقبه کن یا کتاب بنویس، شعری بنویس، من تو را محدود نکرده ام ،


هرکاری که مناسب می دانی انجام بده.

هر کدام از شما ذهنیت ویژه ای دارید هر یک از شما درک ویژه ای از من دارد


و مرا بر حسب ذوق خود خلق می کند.

چه اشکالی دارد؟ هر آنگونه دوست داری ترسیمم کن.

برای عده ای از شما من مرد هستم، برای عده ای زن ،


برای برخی هر دو و برای تعدادی نه مرد و نه زن.

برای برخی من انرژی خالص ، و از نظر عده ای احساسات خاصی


که تو آن را عشق می نامی، هستم .

و تعدادی هم کوچکترین عقیده ای به من ندارند، فقط میدانند که من هستم.

و اصل همین است.

من هستم.

من در نسیمی که موهای تو را نوازش می کند، در خورشیدی که تو را گرم می کند،


در بارانی که بر

گونه هایت می نشیند وجود دارم.

در شمیم گلهایی که که فضا را عطرآگین می کند،


در هوایی که رایحه گلها را پخش می کند حضور دارم.

من ابتدای هر فکر و آخرین فکر تو هستم.


من شکوه ناشی از زیباترین لحظات زندگیت هستم.

من هستم کافی است تو باور کنی...




ذکر های آرامش دهنده ..

برای هر ترسی لا اله الا الله

برای هر غم واندوهی ماشاالله

برای هر نعمتی الحمدالله

برای هر آسایشی شکراً لله

برای هر چیز شگفت انگیزی سبحان الله

برای هر گناهی استغفرالله

برای هر مصیبتی انا لله و انا الیه راجعون

برای هر سختی و دشواری حسبی الله

برای هر قضا وقدری توکلتُ علی الله

برای هر دشمنی اعتصمتُ بالله

برای هر کار و تلاشی لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم



خدایا گفته اند دل که بارانی باشد هفت ستون آسمانت میلرزد.....

دارم با دلم میایم پذیرایم باش...دلم بارانیست!!!!



میـانِ دنبال کردن و دنبال شدنِ


ِایـن روزهای فضای مجازی،


مـ ـن،عجـیب،خود ِحقیقی ام را گم کرده ام!


وای بر مـ ـن✘
که
هنـوز از دنبال کننده های صراط مستقیمِ


تـو نشده ام ؛"خـــدا"


انگار نه از دل،که فقط از سر عادت در نمازم گفته ام؛


"اهدنا صراط المستقیم"

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

پادشاهی پارسایی را دید، گفت: هیچت از ما یاد آید؟


گفت: آری،


وقتی که خدا را فراموش میکنم...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



هروقت مشکلی لاینحل برام پیش میاد که کسی قادر به حل اون نیست ناخودآگاه یاد خدا می افتم ...

یک نگاه به اعمال و کارها و رفتارم میندازم ...

جز شرمندگی چیزی نیست ...

خجالت زده و مضطرب و صدایی لرزان صداش میکنم ...

خدایا کمکم کن و به دادم برس ...

قول میدم رفتارم رو اصلاح کنم و گذشته رو جبران کنم ...

خدا ، خوب خداییه ... مشکل و گرفتاریم رو حل میکنه ...

ولی افسوس که من بد بنده ای هستم ...

روز از نو و روزی از نو ...

کاش این آدم گستاخ ، اینقدر نسبت به پروردگارش بی حیا نبود

جملات زیبا گیله مرد

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



خدایا….

یا نوری بیفکن ، یا توری…

ماهی کوچکــت از تاریکی این اقیانوس می ترســـــد !


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

مهربان خدایم...


تو را برای آنچه از نعماتت از آسمانت بر زمین دلم میباری ، شکر...


تو را برای تمام شاخه های امیدی که در باغچه های تنهایی دلم رویاندی، شکر...


تو برای آنکه لحظه ای تنهایم رها نکردی ، شکر....

نسیمت مرا به دیار دلتنگیها هدایت کرد و


نم نم بارانت نوید وصال را برایم به ارمغان آورد...

دستان نوازشگرت را لحظه ای از من نگیر و این دستان سرد و


خاموش دلم را آنی رها مکن...


امیدم در این بازار ناامیدیها تنها به توست و آنچه در این تنهایی ها


چراغ اتاق دلم را روشن نگه داشته است


تنها ذکر و نام تو است..





نامه ای از طرف خدا به همه انسان ها


  سوگند به روز وقتی نور می گیرد


و به شب وقتی آرام می گیرد که من ، نه تو را رها کردهام و نه ، با تو دشمنی کردهام(ضحی ۱-۲)

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم


و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس۳۰)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام ۴)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا ۸۷)

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس ۲۴)


و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی


و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج ۷۳)

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشم هایت از وحشت فرو رفتند


وتمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم


که باورم می کنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب ۱۰)

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی


و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم


تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه ۱۱۸)

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی،


تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی.(انعام ۶۳-۶۴)

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی


و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شدهای. (اسرا ۸۳)

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح ۲-۳)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف ۵۹)

پس کجا می روی؟ (تکویر۲۶)



خدایا ازم ناراحت نشو اگه خوبیاتو فراموش میکنم

خدایا ازم ناراحت نشو اگه یادم میره که چه قدر دوسم داری

خدایا ازم ناراحت نشو اگه فراموشم میشه همیشه و بیشتر از خودم مراقبمی

خدایا ازم ناراحت نشو اگه نمیتونم به اون خوبی باشم که تو میخوای

خدایا ازم ناراحت نشو اگه گاهی دنیا و زرق و برقش چشممو پر میکنه

خدایا ازم ناراحت نشو اگه صداتو نمیشنوم که میگی من هر لحظه بیشتر از قبل عاشقتم

خدایا ازم ناراحت نشو اگه آغوشتو رد میکنم و میرم سراغ زندگیه دنیاییم

خدایا ازم ناراحت نشو اگه نمیتونم اونجور که لایقشی حست کنم

اما میدونم خوشحالی

خوشحالی از اینکه تو دل دارمت از اینکه همیشه بهترین تکیه گاهم تو بودی

از اینکه هنوز اونقدر حواس دارم که وقتی از سر سفره بلند میشم بگم خدایا شکرت

از اینکه تو سختیا به تو توکل میکنم نه اینکه به بندت امید داشته باشم

خدایا خدای مهربونم هیچ وقت تنهام نزار که همیشه محتاجتم



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


نگرانی ، بدون انجام عملی آگاهانه و منطقی ، تنها یک اتلاف وقت تمام عیار است

چون چیزی را تغییر نمیدهد،

تنها کارش این است که خوشحالیتان را می رباید و شما را به شدت مشغول هیچ و پوچ می کند ...

باز کردن و نوشیدن افیون نامیدی و خمودگی، دستهای ذهنتان را زنجیر و روحتان را بیمار نکنید ...

همیشه و همیشه بیاد داشته باش که :

از تو فقط حرکت و از خدا، آنچه میخواهی و برکت ..




فردی چند گردو به رهگذری داد و گفت : بشکن و بخور و برای من دعا کن !

رهگذر گردوها را شکست ولی دعا نکرد .

آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم !

رهگذر گفت:

«مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»




خدای من

این روزها فقط شرمنده توام که ظاهر رفتارم نشانه دوستی با توست و در باطن نه

وقتی میگن دلت رو به خدا بسپار من درک نمیکنم یعنی چه جوری!

اما خودت کمکم کن تو این ماه عزیز حتی اگه دلم رو هم به تو نسپردم از هر چی غیر تو ا پاک کنم ...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
هوا چقدر خوب و دو نفره ست ...

من هستم و خدا ...

و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ...

به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره که دستم رو

 از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ...

راستی اونکه دستان مهربان خدا رو به غیر او فروخت غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟




خدایا

در ۲ راهی زندگی ام


تابلوی راهت را محکم قرار بده

نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . .




همیشه دلتنگی ام را در دریای آغوش تو ریختم ، عجیب این دریا معجزه می کند !

تمام غم را می بلعد و باز آرام آرام است

دریای لاجوردی من ، خدای من . . .





- بهترین دوست، خداست،

 او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته

گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

- خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

- خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

- این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

- وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

- یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

- کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

- آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

- کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

- خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

آمــده ام ...
.

آمــده ام کــه ســر نهــم…

**************


اگه گاهی اوقات دلتان میگیرد و دوست دارید گریه کنید اما نمی دانید شما را چه شده …

بدانید خـــــــــــدا دلش برایتان تنگ شده

می خواهد صدایش کنید …





دلـــــم گرفتـــــــــــــــه ...

مثـل هـــوای ِ ابــری ِ شهــری خامـــوش

دلــــم تنـگ اسـت ...

مثـل آسمـــــــــــــان ِ بــــــی ستــاره ی ِ شـبیِ زمستــــــانـی

حــال ِ دلـــــــــــم خـــوب نیســت

خدایا

خستــه ام ...خستـــــه ...

به مــن جـــایی بــــــــــــــــــــده آنجـا

حـــــــــوالی ِ ابـــرها

دیـوار به دیــوار ِ کلبـــه ی ِ ستــــاره ها

آنجـا که همـــه جـا نـــــــــــــور است و نگــــار

می خواهـم بخوابـــــم

می خواهـــــــــــــــم در آغــــوش ِ گــــــــرم ات آرام گیــرم


دلــــم گرفتــــه ...

دلـــــم تنگــــــــــــــــــــ اسـت

دلــــم پـــرواز می خواهـد






**************************************************

عشق فقط خدا



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


این جملات قرآن نیاز به هیچ تفسیری ندارند،،،


بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را،


،،مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم،،،،،دنیا بازیچه کودکانه ای بیش نیس،،،


،ما این قرآن را نازل کرده و ما خود از آن محافظت میکنیم،،


،،وای بر کم فروشان،،،،وای بر هر عیب جوی هرزه زبان،


،،،ای کسانی که به نفس خویش ستم کرده اید از رحمت خدا ناامید نشوید که خدا همه گناهان را میبخشد،،


،ا اگر این قرآن را برکوه نازل میکردیم از خوف خدا متلاشی میشد،،


،،واولین آیه از سوره بقره در اول کتاب قرآن...این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزکاران است،،،

راست گفت خداوند بزرگ ...




گناه میکنم


توبه میکنم-


توبه میشکنم-


گناه میکنم-


توبه ...


خدایا


از این رفت و برگشت ها خسته ام


کمک کن همیشه فقط بیایم


به سمت تو بیایم


اهدنا الصراط المستقیم



از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم!

از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !

از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم!

از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم!

ازجا نیفتادن خورشت میترسیم از این که هیچ کسی جای خودش نباشه نمیترسیم!


از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم !

از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم از هیولای نفس نمیترسیم!

از تاریکی میترسیم از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم !

از گم کردن سکه هامون میترسیم ازسکه یه پول کردن دیگران نمیترسیم!

از سرماخوردگی میترسیم از سر خورده کردن دوستامون نمیترسیم !

از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم!

از لکه دار شدن لباسای سفید میترسیم از کثیف شدن سفیدی روحمون نمیترسیم!

از خواب موندن میترسیم از عمری که همه به خواب سپری شد نمیترسیم!

از وقت کم آوردن میترسیم ازهدر رفتن وقتی که داریم نمیترسیم !

از درس پرسیدن و امتحان پس دادن میترسیم از رد شدن تو امتحان آخرت نمیترسیم!


از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم از خیانت کردن به خودمون نمیترسیم !

از اینکه دلمون بشکنه میترسیم از درب و داغون کردن دل آدما نمیترسیم!

از اینکه دلخورمون کنند میترسیم از دل خون کردن دیگران نمیترسیم !

از گم کردن راه میترسیم از هیچ وقت به هیچ جایی نرسیدن نمیترسیم!

از خستگی سفر میترسیم از دست خالی رفتن و برگشتن نمیترسیم!

از اینکه نادیده گرفته شیم میترسیم از اینکه نادیدنی هارو نمی بینیم نمیترسیم!

از اینکه یه روز تموم بشیم میترسیم از اینکه تموم نشده بی مصرف شیم نمیترسیم!

از اینکه آدما فراموشمون کنند میترسیم از اینکه خدا از یادمون بره نمیترسیم




فقط خدا می داند...


باور کن هیچ چیزی در این دنیا ارزشی بالاتر از این ندارد!

غمی را از دل زدودن و لبی را به خنده وا کردن.

فقط خدا می داند بزرگی و بخشندگی قلبی را،

که به ازای هدیه لبخندی،

از تمام دردهای خود گذشته که فقط دیگری را شادتر ببیند...

فقط خدا می داند اندازه این خوبی را، این مهربانی را،



نه آن شدم که خواستی!

نه آن شدم که خواستم!

تکلیف من این وسط چیست

خدایا؟

خدایا اشتباهم این بود ،جای تو ،خودم را

به خودم سپردم!

وای به این اعتماد به نفس...!




ذکـــــرهـــــای آرامــش دهنــــده

برای هر ترسی « لا اله الا الله »

برای هر غم و اندوهی « ما شاء الله »

برای هر نعمتی « الحمد لله »

برای هر آسایشی « الشکر لله »

برای هر چیز شگفت آوری « سبحان الله »

برای هر گناهی « استغفر الله »

برای هر مصیبتی « انا لله و انا الیه راجعون »

برای هر سختی و دشواری « حسبی الله »

برای هر قضا و قدر « توکلت علی الله »

برای هر دشمنی « اعتَصمتُ بالله »

برای هر طاعت و گناهی « لا حول و لا قوة الا بالله

العلی العظیم »



در خود می نگرنم که ببینم خطا کجاست؟
بعد از کمی تامل وقدرت سکوت پی میبرم
هرجا که خالی از خداست،خطاست...
به خدا هر جا که از یاد او غافل شدیم
به بیراهه رفتیم ...!!!



چه بسا شما چیزی را به اصرار میخواهید که به ضرر شماست،وخدا به صلاح بندگان آگاه است،،،قرآن کریم


خدایا عاشق تو بودن چه زیباست...

عشق را به من بیاموز تا چون کبوتری عاشقت باشم


و بر لب هایم زمزمه ی عشق تو باشد...


خدایا کمکم کن تا در این راه دنیایی زمین نخورم...


و هرگاه زمین خوردم مرا با دستان مهربانت بلند کن ....


خدایا قلب مرا لبریز از عشق خودت کن و از عشق های دنیایی دورم کن


تا روحم همچون پرنده ای پر به آسمان بکشد....


خداوندا در کوچه پس کوچه های قلبم به دنبال تو می گشتم


نا آگاه از اینکه تو تمام قلب مرا فرا گرفته ای...


خدایا دوستت دارم،و چه زیباست این را گفتن


و بعد درسکوت نجوای دل را شنیدن که آرام میگوید ،،،من بیشتر....


چشمهایت را ببند ، در دلت با خدا سخن بگو ،

به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو . . .

هرچه میخواهی بگو ، او میشنود

شاید بخواهی تورا ببخشد ،




یا آرزویی داری ،

شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،

بگو میشنود . . .

این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن

پرواز دلت را حس خواهی کرد . . .




عشق یعنی اشک توبه در قنوت

خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع

شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود

ذکر یا رب یا رب از عمق وجود . . .




تبسم با تبسم فرق دارد

فریب سیب و گندم فرق دارد

من از این آیه ها فهمیده ام که

خدا با حرف مردم فرق دارد



دوباره لبخند بزن :)
از همان هایی که نشان میدهد یک روی زندگی هنوز

کشف نشده است است و قضاوت در مورد سهم ما از زندگی در پایان بازی معلوم میشود...

خداوندا ، بلندای دعایت را عطایم کن
تو ای معشوقه عالم
از این پس عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی میکنم ، طغیان مپندارش !
کریما من گنهکارم ، تو بخشنده !
بگو آیا امید بخششم بیجاست ؟
خودت گفتی بخوان ، می خوانمت اینک مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تو را نوری عنایت کن
دو دست خالی ام را رحمتی دیگر عطا فرما . . .


همه فکر میکنند ... چون گرفتارند به خــــــــــــــدا نمی رسند اما ... چون به خـــــــــــدا نمی رسند گرفتارند ...



روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود


و مجنون بدون این که متوجه شود


از بین او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد


و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی


مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم


تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی




نگذارید صدای دنیا...


شما را از شنیدن صدای "خدا" باز دارد....




یگانه معبود هستی ام تو را دوست می دارم

تو را به خاطر وجودت، دوست می دارم

تو را به خاطر اینکه وجودم ز توست، دوست می دارم

تو را به خاطر سروری ات ، دوست می دارم

آقای من تو را به خاطر عظمتت دوست می دارم

تو را دوست می دارم چون فقط تو لایق دوست داشتنی و بس...

تو را با تمام وجود دوست می دارم

آنگاه که حس می کنم معبود رحیمی چون تو دارم تو را دوست می دارم

ای آشنای غریبه تو را در همه ی لحظات دوست می دارم

تو را آنگاه که صدایت می کنم و حتم دارم که می شنوی، دوست می دارم

تو را به خاطر حضورت در قلبم، تو را به خاطر آرامشت، دوست می دارم

بزرگا تو را با وجود سیاهی قلبم و زشتی اعمالم، دوست می دارم

تو را چون تویی و هیچ همتایی نداری، دوست می دارم

معبودم تو را بی بهانه دوست می دارم...



تمام دقیقـ ه های بی دغدغـ ه ام

با تـــو گـذشت . . .

أَلا بِــذِکـــرِ اللَّهِ تَطْمَئِــنُّ القُلُــــوبُ،،،

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰




ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ،
و نشانه های آشکاری در سراسر هستی بر وجود او شهادت می دهند ؛

هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد ؛
نه چشم کسی که او را ندیده می تواند انکارش کند ،
و نه قلبی که او را شناخت میتواند مشاهده اش نماید ..

در والایی و برتری از همه پیشی گرفته ؛
پس، از او برتر چیزی نیست ،
و آنچنان به مخلوقات نزدیک است که از او نزدیکتر چیزی نمی تواند باشد ...

مرتبه ی بلند او را از پدیده هایش دور نساخته ،
و نزدیکی او با پدیده ها، او را مساوی چیزی قرار نداده است ..

عقل ها را بر حقیقت ذات خود آگاه نساخته ،
اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است ..

پس اوست که همه ی نشانه های هستی بر وجود او گواهی می دهند ،
و دل های منکران را بر اقرار به وجودش واداشته است ،

خدایی که برتر از گفتار تشبیه کنندگان و پندار منکران است ...

"خطبه ی 49 نهج البلاغه"




قلمم عاشق شده است

روی دیوار می نویسد، خدا عاشق را می کُشد، عاشق خودش را، ببار شاید عاشقش شده ای

عشق مثل خدا سه حرف دارد، این بهترین معنای خداست که با او در تطبیق است.

خدا می گوید:



"من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی


و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته"


؛ آن کس که مرا طلب کند، من را می یابد و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد


و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می دارد و آن کس که مرا دوست داشت،


به من عشق می ورزد و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم


و آن کس که من به او عشق ورزیدم، او را می کشم و آن کس را که من بکشم، خونبهای


او بر من واجب است و آن کس که خونبهایش بر من واجب شد، پس خود من خونبهای او می باشم.



وقتی صدایت می زنم، یا حبیب من لا حبیب له

اوج تنهایی ام را درک می کنم

وقتی می گویم، یا طبیب من لا طبیب له

تازه دردهایم را می شناسم

وقتی صدایت می زنم، یا ذخر من لا ذخر له

فقرم را می فهمم

وقتی صدایت می زنم، یا رفیق من لا رفیق له

...

بگذریم خدا! باید به چند درصد جنون برسم تا مرخصم کنی؟؟



مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛


کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر ...

کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ،


آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند ...

کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ،


و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تمام عالم پراکند ...

کافی است به دلت یادآوری کنی همیشه دل هایی هستند


که درد امانشان را بریده و احتیاج به همدلی دارند ...

کافی است به گوشهایت یاد دهی که می توانند سنگ صبور باشند ،


حتی اگر صبوری سنگین شان کند ...

کافی است یاد بگیری انسان بودن فقط زنده بودن نیست ؛


باید زندگی کرد ،

و زندگی چیزی جز مهربانی و عشق ورزیدن به آفریده های خداوند نیست ...

الهی ...
سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی بخواهم ،


و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می کند ؛

آن سه خصلت عبارتند از :


فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده ام ،


و کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان شتافته ام ،


و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در شکرگزاریش کوتاهی نموده ام ...

و اما تنها مساله ای که مرا به سویت می خواند :


تفضل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده ،


و چشمِ امید به تو بسته است ...

همه ی لطف و احسانت از روی تفضل ،


و همه ی نعمتهایت بی سبب و بدونِ زمینه ی استحقاق است ...





" دعای 12 صحیفه ی سجادیه - بخش 1 تا 3 "

*******************************************************


انسان و عشق.

این است امانتی که بر دوش ادم سنگینی می کند.

و این است آن پیمانی

که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم

و خلافت او را در کویر زمین تعهد کردیم.

ما برای همین هبوط کردیم

و این چنین است که به سوی او باز می گردیم.

((دکتر شریعتی))



هرگاه دنیا و آنچه در آن است به تو پشت کردند، بهترین موقع برای خوب شدن است،




*****************************************


عشق فقط خدا


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


آقای دکتر این دارو هاتون تاثیر نداره خوب نمیشم من؟!


ببینم داروهات و سر وقت میخوری؟؟


اونجا بود که فهمیدم چرا نمازام اثر ندارن!!!

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


عاشق این پیام هستم
چون پر از زندگیه

خدا رو شاکرم:
برای مالیاتی که پرداخت میکنم
چون به این معناست که شغلی دارم.

برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی
چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان.

برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن
چون یعنی غذا برای خوردن دارم.

برای سایه ای که شاهد کار منه
چون یعنی خورشید تو زندگیم میتابه.

برای چمنی که باید زده بشه، برای پنجره هایی که باید تمیز بشه و ناودانهایی که باید تعمیر بشه
چون یعنی خانه ای برای زندگىکردن دارم.

برای هزینه بالا برای گرمایش
چون یعنی خانه گرمی دارم.

برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند
چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم.

برای کوفتگی و خستگی عضلاتم آخر روز
چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.

برای زنگ ساعتی که صبح مرا از خواب بیدار میکند
چون یعنی هنوز زنده هستم.

و در آخر برای این همه پیامهای زیبا
چون یعنی دوستان زیادی دارم که به فکر من هستند...

*

*
خوب زندگی کنید!
زیاد بخندید!
با تمام قلبتان دوست بدارید!

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


یکی رفت...یکی موند...یکی از غصه هاش خوند...
یکی برد...یکی باخت...یکی با قسمتش ساخت...
یکی بخشید...یکی از آرزوش ترسید...یکی بد شد...
یکی رد شد...یکی پابند مقصد شد...تو اما باش " خدا " اینجاست ......


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ .

ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ

ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ

ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ .

ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ


ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ. ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ

ﻣﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﯾﻢ ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮﯾم....


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com





میخوانمت در بلندی که خودت بلند ترینی

میخوانمت به مهربانی که خود مهربان ترینی

میدانمت به رحمتت که خودت رحیم ترینی

میدانمت به بزرگی که خودت بزرگترینی
***************************************




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
این روزا آدما سرشون شلوغه…
کسی حوصله خدا رو نداره !
کسی حال او را نمی پرسد !
انگار یادشون رفته برای چی به این دنیا اومدن؟!

اما تو این کار را نکن
تو حالش را بپرس
تو برایش چیزی بنویس
تو فراموش کار و بی وفا نباش
ساعت هایت را با او قسمت کن…




خدایا!!
وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی . فهمیدم که
معادله زندگی.
نه غصه خوردن برای نداشته هاست.
و نه شاد بودن برای داشته ها
قضاوت با تو.
راضی ام به رضایت.
خدایا شکرت

















 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

عشق فقط خدا
  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰





منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،

یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو

که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم،

تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را.

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.

رهایت من نخواهم کرد.


سهراب سپهری




ایمان داشتن در زندگی به این معنا نیست که کشتی شما با آبهای خروشان


و دردسر ساز مواجه نخواهد شد،


بلکه به این معنا است که کشتی شما هیچگاه غرق نخواهد شد



برادران یوسف وقتی میخواستندیوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی زد


!یهودا پرسید: چرا خندیدی ؟ این جا که جای خنده نیست


!یوسف گفت : روزی در این فکر بودم که چگونه کسی میتواند


به من اظهار دشمنی کند با وجود این که


برادران نیرومندی چون شما دارم

!اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که


غیر از خدا تکیه گاهی نیست !و این چاه نشینی


امروز من تاوان تکیه دادن به خلق خداست !



گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس


می کردم سر سنگینم را که پر از

دغدغه دیروز بود و هراس فردا ,بر شانه های صبورت بگذارم ،


آرام برایت بگویم و

بگریم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟

گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در


آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات

بودنت برمن تکیه کرده بودی ، من آنی خود


را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه

هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات

بودنت را به نظاره نشسته بودم

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟

گفت : عزیزتر از هر چه هست ،


اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج

میکند ،اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای


روحت ریختم تا باز هم

از جنس نورباشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها


اینگونه می شود تا همیشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟

گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو


که به جایی نمی رسی ، تو هرگز

گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که


عزیز از هر چه هست از این

راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید .

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ،


پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی

نگفتی بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ،


می خواستم برایم بگویی آخر تو

بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو


تنها اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟

گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم


که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم،

تو بازگفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ،


من می دانستم تو بعد از

علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه


همان بار اول شفایت می دادم .

گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ...

گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت...




زیباست که با خدای خود چت کنیم /در سایت نماز شب عبادت کنیم/


ای کاش که ما فلاپی دل ها را ? با عشق علی و آلش فرمت کنیم. ملتمس دعا.



خدایا دستانم را محکم تر بگیر...به دستان تو اطمینان دارم از سستی دستان خود نگرانم


عشق اول ، عشق پاک اولیاست

عشق اول ، داده ایی از رب ماست

عشق اول ، روح او به جسم ماست

عشق اول ، یک دم از عشق خداست . . .




عشق فقط خدا


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان با من سحر کن
بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را
کج کن کلاه دستی بزن مترب خبر کن
گل های شمعدانی همه شکل تو هستند
رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند
تا طاق ابروی بت من تا به تا شد
دُرره کشان پیمانهاشان را شکستند
تو میر عشقی
تو میر عشقی عاشقان بسیار داری
پیغمبری
پیغمبری با جان عاشق کار داری
یک تکه ماه افتاده بر
یاد تو و وقت سحر
این خانه لبریز تو شد
شیرین بیان حلوای تر
تو میر عشقی عاشقان بسیار داری
پیغمبری با جان عاشق کار داری
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان با من سحر کن
یک امشبی با من بمان با من سحر کن...


الهـی العـفو !

بـوی ِ نـاب ِ بهشـت می دهـد همـۀ نام های ِ قشـنگ ِتـو

می گذارمشان روی ِ زخــم های ِ د ِ لَ م ..

گفته بودی اَلجَبّـار

یعنی کسی که جُبران می کند همـۀ

شکستگی هایِ د ِ لَ ت را

گفته بودی اَلمُصَـوِّر

یعنی کسی که از نُـو می سازد همـۀ آنچه را ویـران شده است

درون ِ د ِ لَ ت گفته بودی

الشّافـی یعنی کسی که شفا می دهد

تمـام ِ زخم هایِ عمیق و نا علاج را هوای ِ دلـم سبک می شود

با زمزمـۀ نام هایِ زیبایت نَفـَس میـکِشَم در هوایِ مهـربانی هـایِ نابت ...



اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ عَلى‏ کُلِّ نِعْمَةٍ وَاَسْئَلُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ

وَ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ ذََنْبٍ

ستایش خداى را بر هر نعمتى و از او خواهم هر خیری را

پناه برم به خدا از هر شرى و آمرزش خواهم از خدا از هر گناهى 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com






خوبِ من؛

در پایانه ی شلوغ دنیا، بی تو خسته و سرگردانم

در این ناکجاآباد ، بدنبال بلیطی می گردم که من را به تو برساند ...

قیمتش را محبت تو درج کرده اند

نمیدانم این قلب سیاه را قابل میدانند یا نه !

خوبِ من

اشکهایم کوچکند و سیاهی هایم بزرگ

آه که در این گستره چه ناتوانم

خوبِ من

دستی برآر و قلبم را از غیر خودت بتکان؛

میدانم ، دستان مهربانت سیاه نمیشوند ،



خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گرساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.



ببخشا!
این قطره را که از تو دور شده

مثل همیشه ببخش و بگذار به دریای عاشقانه ات باز گردد!

این قطره با تو معنا میشود!

نگذار در تنهایی بماندو تبخیر شود!




برخی جاده ها تاریکند. یادم باشد گاهی به آسمان نگاه کنم ، جایی که ستاره ها هدایتم می کنند و فراموش نکنم مهربانترین ، هدایت گرانی را از پیش خود فرستاده تا انسان ها ، بی کس و بی نشان نمانند.
یادمان باشد ، هر گامی که ما به سوی او بر میداریم ، او پیشاپیش ده گام برداشته است ! او مشتاق دیدار ماست






آدمی در آغوش خدا غمی نداشت........

پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت............

دل از خدا برید و در زمین نشست..................

صد بار عاشق شد و دلش شکست..................

به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود................

یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود...........



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰
سوال: چه اشکالی دارد که انسان به چهره جنس مخالف، نگاه کند و لذت ببرد؟

جواب:

دیدن هر چیز به ظاهر زیبا برای ما خوشایند و سودمند نیست مثلا نگاه مستقیم به خورشید با

آن همه روشنایی و زیبایی نه تنها سودی ندارد، بلکه باعث کوری یا ضعف بینایی می شود. نگاه به

حسن جمال جنس مخالف هم ضررهایی دارد که به طور خلاصه اشاره می‏کنم:

می بینی، می خواهی، به وصالش نمی رسی، دچار افسردگی میشوی…

می بینی، شیفته می شوی، عیب ها را نمی بینی، ازدواج میکنی، طلاق می دهی.

می بینی، دلباخته می شوی، به وصالش نمی رسی، خودکشی میکنی.

می بینی، با همسرت مقایسه می کنی، ناراحت می شوی، بداخلاقی می کنی.

می بینی، لذت می بری، به این لذت عادت می کنی، چشم چران می شوی،

در نظر دیگران خوار می گردی.

می بینی، لذت می بری، حب خدا در دلت کم می شود، ایمانت ضعیف می شود.

می بینی، عاشق می شوی، از راه حلال نمی رسی، دچار گناه میشوی.

می بینی، دائم به او فکر می کنی، از یاد خدا غافل می شوی، از عبادت لذت نمی بری

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰
تونل ها راست میگویند ؛ راه است ، حتی از دلِ سنگ!
" آنجا که راه نیست ، خداوند راه را می گشاید... "




بَچـه تــــر از حــــالا ک بــــودیـــــم

میگُفـــــتَن خـــدا نَه مـیـخوره

نَه مـیپوـشه ... نَه مَنـــزِل داره

کــــَـمــی بُزُرگــــــتَر کِ شـــُدیـــــم



دیــــدیــم اِتِـفاقاَ خــــُدا

هَمـــ خــِــــیلی مـیخوره !! همـــ خوب میـپوشِـه!!

هـَمــــ مـَنـــزِل و مَسـکن هَمـــــ داره!!



مــیـخوره: غـَمـ بـَندِگـانَش رو

میـپوشـِه: گـُـناهانشــون رو

مـَنــزِل و مـَسـکَن داره،دَر دِلـ هایِ شـِکَـسته...!


بیایید کمتر خطوط قلبمان را اشغال کنیم

شاید خدا پشت خط باشد ...




خدای من
خدای خوب و مهربان
قلب کوچکم را در میان شکوفه های بهاری درختان گذاشته ام
تا از کبوتران ترانه محبت بیاموزند
خدای من ، من و قلب کوچکم دوست داریم
در آسمان صاف و آبی پرواز کنیم
و دعا کنیم که ما
همه کودکان
دست در دست هم دهیم و قلک های کوچک خودمان را
برای درمان بیماران هدیه کنیم
و از همه بزرگتر های سبز سرزمین سبزمان بخواهیم تا ما را یاری کنند
تا همه از بهار سبز شیرین لذت ببرند

خدایــــــــا کمک کن انقدر با سرعت از کنار زندگی نگذرم که زیبایی هایش را درک نکنم

اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ عَلى‏ کُلِّ نِعْمَةٍ وَاَسْئَلُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ

وَ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ ذََنْبٍ

ستایش خداى را بر هر نعمتى و از او خواهم هر خیری را

پناه برم به خدا از هر شرى و آمرزش خواهم از خدا از هر گناهى

گرمی هوا مانع از خواب راحت می شود بلند می شوم کناره پنجره می ایستم نسیم خنکی صورتم را نوازش می دهد

دلم برای خدا تنگ شده و می خواهم دل سیر گریه کنم خداوند با نسیمی که از لابه لای موهایم می گذرد دست نوازش و

 رحمت بر سرم می کشد یادم می آید که خداوند به خاطر آفرینش موجودی به نام انسان به خودش بالیده و آفرین گفته

است از روحش به کالبد بی جان دمیده است و.... شاید مثال کوچکی و مقایسه ی عینی کمی ما را به خود آورد و آن

 اینکه اگر شما لباسی از دوستتان به امانت جهت شرکت در مراسمی بگیرید و بر حسب اتفاق لباس لکه گرفته یا پاره

شده ویا هر اتفاق دیگر عکس العمل شما چه خواهد بود؟حتما" به فکر چاره افتاده و یا در صدد خرید لباسی از همان

نوع خواهیدبود ویا هر آنچه به ذهنتان برسد.

حال سئوال اینجاست که چرا ما انسان ها در صدد پس دادن صحیح وسالم روح خدا به خودش بر نمی آئیم تجسم کنید از

 دوستتان چقدر شرمنده می شوید اگر لکه ای بر روی لباسش به او پس دهید؟ هنگام مرگ روحی آکنده از زنگ و

چرک و سیاهی به خدا پس دادن شرمندگی وصف ناپذیری دارد. راستی شما اولین های خود را به یاد دارید؟اولین روز

 مدرسه، اولین موفقیت تحصیلی، اولین موقعیت شغلی و... آیا اولین باری که با خدا صادقانه و به سادگی حرف زدید را

 به یاد دارید منظورم درد دلی و شکوه از وضعیت زندگی و سختی ها و با خدا درمیان گذاشتن نیست منظورم صحبتی

از صمیمیت بی حاجت و خواسته ای از خدا مثل دو دوست صمیمی و قدیمی است.

از خدا و یا خودتان پرسیده اید که چرا خداوند این رحمت خود را شامل حال شما نموده و شما را آفریده است؟ هیچ کار

خدا بی هدف و بی دلیل نیست چه دلیلی برای خدا وجود داشته که من و شما را بیافریند؟

فقط به این فکر کنید که خداوند

شما را با نعمت احساس و کمال خواهی آفریده و راهش را نشانتان داده است.


خداوند رحمت خود را از هیچ کس دریغ نمی نماید و اگر ما را آفریده مشمول رحمتش نموده است.حال ما کجای گردونه

 ی هستی قرار داریم خود بهتر از دیگران علم بر آن داریم. اندکی تامل قبل از خواب به چرایی وجودمان بر روی این

کره ی خاکی و لحظه ای تفکر به مرگ از همه ی ما انسان هایی به یاد ماندنی خواهد ساخت پس چرا با خود اینگونه

رفتار می کنیم؟

چرانمی خواهیم به خود به قبولانیم که با تمامی تلا ش های مثبت و منفی جهت حفظ ظاهرمان روزی باید امانت خدا را

 به خودش برگردانیم ؟قدری بی نقاب با خودمان بوده و به این بیاندیشیم که خدا از دل هایمان آگاه است با خدا معامله ای

 شرافت مندانه داشته باشیم و خود را از این بازار مکاره کنار بکشیم. نسیم بی توقف مرا نوازش می دهد هنوز دلم بی

تاب گریه استخدایا بی خواسته ای از تو دوستت دارم امیدوارم روزی که امانتت را پس می دهم شرمسار نباشم. خداوندا

 مرا پاک بمیران. خدایا مرا از آن دسته از بنده هایت قرار بده که دیگر بنده ها مرگم را به یاد نداشته باشند بلکه زندگی

 ام را به یاد بیاورند.





در سمت توأم
دلم باران
دستم باران
دهانم باران
چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا میکنم
هر اذانی که می وزد پنجرها باز می شوند
یاد تو کوران میکند
هر اسم تو را که صدا میزنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود
کفش های ماه را به پا کرده ام
دوباره عاضم توأم
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست
زندگــــــــــــــی همین حالاست




خداوندا!

کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد وحلقه بندگی دیگری در گوش کرد ؟!

کدامین نرگس ، پای نیاز در چشمه تو شست وچشم شیفتگی به تو ندوخت ؟



خدایا!


کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و واله وحیران تو نگشت ؟


عزیزا!

کدا مین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرود آورد وجاذبه مهر تو دید که به برکه گریخت ؟


معشوقا !

کدامین انسان پیشانی عشق بر خاک ربوبیت تو سائید وشیرینی تو چشید ودل به دیگری سپرد ؟


دلبرا!

کدامین پروانه ، شعله های ملتهب جمال تو دید و به ظلمت پناه برد ؟


رحیما!

کدامین یوسف به عشق رویایی تو آواره نگشت ؟

کدامین یوسف در زیر سر پناه تو به زلیخا پناه داد ؟



شاهدا!

کدامین موسی در کوره طور گداخته شد حضور رقیب تو را دوام آورد ؟



کریما!


کدامین مریم کلامی با تو گفت و لب از صحبت دیگران ننهفت ؟


شور آفرینا!

کدامین محمد در حرا صدای تو شنید ونلرزید ؟

خداوندا!

گیاه به خشکی گرائیده ما را در جوار جویبار جاری خودت قرار ده واز زلال محبت خویش سیرابمان کن


خدایا!

ما که در دل از دنیا ومافیها کنده ایم ودل به غیر تو نسپرده ام ، درونمان را در کوره ود ّ ومهر خویش خالص گردان...


ای حبیب!
از مریضان عیادت کن.
تو طبیبی، مریضان را طبابت کن.
ما ضعیفیم و ناتوانیم؛ ناتوان را حمایت کن.
عشق علی در دل ماست، بیش از این ما را اهل ولایت کن.
غرق گناهیم؛ ما را پاک کن و خاک کن و بی خجالت وارد قیامت کن.




زندگی یه امتحانه که کتابشم قران و معلمش خدا ای کاش درسامونو بخونیم

خدایا ....

خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم !

شب بیا باهم بریم سراغشون ....

من نشونت میدم ؛

تو ببخششون ... !!!



وقتی داری ظرف میشویی ...

دعا کن ...

شُکر کن ...

به خاطر اینکه ظرفهایی رو داری که بشویی ...

یعنی غذایی درکار بوده ،

یعنی کسی رو سیر کردی ،

یعنی با محبت با عشق از یکی دونفر مراقبت کردی ،

یعنی براشون آشپزی کردی , میز چیدی ،

تصور کن ؛ .....

چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارن ! ! !

یا کسی رو ندارن که براش میز بچینن ! !










عشق یعنی با خدا تنها شدن
آنجا که دلت گرفت ….

و هیچــــکس حرف تو را نفهمیــــد …

و از همه جا و همه کس ناامید شـــدی ….

بدان این یک دعوت است،
از کسی که از رگ گردن به تو نزدیکتر است …

واز همه مــهربان تر و با مـــعرفت تر است…

خـــــــــــــــــــــدا.. .


عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


http://s1.picofile.com/file/8101069992/57844390836952438187.gif


بوی دود می آید…!

به گمانم جماعتی پای دنیای مجــازی می سوزانند عمـــــر خویش را…!!!

**********************************************************


ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔتند : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ چهﮐﺴﺎﻧﯽﻫﺴﺘﻨﺪ ؟

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ، ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ

***********************************


انسان ها تنها موجودات روی زمین هستند

که ادعا میکنند خدایی هست

ولی تنها جاندارانی هستن که

رفتارشون طوریه که انگار خدایی وجود نداره

***************************************

خدایا!…

بـه ایـن نـق زدن هـایم حـواسـت هـست؟…

وقتـی تــــو کمـی از مـن دور می شـوی

 آهـم بلنــد می شـود و بهـانه گیــر می شـوم!..

دسـت خـودم نیسـت!

مـن بهـانه هـایم فقـط گــیر تـــوسـت …

حـالا چـه اخـم کنـی چـه لبخـند بـزنی،

 مـن هـر بهـانه ای را وقـف تـــو می کنــم.. .

اصـلا تـــو خـودت بهــانه ای …

 بهـانه ی زنـدگی مـن...


******************************

 

با تمام ِ وجود باور کنیم !

که خـــــــداوند آنجا که راه نیسـت

راه مـی گشاید و هرگز دیر نمـی کند

فقط کافیست باور کنیم که او

مــی بیند

 مـی دانـد

 مـی توانــد...




*******************************************************************


دست نیازمندی را گرفتم

برای لحظه ایی کوتاه و صدایی شنیدم که مرا لرزاند !!!

صدای خنده ی " خدا " را شنیدم ، واضح تر از صدای نفس هایم …


 ****************************************************

 

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!

 

خدا می داند، ولی ...

 

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد

 

و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

 

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش

از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

 

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

 

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

 

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد،

روی تخته سیاه قیامت

 

اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

 

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح

 

آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

 

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

 

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

 

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است

عشق فقط خدا

***********************************************

 

کم کم آماده میشدم . باید میرفتم و  زندگی روی زمین رو در قالب یک انسان تجربه میکردم

٬اما اضطراب شدیدی داشتم.

رو ب آسمان کردم و گفتم :

میترسم ٬خیلی میترسم ٬میترسم

رفتنم باعث بشه راه رو گم کنم و دیگه نتونم پیش خدا برگردم.

کسی اومد و لوح سفیدی رو به من نشون داد و

گفت:اینو ببین ٬آدما بهش میگن دل.

ی تیکه از وجود خداست ک درون هر انسانی قرار داره.

هر وقت دلتنگ خدا شدی یا خواستی راه درست رو پیدا

کنی ٬ ی نگاهی بهش بنداز٬این در واقع نقشه راه تو برای برگشتن  پیش خداست...

اما اینکه روش چیزی نوشته نشده!!

پا توی دنیای خاکی گذاشتم٬روزها میگذشت و من بزرگ و بزرگتر می شدم٬

گاه گاهی هم سری  ب دلم میزدم و

آرامش روزهای خوب با خدا بودن رو دوباره احساس میکردم

با بزرگتر شدنم کم کم تجربه هایی ب دست می آوردم و

احساس میکردم دیگه نیازی ب اون لوح ندارم.

احساس میکردم از همه مردم دنیا برترم و هرگز از راه راست منحرف نمیشم!

روزها میگذشت٬اما حالم روز ب روز بدتر میشد.

ی چیزی توی درونم داشت تغییر میکرد٬و من اصلا احساس خوبی

نداشتم. شده بودم ی آدم عصبی و پرخاشگر ک زندگی براش بی معنا شده بود!

همه ش احساس میکردم ی چیزی توی زندگیم کم دارم٬

چند بار ز خدا خواستم ک بهم کمک کنه٬اما انگار اونم صدای منو نمیشنید.

ی روز سر ظهر زدم ب کوه...

ی گوشه خلوت پیدا کردم و از شدت غصه شروع کردم ب گریه..

که یه دفه یه صدای آشنا شنیدم٬اشتباه نمیکردم ٬خودش بود

ک از من پرسید:گم شدی؟

گفتم :آره...راهمو گم کردم.

دوباره گفت:اما تو ی نقشه  راه داشتی

داد زدم:اما اون ب درد نمیخوره٬خدا هم ک ولم کرده حالا هم تو اومدی تا سرزنشم کنی!

دوباره گفت: ی نگاه دقیق ب اون نقشه ت بنداز

وحشتناک بود!!!

لوح پر از خطوط سیاه بود میتونستم بخونمش:

غرور ٬خودخواهی٬حسادت٬هوس٬حرص...

سرمو از خجالت پایین انداختم.چیزی برای گفتن نداشتم

دوباره اون صدا گفت:تو ب خدا اعتماد نکردی و وجود خودتو با نواقص پوشاندی.

همین دوری از خدا باعث شد که

آرامش از زندگیت بره و اون چیزی ک حس میکردی همیشه تو زندگیت کمه ٬حضور خداوند بود...

همونطور ک سرم پایین بود ٬گفتم:من اشتباه کردم کمکم کن باید جبران کنم

با مهربانی در جوابم گفت:خدا همیشه کنار توست و آماده کمک کردن ب تو

تمام وجودم پر شده بود از شوق بزگشتن و ظهور اولین نقطه سفید توی دلم

اولین جرقه ی وجود خدا اصلاح زندگیم بود.

باید همه چیزو جبران میکردم

باید تمام خطوطی رو ک در این ساالهای دراز توی قلبم حک کرده بودم پاک میکردم

ب شدت سخت بود و دردناک

اما باید اینکارو میکردم .

باید دلمو با خدمت ب دیگران اونقدر صیقل میدادم تا دوباره ی تکه از وجود خدا درون من ظهور کنه... 

***************************************

 سائلی بی دست و پایم راه را گم کرده ام

عبد کوی شاه عشقم شاه را گم کرده ام

بس که دوری جستم از این بارگاه باصفا

صاحب درگاه را گم کرده ام...


****************************

 

در روزگاری که :

زن را بـ‌ه “تن” می شناسند

غیرت را “بددلی” می نامند

و باحجاب را ” اُمل” می دانند ،

تو همچنـان “فرشته” بمان

بانوی سرزمین من




 

می گفتː

حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،

خوش باشم،

خوشکل کنم

مث دخترا برم بیرون

 

یه شلوار کردی و پیرهن ساده بپوشم

خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،

به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.

نماز می خونم و …

حالا کووو تا اون موقع!

خیییلی وقت دارم …

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،

بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.

« حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد. »

صبح زود همین که از خانه بیرون زد گفت:

مسابقه می دیم! از الان تا شب

چشمش به دختری که از سر کوچه می آمد  افتاد :

نگاهش را کج کردو به شیطان گفت:

فعلا یک – هیچ به نفع من !!

****************************************


نگاه به نامحرم یکی از علتهای مهم عقب افتادن یک مسلمان از معنویت است.

 نگاه به نامحرم است که انسان را از خدا دور می کند.

 نگاه به نامحرم است که قلب هایمان دیگر به عشق مهدی فاطمه نمی تپد.

زنی که چشمش به دنبال نامحرمی باشد

رسول خدا(ص) فرمود:

«خشم خداوند سبحان نسبت به آن زن شوهرداری که دیده اش را

به غیر همسرش یا نامحرمی بدوزد،

شدید می شد چرا که اگر چنین کند خداوند همه اعمالش را بی نتیجه خواهد گذاشت.

اگر بیگانه ای را به بستر شوهرش راه دهد،

بر خداوند حق است که او را بعد از این که در قبرش دچار عذاب کرد با آتش بسوزاند.»

نگاه به زنان نامحرم

حضرت عیسی(ع) فرموده است:

«ایاکم و النظر الی المخدرات فانها بذر الشهوات و نبات الفسق؛

از نگاه کردن به زنان نامحرم بپرهیزید، زیرا این عمل سبب افشاندن بذر شهوت و رویش فسق می گردد.»

بسیار رخ می دهد که شیطان برای نگاه کردن به زنان نامحرم،

افراد را از راه های مختلف به گناه می کشاند.

از جمله این که شیطان به او می گوید: این زن مثل خواهر تو است.

نگاه تو به او مثل نگاه به خواهرت می باشد.

یک دفعه نگاه اشکال ندارد، شما نظر بدی نداری

بعلاوه این خانم باید خودش را بپوشاند، شما که نمی توانی چشمت را ببندی

نگاه دام شیطان

حضرت علی(ع) فرموده است:

«العیون مصائد الشیطان؛ دیدگان انسان از دام های شیطان است.»

اگر به چشم انسان«دام شیطان» گفته می شود،

برای این است که شیطان به وسیله چشم، انسان را گرفتار می کند

و او را به فساد و انحراف می کشاند و بر او مسلط می شود.

چشمی که نشانه قدرت خداوند است و از بزرگ ترین نعمت های الهی است

به وسیله آن انسان به رشد و کمال نائل می شود، اگر کنترل نگردد،

در مسیر فساد و جنایت قرار می گیرد.

چه بسا با یک نگاه آلوده انسان در دام شیطان می افتد و

موجبات سیه رویی خود را فراهم می سازد

نگاه سرچشمه گناه

یکی از مسائلی که ذکر آن در این جا ضروری است مسأله«نگاه» است

و این که بسیاری از فجایع و حتی قتل ها از یک نگاه شروع شد

و مرحله به مرحله پیش رفت تا جایی که

سبب نابودی شخصیت انسان و حتی نابودی شخص او گردید،

پس چه زن و چه مرد باید از نگاه به نامحرم بپرهیزند

چرا که نگاه ممتد و خیره سبب می شود که در دل آن ها اثر کند

و سبب نابسامانی هایی در زندگی آن ها شود.

عشق هایی کذایی همه از یک نگاه سرچشمه می گیرد

و لذا زندگی بر اساس این عشق های کذایی سست و بی اساس است

و به خاطر همین است که می گویند:

«نگاه تیری است سهمگین از ناحیه شیطان»

که سبب از بین رفتن عواطف انسانی شده و شیطان جایگزین آن می گردد


******************************************************************************************************

پدر و مادر



( قند ) خون مادر بالاست ، دلش اما همیشه ( شور ) می زند برای ما . . .

اشکهای مادر ، مروارید شده است در صدف چشمانش

دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید !

حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد !

دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش . . .
.
.
.
.
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره

میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !

وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش

دلت میخواد بمیری . . .
.
.
.
.
تو ۱۰ سالگی : ” مامان ، بابا عاشقتونم ”

تو ۱۵ سالگی : ” ولم کنین ”

تو ۲۰ سالگی : ” مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم ”

تو ۲۵ سالگی : ” باید از این خونه بزنم بیرون ”

تو ۳۰ سالگی : ” حق با شما بود ”

تو ۳۵ سالگی : “ میخوام برم خونه پدر و مادرم ”

تو ۴۰ سالگی : ” نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ”

تو هفتاد سالگی : ” من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن . . .

بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم . . .

از اعماق وجودم اعتقاد دارم که  هر روز، روز توست  . . .
.
.
.
.
سلامتیه اون پسری که . . .

۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .

۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . .

۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . .

باباش گفت چرا گریه میکنی ؟

گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . .


اگر 4 تکه نان خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشید

 ، کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید مطمئنا مادر  است . . .




 



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

من خــــــدا هستم.

امروز مــــــــن همه مشکلاتت را اداره می کنم .

لطفا به خاطـــــــر داشته باش که من به کمک تــــــو نیــــــاز ندارم.

اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اداره کردن آن نیستی برای رفع کردن آن تلاش نکن .

آن را در صندوق ( چیزی برای خـــــــــــــدا تا انجام دهد ) بگذار .

همه چیـز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر مـــــــــن ، نه تـــــــــو .

وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نکـــن .

در عوض روی تمام چیزهای عـــــــــالی و شگفت انگیزی که الان در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .

ناامیـــــــــد نشو…

شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی : به مردی فکر کن که سال هـــــــــاست بیکار است و شغلی ندارد،

ممکنه غصــه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری : به زنی فکـر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی دوازده ساعت ،

هفت روز هفته را کار می کند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند…

 

وقتی که روابط تو رو به تیـرگی و بـــــــدی می گذارد و دچار یاس می شوی :

به انسانی فکر کن که هرگــــــــز طعم دوسـت داشتن و مورد محبــت واقع شدن را نچشیده

وقتی ماشینت خراب می شود و تو مجبوری برای یافتن کمک کیلومترها پیاده بروی :

به معلولی فکر کن که دوست دارد یک بار فرصت راه رفتن داشته باشد.

ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی می کنی و بپرسی هدف من چیه ؟

شکـــــــــر گزار باش .

در اینجا کسانی هستند که عمرشان آن قــــــــدر کوتاه بوده که فرصت کـافی برای زندگی کردن نداشتند،

وقتی متوجه موهات که تازه خاکستری شده در آینه می شی :

به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد کــاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند …

*******

بنـده ی مــن!

بخـوان مـــــــــا را

بگردان قبــله ات را سوی ما

اینک وضـــــــویی کن

خجالت می کشی از مــــــــن؟

بگــــــــو ، جز من کس دیگر نمی فهمد

به نجوایی صدایــــــــــم کن

بدان آغــــــــوش من بـاز است

برای درک آغـــــــــوشم

شــــــروع کن ، یک قـــــــدم با تـو

تمـــــــــام گامهای مانده اش با مــن.


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 خراب کرده ام آقا خودتــــــــ درستش کن

امید آخــــر دنیا خودتـــــــــ درستش کن

نمانده پشتـــ  سر مـن پلی که برگردم

خراب کرده ام آقا خودتـــــــ درستش کن

ببین چگونه به هم  خورده کــار من ماندم

به حق حضرتــــــ زهــــــرا خودتــــــ درستش کن

گرفت دست مــرا هرکسی ، زمینم زد

شکست بال و پــرم را خودتــــــــــ درستش کن

.

.

.

Chanting the Twelfth Imam (1)

.

.

.

سفال توبـه خـــــود را شکسته ام از بــــــس

تر کـــــ ترکـــــــ شده اما خودتـــــــ درستش کن

اگرچه پیش تـــــو در خلوتــــــ آبرویم رفت

برای محشـر کبری خودتـــــــــ درستش کن

ثمـر نداده درخت الهی العفـوم

به پیش  صاحب نجوا خودت درستش کن

شکسته بال و پــــر مـن ولی دلــم تنگــــــــ است

سفــــر به کرببلا را خودتـــــــــ درستش کن

http://aksup.ir/images/ei4ipuolyl5lbnsgb8dv.jpg

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

خودش خدا نیست

اما در چشمانش خدا را می بینم

پـــــــــــدرم را می گویم..

 

پدر

 

پـــــــــــــــــــدر همون کسی هست

که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته

ولی بهت میگه به من تکیه کن

و تو انگار

کوه رو پشتت داری

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

پـــیامـبـر اکـــرم (ص) فـــرمــودنــد . . .


نـگـه داشــتـن و حـفـظ دیــن و ایـمــان در آخــرالــزمــان هـمـانـنـد

نگـه داشـتـن ذغــــــال گــداخـتـه در کــف دســت اســت . . .


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

بانـــوی ســـرزمــیـن مـــن !

بـ‌ه خاطــر بســپار

صـــدایــت "دلـنــشیــن" اســت

قـشـنگ نیـســت بــر هــر دلـﮯ نـشـسـتن

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا :

 

پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید

که بیمار دلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید.

بــرادر دینـﮯ مــن!


فــرامـــوش نـکن

بعـضـﮯ کـارهــا "واجــب" نـیـسـت

مــثل ســلام کـــردن !


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


دیگه زندگی مان پر از غلط است ولی نگران نباش!!

گاهی نه گریه آرامت می کند و نه خنده

نه فریاد آرامت می کند نه سکوت

 آنجاست که با چشمانی خیس رو به

آسمان میکنی و میگویی :

من فقط تورو دارم!



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

خدایــــــا

از بـد کردن آدمهایت شکایـت داشتـم به درگــاهت…

امـا شکایتـم را پس میگیـرم…

من نفهمیدم…فراموش کرده بودم که بـدی را خلـق کـردی
تا هـــــر زمان که دلـــــم گرفت از آدمهایت…نگاهـــــم به تـــــو باشد…

گاهی فرامــــوش میکنم که وقتی کسـی کنــــــارم نیست…
معنایش این نیست که تنهایــــــــم…
معنایش اینست که هــــمه را کنار زدی تـا خودم باشم و خــــــودت…
با تـــــــو تنهایی معنا ندارد…

مانده ام تــــــــو را نداشتم چه میکردم…

شکلک-متن.shabhayetanhayi (29) دوستت دارم  خدای من شکلک-متن.shabhayetanhayi (29)


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

بعضـــــی از دختـــــرکان…!! هر چقدر میتوانند بـد حجابی بکنند.!!

لباس تنــــگ و بـــــد نما بپوشــــند و بقول خودشان..

اگـــه تیــپ نزنیم اْفـــته کـــلاس داره برامـــــون..!!

اون آقا پسـر هایی که میـگن..!!

یه جــوون باید در دانـشگاه دوست دختر !! داشته باشه..!!

و بقـــول خودشان ما جــوانایم فعلا بی خیال محــــرم و نامحــرم..!!

 

اون عـروس خانومی که کـراهت دارد یک تکـه پارچه روی صورتش بندازه

که نکنه آرایــش یک میـلیون تومنیش خـراب بشه..!!

و اینچــــنین خودش رو به همه نـــشون میده..!!

اون خانوم هایی که به بـهانه تفــریح بی خیال محرم و نامحرم میشوند..!!

و اینگونه تـفریح میکنند..!!

 

اون خانـوم هایی که با آرایـش و لبـــاس تنگ عکس هایشان را..

در شبکه های اجتماعی به نمایــــــش میگذارند..!!

و میگویند بــــذار خوش باشیم که دنــــیا دو روزه..!!

 

هـــمه اینــها بداننـد کـه..!!

این خوبـی ها یک روزی تـــموم میشن..!!

ایـنها باید بدانـند که..!!

یک روزی اینجوری روی سنگ غسالخانه آنها را غــسل میــت میدهند..!

 

پـــس از یاد نبـریم که یک روزی ما را درقـــبر خواهند گذاشت و دیـــگر..

هیچ راه بازگــشتی برای تــــوبه وجـــود ندارد..!؟

 

ایــــن ها از مـــن و شمــــا پْــــر میشونـــد…؟!

یــادت نـره…

اگه یـــ ـــادت رفت بدان همیشه یکی خیلی بـــیادتــ ـــه خیلی..!!

جـنــــاب عـــزرائــیل را میگـوئیم…


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

کمبــــــــود محبتت را به اشتـراک بذار با نـــــامحرمان…

که آنان این برهـــــنگی افکارت را هــــــــزاران بار لایک خواهند کرد…

تاســـــــــف بار است…

حال و روز کسی که تشنـــــــه نگــــــاه دیگران  باشد!!!

 

میگن با تمام فــــــــقر هرگـز محبت را گـدایی نکن!

و با تمام ثروت هرگز عشـــــــق را خریداری نکن!

مسلما  آنچه که  به دست می اید…

عشـــــق و محبـت نخواهد بود…

خواهرم!!!

بعضی چشم ها منتظر یک جرقه اند ؛ تا جامعه را به آتش بکشند؛

مراقب باش رفتارت جرقه آفرین نباشد

hejab (2)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

وقتــی می‌پرسند : نمی‌پـزید در این گرمــا؟!

یک لبــخند بزن و بگو :

 سرگرمِ عشقــبازی که باشی و در اشتیاق خاکستر شدن ،

 این گرما که شوخی کوچکی بیش نیست!

و بعد دقیق شو در چهره‌شان ، تا خوب ببینی که چطور می‌شود

 با یک چادر، تمام معادلات عقلانی‌شان را در لحظه‌ای بر هم زد !

hejab (1)

بـر چادر مشکی ات ، نستعلیق می نویسم عشق را …

وقتی که

این اِحرام سیاه را می پوشی و حج شکوهمند حیــــــا را به جا می آوری ،

آنگـــاه

طواف می کنند تو را صفوف فرشته هــــا

و متبرک می کنند بال هایشان را

به تـــار و پــود حریــم آسمانی ات

تـــو ! گمنــام ترین حاجیـــه ی  امروز زمـــان هستی بانـــو  !

hejab

چـادرِ تو

نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریالهای کشورم است …

نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان هـا

چـادر تو تـاج بنـدگـی تو است

سنـد زهـرایی بـودنـت را امضــا میکنـد …!

طعنـه هـا دلسردت نکنـد بـانــو …

بـا افتخـار در کوچـه هـای شهـر قـدم بـزن …!

.

گـاهـی کـه چـادرت خـاکـی میشـود …

از طعنــه هــای مــردم شـهــر

یاد چفیـه هـایی بیفتـــ …

که برای چادری ماندنت …

خــونـی شدند …

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

گآهی چقدر روح محتآج ِ فرصت هآیی ست که در آن هیچ کس نباشد

به جز

 

خـــــدا …

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

عشق فقط خدا




  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

زندگی یعنی: صبر تا صعود ، ذوب و زر گشتن در سجود
زندگی یعنی : پل ، پله ، پر ... پیله و پروانگی
زندگی یعنی : نه گفتن به نفس و رشد روح  ، یعنی تاب تقوا تا به دوست
زندگی یعنی: پای شعله ی احساس سوختن ، شال گردنی از شعر بافتن
زندگی یعنی: آبشار اشکی بی صدا ، چکه چکه جان از چشم ما
زندگی یعنی : دویدن تا دُر شدن ... یعنی نور نوشیدن ، شکستن ، شکفتن ، نو شدن
زندگی یعنی: هر روز کمی خوبتر شدن
زندگی یعنی: تولد درهر طلوع ... کوک کودک تا کمال ...یعنی تمام یک ناتمام
زندگی یعنی : رفع هر چه خط فاصله است
زندگی یعنی : به درد خوردن به داد هم رسیدن ، یعنی مهر بودن ... سوختن
یا چون چراغی چاره ساز ، بیچاره ای را درمان ساز
زندگی یعنی: دلت آفتابی باد ، اما باران باش ، برمردم ببار
زندگی یعنی : امیدی بر دلی ، پاک اشک از گونه ای
زندگی یعنی : دیر است ... دوریم ... زود باش... بدو
زندگی یعنی :حس گرمای دستان خدا ، در سرمای سکوتی بی انتها ...
زندگی یعنی : دیدن اشک و لبخند خدا ، بر خاک بازی ها و خل بازی های ما ...
زندگی یعنی : کاش کلامش .....کاش کوه طور
زندگی یعنی ... خسته ام ، خدایم آرزوست...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
ازمن به من نزدیکتر تو
ازتو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دلو یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل
...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

شهسواری به دوستش گفت : بیا به کوهی که خدا آن جا زندگی می‌کند برویم .
می‌خواهم ثابت کنم که او فقط بلد است به ما دستور بدهد ،
و هیچ کاری برای خلاص کردن ما از زیر بارمشقات نمی‌کند.
دیگری گفت : موافقم . اما من برای ثابت کردن ایمانم می آیم .
وقتی به قله رسیدند ، شب شده بود .
درتاریکی صدایی شنیدند : سنگ های اطرافتان را بار اسبانتان کنید و آن ها را پایین ببرید .
شهسوار اولی‌گفت : می‌بینی ؟
بعد از چنین صعودی ، از ما می‌خواهد که بار سنگین تری را حمل کنیم .
محال است که اطاعت کنم .
دیگری به دستور عمل کرد .
وقتی به دامنه کوه رسیدند ، هنگام طلوع بود
و انوار خورشید ، سنگ هایی را که شهسوار مومن با خود آورده بود ، روشن کرد.
آن ها خالص ترین الماس ها بودند.

مرشد می‌گوید :

تصمیمات خدا مرموزند ، اما همواره به نفع ما هستند ...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ...


شکوه دنیوی همچون دایره ای است بر سطح آب که لحظه به لحظه به بزرگی
آن افزوده می شود و سپس در نهایت بزرگی هیچ می شود.

"ویلیام شکسپیر"


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

ای دوست عزیزم!
ای مهر ثابت و عشق پایدارم!
و ای خدای مهربانم!
دنیا همچون شکم ماهی که یونس (ع) در آن گرفتار بود برایم سرد و تنگ و تاریک است.
نمی دانم این ذات دنیاست که گاهی نفس کشیدن هم در آن سخت و غیر ممکن می شود؟
یا این منم که با اعمال خود دنیا را برای خود تنگ و تاریک نموده ام؟
هر چه هست تنها تو می دانی و تنها تو می توانی مرا نجات دهی.
تنها توئی که مرا دوست داری و تنها توئی که همچون یونس نبی (ع)  که دعایش را مستجاب نمودی
و او را از شکم ماهی رهانیدی می توانی مرا نجات دهی و برهانی.
عشق من! خدای مهربانم!
از تو می خواهم بار دیگر مرا از شرخودم، نفسم و از شر وسواس خناس رهائی بخشی.
و با رهائی از تنگناها و تاریکی های شکم ماهی تلألو آفتاب را به من مرحمت فرمائی.



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ «1»
مَلِکِ النَّاسِ «2»
إِلَهِ النَّاسِ «3»
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ «4»
الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ«5»
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ«6 »

 به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى.

بگو : پناه می  برم به پروردگار مردم « 1»
" به " پادشاه مردم « 2»
" به " معبود مردم « 3»
از زیان وسوسه گر کمین گرفته و پنهان ، « 4»
آنکه همواره در سینه هاى مردم وسوسه می  کند « 5»
از جنّیان و آدمیان . « 6»

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


افتتاح کلام بنام آن خداییکه نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح.
ای جوانمرد در مردی مرد باش،
کار خام مکن و هر کاری کنی در هوا و هوس مقام مکن و هوا و حرص را بر خود رام مکن.
گر از پی شهوت و هوا خواهی شد، از من خبرت که بی‌نوا خواهی شد.
بنگر که که‌ای، از کجا آمده‌ای. آخر که چه می‌کنی، کجا خواهی شد.
خدایا آنرا که تو خواهی آب در جوی روان است و آنرا که نخواهی چه درمان است؟
ای عزیز یار باش بار مباش.
گل باش و خار مباش بآن ارزی که میورزی.
دوست را از در بیرون کنند اما از دل بیرون نکنند.
خدایا تو بساز که دیگران ندانند تو بنواز که دیگران نتوانند.
الهی تو بساز کار من و منگر بکردار من.
الهی علمی ده که در آن آتش هوا نبود و عملی ده که در آن رنگ ریا نباشد...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

بدان خدائی که گنجهای آسمان دردست اوست
به تو اجازه ی درخواست داده و اجابت آن رابرعهده گرفته
تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطاکند
درخواست رحمت کنی تا ببخشاید
و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا فاصله ایجاد کند
و تو را مجبور نکرده به واسطه ای پناه ببری
و اگرگناه کردی در توبه را نبسته
در کیفر تو شتاب نداشته و در بازگشت بر تو عیب نگرفته
در آنجائی که رسوائی سزاوار توست رسوایت نکرده
و برای بازگشت به سوی خودشرایط سنگینی مطرح نکرده
هرگاه او را بخوانی صدایت را می شنود
و وقتی با او درد و دل می کنی راز تو را می داند
پس حاجتت را به او بگو و آنچه را در دل داری برای او بازگو 
غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن
تا غمهای تو را برطرف کند و در مشکلات تو را یاری کند .
و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن
که جز او کسی نمی تواندعطا کند
خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو قرار داده
که به تو اجازه ی دعا کردن داد .
پس هرگاه اراده کردی میتوانی با دعا درهای نعمت خدا را باز کنی
تا باران رحمت الهی بر تو ببارد
هرگز از تاخیر در استجابت دعا ناامیدمباش 
گاه در استجابت دعا تاخیر میشود تا پاداش درخواست کننده بیشتر
و جزای آرزومند کاملتر شود
گاهی درخواست میکنی اما پاسخ داده نمی شود
زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقتی مشخص
به تو بخشیده خواهد شد


هیچ انسانی آنقدر ثروتمند نیست که بتواند گذشته خود را بازخرید کند...

"اسکار وایلد"

 


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

مردی عزم کرد به ملاقات راهبی برود که در نزدیکی صومعه بزرگی زندگی می کرد .
بعد از مدتی سرگردانی در صحرا ، بالاخره مرد تارک دنیا را یافت و پرسید :
می‌خواهم بدانم اولین گامی که در طریقت معنوی باید برداشته شود چیست .
زاهد او را به کنارچشمه کوچکی برد و از او خواست که به تصویرِ خود در آب بنگرد .
تا مردخواست عکسش را ببیند ، زاهد سنگ هایی درآب انداخت .
مردگفت : اگر به این کارت ادامه دهی ، نمی توانم تصویرخودم را در آب ببینم .
زاهدگفت : همان طورکه نمی توانی درآب مغشوش عکست را ببینی ،
هرگز نخواهی توانست به جستجوی خدا بروی
درحالی که دلت از این جستجو مغشوش است .
این اولین قدم است

 
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

پیامبری و درختی و جوانی کنار هم بودند.
پیامبر ، نامش یوشع بود.
درخت، نامش سرو و جوان ، نامی نداشت. او شهیدی گمنام بود.
پیرزنی دوان دوان به سمتشان آمد.
سراسیمه خودش را روی مزار پیامبر انداخت (بی آنکه او را بشناسد) و به زاری گفت:
پسرم را از تو می خواهم شفایش را.
و به شتاب آبی روی سنگ شهید پاشید(بی آنکه نامش را بداند) و به گریه گفت: پسرم را.
و به چشم بر هم زدنی دستمالی بر دست درخت بست(بی آنکه بداند چرا) و به التماس گفت: شفایش را.
پیرزن با همان شتابی که آمده بود رفت.
او می دانست که فرصت چقدر اندک است.
پیرزن در جستجوی استجابت دعا می دوید.
پیرزن دور شد و پیامبر و درخت و شهید او را می نگریستند.
درخت به پیامبر گفت:
چقدر بی قرار بود ! دعایی کن ای پیامبر پسرش را و شفایش را.
وپیامبر به شهید گفت:
چقدر عاشق بود ! دعایی کن ای شهید پسرش را و شفایش را.
و هر سه به خدا گفتند:
چقدر مادر بود! اجابتی کن ای خدا دعایمان را و پسرش را و شفایش را.
فردای آن روز پیرزنی را بر روی دست می بردند، مردم.
با گام هایی شمرده ، بی هیچ شتابی.
و آن سوتر پسری آرام دستمالی را از دست درختی باز می کرد ،
سنگ قبر شهیدی را با گلاب می شست و خاک روی مزار پیامبری را پاک می کرد.
پسر اما نمی دانست چه کسی دستمال را بر دست درخت بسته است
و نمی دانست چرا سنگ شهید خیس است
و نمی دانست این جای پنج انگشت کیست که بر مزار پیامبر مانده است.
پسر رفت و هرگز ندانست که درخت و پیامبر شهید برایش چه کرده اند.
پسر رفت و هرگز ندانست که مادرش برای شفایش تا کجاها دویده بود.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

شیطانی به شیطان دیگر گفت:
به آن مرد مقدس متواضع نگاه کن که در جاده راه می رود,
در این فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم.
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد او تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان,به همان روش مشتاق و متعصب همیشگی اش ,
خود را به شکل ملک مقرب، جبریل در آورد و در برابر مرد ظاهر شد و به او گفت:
آمده ام به تو کمک کنم .
مرد مقدس گفت:
باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی زیرا من در زندگی ام
کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم
و مرد مقدس به راه خود ادامه داد,
بدون اینکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

روزی روزگاری شیطان به فکر سفر افتاد.
با خود عهد کرد تازمانی که انسانی نیابد که
بتواند او را به حیرت وا دارد، از این سفر بر نگردد.
نیم دو جین روح را در خورجین ریخت.
نان جویی بر داشت و به راه افتاد.
رفت و رفت و رفت.
هزاران فرسنگ راه رفت تا اینکه تردید در دلش جوانه بست
که شاید تصمیم غلطی گرفته باشد.
در هیچ کدام از جاده های دنیا به هیچ تنابنده ای
که توجه او را جلب کند ویا حتی کنجکاوی او را بر انگیزد، بر نخورد.
دیگر داشت خسته می شد.
تصمیم گرفت به مکان مقدسی سر بزند؛ ولی حتی آنجا هم،
که همیشه مبارزه ای ریشه دار از زمانهای دور، علیه او جریان داشت،
هیچ چیز نتوانست حیرت زده اش کند.
دلسرد و نا امید و افسرده در سایه درختی ایستاده بود
که رهگذری گرما زده با کیفی بر دوش کنار او ایستاد.
کمی که استراحت کرد خواست به رفتنش ادامه دهد.
مرد قبل از اینکه به راه خود ادامه دهد،
به او گفت:"تو شیطان هستی!"
ابلیس حیرت زده پرسید:"از کجا فهمیدی؟!"
" از روی تجربه ام گفتم.
ببین من فروشنده دوره گردم.
خیلی سفر می کنم و مردم را خوب می شناسم .
در نتیجه در همین ده دقیقه ای که اینجا هستیم، تو را شناختم.
چون:
مثل کنه به من نچسبیدی، پس مزاحم یا گدا نیستی !
از آب و هوا شکایت نکردی، پس احمق نیستی !
به من حمله نکردی، پس راهزن نیستی !
به من حتی سلام نکردی، پس شخص محترمی نیستی !
از من نپرسیدی داخل کیفم چه دارم، پس فضول هم نیستی !
حالا که نه مزاحمی، نه احمق، نه راهزن،
نه محترم، نه فضول پس آدمیزاد نیستی !
هیچ کس نیستی ! پس خود شیطانی !"
شیطان با شنیدن این حرفها کلاه ازسر برداشت و کله اش را خاراند.
مرد با دست به پاهایش زد و گفت:
"خوبه! تازه، شاخ هم که داری!"


حاجیان باز آمدند



حاجیان آمدند با تعظیم                              
شاکر از رحمتِ خدایِ رحیم
جَسته از محنت و بلایِ حجاز                   
رَسته از دوزخ و عذابِ الیم
آمده سویِ مکّه از عرفات                       
زده لبّیکِ عُمره از تنعیم
یافته حجّ و کرده عمره تمام                    
بازگشته به سویِ خانه سلیم
من شدم ساعتی به استقبال                
پای کردم برون ز حدِّ گلیم
مر مرا در میانِ قافله بود                        
دوستی مخلص و عزیز و کریم
گفتم او را «بگو که چون رَستی              
زین سفر کردنِ به رنج و به بیم؟
تا ز تو بازمانده ام جاوید                        
فکرتم را ندامت است ندیم
شاد گشتم بدان که کردی حج               
چون تو کس نیست اندرین اقلیم
بازگو تا چگونه داشته ای                      
حرمتِ آن بزرگوار حریم
چون همی خواستی گرفت اِحرام           
چه نیت کردی اندر آن تحریم؟
جمله بر خود حرام کرده بُدی                 
هر چه مادونِ کردگارِ قدیم؟
گفت«نی»گفتمش «زدی لبّیک              
از سرِ علم و از سرِ تعظیم
می شنیدی ندایِ حقّ و جواب              
باز دادی چنانکه داد کلیم؟
 گفت«نی»گفتمش « چو در عرفات         
ایستادیّ و یافتی تقدیم
 عارفِ حق شدیّ و منکرِ خویش             
به تو از معرفت رسید نسیم؟
گفت«نی» گفتمش «چو می گُشتی      
گوسفند از پیِ یسیر و یتیم
قربِ خود دیدی اوّل و کردی                    
قتل و قربانِ نفسِ شومِ لئیم؟
گفت«نی» گفتمش « چو می رفتی        
در حرم همچو اهلِ کهف و رقیم
ایمن از شرِّ نفسِ خود بودی                   
وز غمِ فُرقت و عذابِ جحیم؟
گفت«نی» گفتمش« چو سنگِ جِمار       
همی انداختی به دیوِ رجیم
از خود انداختی برون یکسر                    
همه عادات و فعل هایِ ذمیم؟
گفت«نی» گفتمش چو گشتی تو            
مطّلع بر مقامِ ابراهیم
کردی از صدق و اعتقاد و یقین                 
خویشیِ خویش را به حق تسلیم؟
گفت«نی» گفتمش به وقتِ طواف            
که دویدی به هَروَله چو ظَلیم
از طوافِ همه ملایکتان                           
یاد کردی به گِردِ عرشِ عظیم؟
گفت«نی» گفتمش چو کردی سعی         
از صفا سویِ مروه بر تقسیم
دیدی اندر صفایِ خود کونین                    
شد دلت فارغ از جحیم و نعیم؟
گفت«نی» گفتمش چو گشتی باز           
مانده از هجرِ کعبه بر دل ریم
کردی آنجا به گور مر خود را                     
همچنانی کنون که گشتی رمیم؟
گفت: از این باب هر چه گفتی تو             
من ندانسته ام صحیح وسقیم
گفتم ای دوست پس نکردی حج              
نشدی در مقامِ محو مقیم
رفته‌ای مکّه دیده آمده باز                       
محنتِ بادیه خریده به سیم
گر تو خواهی که حج کنی پس ازین          
این چنین کن که کردمت تعلیم

"ناصرخسرو قبادیانی"

ناصر خسرو به استقبال دوستی که از حج برگشته می رود و از او می پرسد تا بداند حج را چگونه به جای آورده است و به چه طریق و با چه نیتی اعمالش را انجام داده است. از احرام و طواف و رمی جمرات و وقوف بر عرفات و قربانی می پرسد. حاجی اما فقط گوش می دهد و سر تکان می دهد که نه. آخر هم ناصر خسرو تاسف می خورد به حالش و می گوید تو فقط رفته ای مکه را دیده ای و آمده ای. رنج سفر را به تن خریده ای و حجی به جای نیاورده ای.

به کعبه گفتم: تو از خاکی منم از خاک
 چرا باید به دور تو بگردم؟
نـدا آمد: تو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم
کعبه ی آمال در درون ماست ...
هم او که عیسی ناصری گفت از نفس به شما نزدیک تر است و جبرییل در وحی آیه ای خواند بر محمد که از رگ گردن به شما نزدیکترم...
گاهی با یک بسم الله الرحمن الرحیم به ملکوت اعلی میشود رفت اگر از دل بر آید ...

ای قوم به حج رفته، کجایید؟کجایید؟
معشوق همین جاست، بیایید! بیایید!
معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
گر صورتِ بی صورت معشوق ببینید
هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمایید
صد بار ازین راه بدان خانه برفتید
یک بار ازین خانه بر این بام برآیید
گر قصد شما دیدن آن خانه ی جان است
اول رخ آیینه به صیقل بزدایید
احرام چو بستید،از آن خانه برستید
از خرقه ی ناموس به کلی بدرآیید
آن خانه لطیفست، نشان هاش مگویید
از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید
کو دسته ای از گل؟ اگر آن باغ بدیدید
کو گوهری از جان؟ اگر از بحر جدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
روبند گشایید ز سرپرده ی اسرار
پس خویش بدانید که سلطان،نه گدایید
گنجید نهان گشته در این توده ی پر خاک
چون قرص قمر زابر سیه باز برآیید
سلطان جهان مفخر تبریز نماید
اشکال عجائب که شما روح فزایید
از پرتو رویش دو جهان نور بیابد
تصویر عجائب به چه شیوه بنمایید؟

"مولانا"

وقتی ابوسعید ابوالخیر با مریدانش در راه سفر حج نزد  ابوالحسن خرقانی رفت این شیخ بود که بوسعید را از حج بازداشت و گفت:ای بوسعید چرا چنان نباشی که کعبه به زیارت تو آید.
گفت:این مرتبه تو را سزاوار است.
گفت:با ما امشب خلوت ساز
در موافقت به مسجد بنشستند
کعبه بر زَبَر سر ایشان طواف کرد.
بوسعید حلقة در"کعبه" گرفت و دعا گفت
و شیخ می گفت
اعوذبا الله من مکر الله  اعوذبالله من وسواس الشیطان...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

هم دعا از تو اجابت هم زتو



ای خدا ای فضل تـو حـاجــت روا          
با تو یاد هیـــچ کــس نبــود روا
این قدر ارشــاد تو بــخـشیـده‌ای          
تا بدین بس عیب ما پوشیده‌ای
قطره دانش که بخشیدی ز پـیش        
متصل گردان به دریاهای خویش
قـطره‌ای علمسـت اندر جـان من         
وارهـانـش از هـوا وز خـاک تـــن     

"مثنوی: دفتر اول"

باد ما و بود ما از داد تـوســت            
هستی ما جمله از ایجاد تـوسـت
لذت هستی نمودی نیست را            
عاشق خود کرده بودی نیسـت را
لـــذت انــعام خود را وامــگیــر             
نقل و باده و جام خـود را وامــگیر
منــگــر اندر ما مـکن در ما نظر            
انـدر اکــرام و سـخای خـود نــگـر

"مثنوی: دفتر اول"

تــو بــزن  یــا ربّــنــا   آب طــهــور          
تا شود این نار عالم جمــله نور
آب دریا جمـله در فــرمـان تـوسـت         
آب و آتش ای خداوند آن توست
گر تو خواهی آتش آب خوش شود         
ور نخواهی آب هم آتش شــود
این طلب در ما هم از ایجـاد تست         
رستن از بیداد یا رب داد تـست
بی‌طلب تو ایــن طلـب‌مان داده‌ای         
بی‌شمار و حـد عطـاها داده‌ای

"مثنوی: دفتر اول"

هم دعـا از تـو اجابت هـم ز تو            
ایمــنی از تــو مـهـابـت هم ز تو
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن           
مصلحی تو ای تو سلطان سخن
کیمیا داری که تبـدیلــش کنی           
گر که جوی خون بُوَد نیلش کنی
این‌چنین میناگری‌ها کار تست           
این‌چنین اکسیرها اســرار تست

"مثنوی: دفتر دوم"

یا رب این بخشش نه حدّ‌ کار ماست         
لطف تو لطف خفی را خود سـزاست
دســت‌گیــر از دسـت ما ما را  بـخـر          
پــرده را بــردار و  پـــرده‌ی  مــا مــدر
باز خــر ما را از ایــن نــفــس پــلــیـد          
کــاردش تــا استــخوان مـا رســیــد
ما ز خود سوی تـو گــردانــیــم سـر           
چـون تــویـی از مـا بـه مــا نـزدیـک‌تر
این دعا هم بخشش و تعلیم تـست          
گر نه در گلخن گلستان از چه رُست

"مثنوی: دفتر دوم"

از چو ما بیچارگان این بند سخت           
کی گشاید ای شه بی‌تاج و تخت
این چنین قفل گــران را ای ودود            
که تواند جز که فـضل تــو گــشود

"مثنوی: دفتر دوم"

ما ز حرص و آز خود را سوختیم             
وین دعا را هـم ز تــو آمــوختیم
حرمت آن که دعـا آمـــوخــتــی             
در چنین ظلمت چراغ افروختی

"مثنوی: دفتر سوم"

ای خــدای بـی‌نــظــیـر ایـثـار کـن            
گوش را چون حلقه دادی زین سخن
گوش ما گیر و بدان مجلس کشان           
کز رحیقت می‌خورند آن سرخوشان
چون به ما بـویی رسانیـدی از این           
سر مبنــد آن مشـک را ای ربّ دیــن
از تـو نـوشــند ار ذکــورنــد ار اُنـاث           
بی‌دریغــی در عطا، یا مُــســتــغاث
ای دعا ناگـفـتـه از تو مـسـتـجـاب            
داده دل را هر دمــی صـد فتــح باب

"مثنوی: دفتر پنجم"

ای دهــنــده‌ی عقــل‌هـا فـریادرس          
تا نخواهی تو نخواهد هیچ کس
هم طلب از توست هـم آن نیکـویی         
ما کیــیم اول تویی آخــر تــویی
هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش          
ما همه لاشیم با چندین تلـاش

"مثنوی: دفتر ششم"

چون دعامان امر کردی ای عجاب          
این دعای خویش را کن مستجاب

"مثنوی: دفتر ششم"


 

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

زندگی شیرین

درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده می شود .

پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟

از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و…

حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است:

با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

یک نفر پشت سرت هست

آماده است تا که کمی پای تو لغزش گیرد …

و اگر قرار شود که بیفتی به روی زمین ، آنجاست که نگهت خواهد داشت …

همیشه از سایه هم نزدیکتر به تو !

نور هم که قطع شود ، حضورش پر رنگتر خواهد شد !

چه خدای خوبی داریم ....

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


کسی که به نیک گزینى خدا مطمئن باشد،جز آنچه را که خدا برایش گزیده،آرزو نمی کند 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



یک نگاه به نامحرم
می تواند سالها عبادتت را بسوزاند
ویک نگاه نکردن می تواند برتر از سالها عبادت باشد
فقط یک نگاه را بر گردان!
چشمت را ببند!
باخدا معامله کن!
چکهای خدا سر وقت پاس میشود.....


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



کاش دل ها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب میشدند....!!


ای پیامبر به بندگانم بگو،اگر دعای شما نبود پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی کرد...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن...

بیش از همیشه دلتنگم...

به اندازه ی تمام روزهای نبودنم...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


خدای خوبی داریم . . .

آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ،

اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد . . .

و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد . . .

آری خدای خوبی داریم ...

خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد ،

با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛

ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد . . .

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



پروردگارا تو تکراری ترین “حضور” روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام !



.... ..................
مردم می گویند، ” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”

اما باید اینگونه باشد، ” خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”

هیچکس کامل نیست 


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

پرتوی از نور خورشید چند روزی مهمان تاریکخانه قلبم بود. با خودش باران را به این شهر نفرین شده آورد. فانوس در دست آمد و شعله ای بر دیوار دلم آویخت و رفت. و حالا، من هستم و خالقــم و چه زیباست لمس خــدا .


خدایا این دستهای منه

همونی که همیشه بطرفت درازه

و این هم سری که جلوی همه خم شده

ولی افسوس از یکبار طاعتِ با صداقت برای اطاعت

خدایا … این منم … اشرف مخلوقاتت … جانشین تو بر روی زمین …

همونی که وقتی منو آفریدی خودت رو احسن الخالقین نامیدی

خدایا من دارم به خودم می بازم

خدایا دستم رو بگیر

دست کسی رو که

امیدی به طاعت ناچیز و ریایی خودش نداره … 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


ای خدای من

ای آفریدگار من

ای همه ی هستیم

بر من این نعمت را ارزانی دار که:

بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن

بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن

بیشتر پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

زیرا در بخشیدن است که می یابیم

و در عفو کردن است که بخشیده می شویم

و در مردن است که حیات جاوید می یابیم

******************************************

عشق فقط خدا




  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.

روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل


به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت.

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود


که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

فرعون پرسید کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد.

شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.

سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!

بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم

آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده


نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟

شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


من خدا را در نگاه آنانی دیدم که، خود نیاز محبت بودند، ولی بازهم محبت می کردند…

من و خداوند هر روز فراموش میکنیم
من لطف بی انتهای او را
و او خطاها و گناهان من را

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

خدایا ...
اگر گاهی دلتنگش میشوم و در خودم فرو میروم ب معنی فراموش کردن تو نیست...
من چیزی نمیگویم تا دلتنگی هایم گلایه ای نباشد در برابرت....
عظمت تنهایی و بزرگیت بیشتر از ان است ک در گیر تنها بودن من شوی...
خدایا... یادت بودن چ زیباست...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

روزی می رسد که فقط تو میمانی و او...
و همان لحظه است که میفهمی
از اولش هم باید فقط او را دوست میداشتی و بــس .... !


تو اوج خستگیهات..
تو اوج دلتنگیهات..
تو اوج تموم مشکلات..
اونجا ک رسیدی ته خط ...
سرتو بگیر بالا ، چشماتو ببند ، ی نفس عمیق بکشو از ته قلبت بگو :
"خدایـــــــا شکــــــــرت"
(معجزه میکنه!!)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


Where there is love, there is God also.
ترجمه:
جایی که عشق هست خدا هم هست.


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم

بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم

با وجودی که به حکم تو دلم زخمی شد

شاکی از آن که مرا دوست نداری نشدم

ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد

من که ویران تر از آن ابر بهاری نشدم

ای خدا غصه نخور باز همین می مانم

من زمین خورده از این ضربه کاری نشدم

هر کسی خواست مرا از تو جدا سازد دید

هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم



دلــگیـــر مباش ...

دلت کہ گیـر باشد ...

رهـــــا نمے شوی...

خـداونـــــــــــــــد بنده گــان ِ خود را ...

با آنچہ بہ آن « دل » بســته اند مے آزمــاید...!

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

دلت که شکست تازه حضور خدا در تو آغار می شه ...

دلت رو آب و جارو می کنه ...در حالی که تو از اون گله داری !

تیکه تیکه اش رو با حوصله کنار هم می چینه ...

اما تو همه نداشته هات رو به گردنش میندازی!

متهمش می کنی به سنگدلی ..به رنجوندن آدمها ...

به اینکه انگار نمی شنوه صداتو...

و اون چه صبورانه چینی دلت رو بند می زند . . . !

خودش می یاد جای همه چیز و همه کس رو می گیره . . .

چه آرامشی داره دل شکسته ای که همصحبتش خداست ...دنیات زیبا می شه..

یادش که می کنی قلبت آرام می گیره ! حالا به راستی ..

باید از او که دلت رو شکسته گله کرد یا تشکر ؟؟...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
صبوری را خوب به من آموختی...خدای مهربانم...

و هرچه که از سوی توست ای مهربان من ! ... می دانم که خوب است....

چون تو می خواهی من را و روح و جانم را تعالی بخشی....

و من به هر آنچه که تو برای من می خواهی آری می گویم و از صمیم قلب پذیرا هستم...

چون ایمان دارم.. و یقینی بس ژرف..که تو همیشه بهترین ها و ناب ترین ها را به من هدیه کرده ای...

سپاس تو را ای مهربانترین مهربانان و ای قدرتمند متعال .

خدای مهربان و قدرتمندم !

لحظه لحظه ی زندگی ام را با حضورت سرشار از خوشبختی و

آرامش و شادی قلبی کن ای تنها پناه و ای تنها تکیه گاه زمین و آسمان من !

حسبی الله ... توکلت علی الله ...

و الله خیر الحافظین .



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

ساده که باشی همه چیز خوب می شود... خودت... غمت... مشکلت... غصه ات...
هوای شهرت... آدمهای اطرافت... حتی دشمنت...
یک آدم ساده که باشی برایت فرقی نمی کند که تجمل چیست
که قیمت تویوتا لندکروز چند است
فلان بنز آخرین مدل چند ایربگ دارد
مهم نیست نیاوران کجاست
شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه... کدام حوالی اند
رستواران چینی ها

گرانترین غذایش چیست

ساده که باشی... همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بروی جدولهای کنار خیابان راه می روی

زیر باران دهانت را باز میکنی و قطره قطره می نوشی...


آدم برفی که درست می کنی

شال گردنت را به او می بخشی

ساده که باشی

همین که بدانی سنگک و لواش

همین که بدانی بربری و لواش چند است
کفایت میکند
نیازی به غذای چینی نیست
آبگوشت هم خوب است

ساده که باشی...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰


شهید چمران
از خدا پروا کنید؛
تا پَر وا کنید ...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

تنها که شدی

بیندیش:

آغوش خدا هنوز هم باز است!

تنها برای "تو"...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

نردبان دلم شکسته است،
می شود برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه می دهد به جای من خدا خدا خدا کنی؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه، خسته و شکسته است...
می شود برای بی قراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا کنی؟



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

هم چون هوایی که تنفس میکنیم ،
عشق خدا هم در اطراف ما در حال گردش است ...

با لمس هر آنچه روی زمین است ،
خدا را احساس میکنم ...

در زیبایی دانه های برف که آرام بر زمین فرود می آید ،
می توان عمق خلاقیت دستان خدا را دید ...

پیش از هر چیز بر دانش خدا اعتماد کن ،
تا عظیم ترین ثروت جهان یعنی "خوشبختی" را به دست آوری ...

پروردگار سوگند به حمایت از ما خورده ،
پس در هر درد و رنج "پـنـاهـگـاهِ" ماست ...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


هنگام غروب بود و یک مرد تنها در جنگل نشسته بود و عمیقا در فکر فرو رفته بود. همه ی حیوانات به او نزدیک شدند و گفتند:"ما دوست نداریم تورا غمگین ببینیم. هر چیزی که می خواهی از ما بخواه، به آن می رسی." مرد گفت :" می خواهم دید خوبی داشته باشم. " کرکس جواب داد :" می توانی دید مرا داشته باشی ." مرد گفت :" می خواهم قوی باشم ." پلنگ گفت :" مثل من قوی خواهی شد." بعد مرد گفت:" دوست دارم راز های زمین را بدانم." مار بزرگ جواب داد:" من آنها را به تو نشان خواهم داد."

و همینطور تا آخرین حیوان ادامه پیدا کرد. وقتی که مرد تمامی هدایایی را که می توانست از آنها بگیرد ، بدست آورد ، آنجا را ترک کرد. بعد جغد به سایر حیوانات گفت:" حالا دیگر آن مرد بیشتر می داند و قادر است کار های زیادی کند."آهوی کوهی گفت:" آن مرد هر آنچه که نیاز دارد، به دست آورد. حال دیگر غم و اندوه او متوقّف خواهد شد." اما جغد جواب داد :" نه! من حفره ای در آن مرد دیدم. طوری عمیق که مثل گرسنگی ، هیچگاه سیر نمی شود. این چیزی است که باعث ناراحتی او می شود و باعث می شود او بازهم بخواهد. او آنقدر به کار گرفتن ادامه می دهد نا اینکه یک روز دنیا خواهد گفت :" من دیگر بیشتر از این نیستم و چیزی برای دادن ندارم."

حالا بیاین یکم فکر کنیم بچه ها! واقعا چی بخوایم ؟ چی بخوایم که ارزشش رو داشته باشه؟ از کی بخوایم ؟ چطوری بخوایم؟؟

من دوس ندارم که راجب طرز فکر دیگران نظر بدم ولی یچیزی همیشه وجود داشته که به خواسته هام جهت داده:

همیشه آنان که از خدا درخواست و حاجتی دارند و از او همیشه چیزی می خواهند بسیارند ولی آنان که خود خدا را می خواهند، نایابند و اندک. یادمان باشد ، فقط از خدا بخواهیم و از خدا ، فقط خدا را بخواهیم. زیرا از خدا غیر از خدا را خواستن ، کم خواستن است....

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

این رو قبول دارین:

آنچه ما با خود کردیم هیچ نابینا نکرد /// در میان خانه گم کردیم«صاحب خانه»را

الهی تو بخشنده ترین و زیباترینی ، گوهر اشک میخری

دل شکسته میخواهی ، و عمل بی ریا میپذیری .

ما را از گناه سبکبار کن ، و دیدگانمان را اشکبار و قلبمان را به عشق خودت گرفتار . . .

آمین



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

خدایا ...

در آوای سنگین سکوت امشب ،
در دست افشانی رویا در ظرافت یک متن ،
در راز ناشناختهی زیستن ؛
تو را عاشقانه میخواهم ...

در پوچی یک توهم در اوج وصال ،
در سودای محکومانهی عشقی ،
در رویای مشکوکانهی وصلی ؛
تو را مجنونوار میکاوم ....

در پژواک اندیشههایم ،
در سایهی آرزوهایم ،
و در اوج فاصلهای میان کام و دل ؛
تو را میخواهم ...

در سادگی یک غزل ،
در شور یک عشق ،
در وجد عارفانهی یک نیایش ،
در تبلور یک رویا ؛
تو را میخواهم ...

مرا در بیکسی امشب ،
در غربت لحظه لحظه ی تنهاییم ،
دریاب ...

مرا در دریای بیکران زندگی ،
و در ویرانههای وجودی خسته ،
دریاب ...

در بیصدا گریستنهایم ،
در عجزم از این غربت ،
مرا درک کن ...

بار خدایا !

با وجود مهربان و گرمت ،
تار و پود فرسودهی وجودم را از بین ببر ؛

با وجود نورانی خویش ،
پرده پردهی تاریکیام را نابود کن ؛

از تو میخواهم برفراز دریای وجودت ،
افکار شناور مرا به اهتزاز درآوری ؛

از تو میخواهم در حجم تاریکی و هجوم غربت امشب ،
در سردی وجودم ،
مرا حامی باشی ...

آمین یا رب العالمین .


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
چه تلاش بیفایده ای ...؛
خودش رو از قرصهای آرامبخش پر کرده بود ،
اونکه قلبش رو از یاد خدا خالی کرده بود ...





 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
گاهی آنقدر واقعیت داری که پیشانی ام به یک تکه ابر سجده می برد


به یک درخت خیره می شوم،


از سنگها توقع دارم مهربانی را


باران بر کتفم می بارد،


دستهایم هوا را در آغوش می گیرد،


شادی پایین تر از این مرتبه است که بگویم چقدر...


گاهی آنقدر واقعیت داری که من صدای فرو ریختن شانه های سنگی شیطان را می شنوم!


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

کمی آهسته تر...

گوئی صدائی به گوش میرسد!

ای مستان هلهله نکنید و پای بر زمین مکوبید!

تا بشنوم این صدای کیست؟!

به گمانم آشناست...

آه رها سازید این تار و تنبک را ای بیخبران

میخواهم ببینم چه کسی مرا صدا میزند!

ای گوشهای من کرشوید از این مجلس لهو و لعب

ای چشمانم کور شوید از اینهمه رقاصی و دلدادگی

ای قلب رنجورم ببند دروازه های خود را

راه مده کاروانیان سر از پا گناهکار را!

آهسته تر...!

شما را به خدای بزرگ قسم کمی مراعات کنید

یک نفر مرا صدا میزند واز من کمک میخواهد

چرا نمیشناسمش در این هیاهوی بازار؟!

چرا به ذهنم خطور نمی کند کیست این آشنای گمنام؟!

کمی آهسته تر...!

کمی آهسته تر...!

چه دیر آهسته شدید ای گرگان به ظاهر انسان نما!

و چه زود خاموش شد فریاد کمک خواهی...

حال پای بکوبید!

نی بر دهان برید و آنچه را میخواهید بنوازید!

و رقاصی کنید

امشب شب بزم است و شراب

شب مستی است و خماری

بگذارید تا من هم همصدا با شما بخوانم و قهقهه بزنم بر این دنیای وانفسا!

باشد ببالد بر خود زمین که ما شادیم از وجودش

ساقی بده جام شرابم را...!

بیاور آن جاز و رقاصه هایت را

بگذار امشب دگر تکرار نشود.

پر کن کاسه طلائمان را از شراب تلخ سرخ رنگت

تا جام بهم زنیم و به یاد مستبازان با هم می نوشیم

صبر کنید...

لحظه ای درنگ کنید...!

گوئی اتفاقی بر اهل زمین افتاده ست که در من اینچنین دلشوره غوغا میکند.

بیاورید پائین این جامهای پر از شرابتان را

مستی از سرم پرید

چه شده امشب؟!

مرا چه میشود؟! این چه بوئی است؟!

چه عطر آشنائی!

بین اینهمه دود و خماری و شراب!

اجازه ورود دهید قاصدانمان را تا برایمان خبر آورند که چه بر سر روزگار آمده؟!


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



خــــ♥ـــدایــا !
فقـط گیــرِ یکــ "لایکــــ♥" تــو مـانـده ام!
تـو کــه مــرا بپسنـدی ،
دیگـر چـه باکــــ از پیلـه هـای روزگــار . .


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند و خدا را نمی شناسند

بواسطه آشنایی با تو ، با خدا آشنا شوند . . .


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
خدا مرحم تمام دردهاست
هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد
خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد . . .

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


خدایا ساعت ۳صبح چشامم خیس خیس پر از توام ، به تهیدستی ام نگاه نکن !
مگو که هیچ نداری …
ببین تو را دارم !؟!......
.

دوست دارم از شرم تا قیامت اشک بریزم و بنالم

نفرین بفرستم بر وجودی که

با وجود دیدن این همه زیبایی

باز به سوی نیستی پیش می رود.

.

خدایا از من بگذر

تو را به هر چه دوست داری

به قلب عاشقان با صفایت

مرا به حال خود وامگذار!

الهی دستم را بگیر!

محکم تر از همیشه

اگر این بار دستم را از تو جدا کردم همان لحظه جانم را بستان.

تا باز شرمسار نگردم.




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

عشق فقط خدا



  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

دنیا جز بازیچه کودکانه ای بیش نیست،،سوره حدید آیه 20
یادتونه بچه بودیم بازی خونه بازی مهمون یه دری بود مثلا یه جای مهمونی و یه استکان کوچک اسباب بازی و چند تا وسیله پذیرایی و گفتگوی خیالی که خوش اومدین و چه خبر
یهو مادر صدا میزد بچه ها بیاین ناهار حاضره یهو همشو جمع میکردیم انگار از اول هیچی نبود منظور خدا از ذات دنیا این بازیچه هستش
وقتی سرگرمیم یهو چشم باز میکنیم او وه 70 سالمونه وقت رفتن
انگار هیچ چیزی از اول نبود و دیر یا زود باید جمع کنیم و بریم،،،حالا خودتون قضاوت کنید این بازیچه کودکانه میارزه به رفتار اینروزای آدما؟


با احترام---مدیر وبلاگ

************************************************


عالم مجازی هم محضر خداست
یادت باشد خدا یک کاربر همیشه آنلاین اینجاست
تک تک کلیک هایت را می بیند
حواست را جمع کن
شرمنده اش نشوی



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

دیشب با خدا دعوایم شد،باهم قهر کردیم...


فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد....


رفتم گوشه ای نشستم و چند قطره اشک ریختم


و خوابم برد...


صبح که بیدار شدم مادرم گفت نمیدانی از دیشب


تا صبح چه بارانی می امد...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
پشتش سنگین بود و جادههای دنیا طولانی. میدانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. سنگپشت، ناراضی و نگران بود. پرندهای درآسمان پر زد، سبک؛ و سنگپشت رو به خدا کرد و گفت: این عدل نیست، این عدل نیست. کاش پُشتم را این همه سنگین نمیکردی.

من هیچگاه نمیرسم. هیچگاه. و در لاک سنگی خود خزید، به نیت نا امیدی.
خدا سنگپشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کُرهای کوچک بود.
 و گفت: نگاه کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمیرسد. چون رسیدنی در کار نیست. فقط رفتن است.
حتی اگر اندکی. و هر بار که میروی، رسیدهای. و باور کن آنچه بر دوش توست، تنها لاکی سنگی نیست، تو پارهای از هستی را بر دوش میکشی.

خدا سنگپشت را بر زمین گذاشت. دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راهها چندان دور.
سنگپشت به راه افتاد و گفت: رفتن، حتی اگر اندکی...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
سلامتی اون...

اونیکه یک نفر رو دوست داره فقط
با هر سیمکارت!!!
.
.
فقط خداست که همه رو با یه خط دوست داره...
خط مستقیم 24434!

کو اون روحی که از خود به بنده هایت دمیده ای؟؟؟
نم کشیدن
آفتاب کن هوا را شاید بشود ساخت قالبی شبیه انسان ...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
سه چیز را با احتیاط بردار:قدم،قلم، قسم!
سه چیز را پاک نگه دار:جسم،لباس،خیال
از سه چیز را به کار گیر:عقل،همت، صبر!
از سه چیز خود را دورنگهدار:افسوس، فریاد، نفرین!
سه چیز را آلوده نکن:قلب، زبان، چشم!
اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن:
خدا، مرگ و دوست.




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
مردم اغلب،بی انصاف،بی منطق وخودمحورند ولی آنان راببخش.....

اگر مهربان باشی تورابه داشتن انگیزه های پنهان متهم می کند ولی مهربان باش .....

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش . . .

نیکی های امروزت را فراموش می کنند ولی نیکو کار باش

بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد

ودرنهایت می بینی که هرآنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم . . .

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
کوچه ها و مغازه ها را بلد شدم.


رنگهای چراغ قرمز را ...


حتی جدول ضرب را.


و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم


اما گاهی میان آدم ها گم میشوم


خدایا...


آدمها را بلد نیستم.!


گاهی وقتا دوست دارم برم در خونه خدا!!

زنگ خونشو بزنم!!
بگم:
خداجون.. توکه میدونی صلاح من همونیه که تو تقدیرمه.

پس چرا باید ذهنم درگیر خواسته هایی بشه که تو تقدیرم نیست؟ !؟


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد.

می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد.

هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت.

هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.

اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم! وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم.

چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم.

من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.

می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواهد بسازم

نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد

و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم.

اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است.

با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی،

اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم.

خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست.

در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد ومرا پذیرفت.

نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم.

 گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم.

خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم.

گفتم: خدایا عشقت را بپذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم.

سپس بی آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم.

اوایل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد.

از درون خوشحال نبودم.

نمی شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم.

از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم.

با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی در خواست نکنم

بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم.

پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم.

در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از

رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم.

عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند

 و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند.

اما عده ای دیگر که جز سنگ های طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهره ای ببرند.

 در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند.

همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم.

آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم.

هر چه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم.

من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم:

خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند. انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم.

خدا گفت: تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی.

از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند.

گفتم: مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و سزاوار این تنبیه هستم.

اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم.

دیگر تو را فراموش نخواهم کرد.

خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد.

 نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم

و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد.

گفتم: خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم.

خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم.

گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم.

گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود.

آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آنی می رسی

 و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی.

 چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی زیرا تو و من یکی می شویم.

 بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم.

اگر عشقم را بپذیری می شوی نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز.



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما گفته بودند و گفته باشند و خواهند گفت !!!

زندگی انشایی است که تنها باید خود بنگاریم ؛


باشد که موضوع انشای زندگیت "خدا" ،

مقدمه اش "عشق او" ،


و انتهایش "نگاه او" باشد ...


آمیــــــــــــــــــــــ ــــــــــن

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


خدایا...

آسمان چه مزه ایست؟!

من،

تا به حال فقط زمین خورده ام!

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


دستهای خالی ام رو بگیر...میدونم که بنده ی


خوبی نبودم اما شک ندارم که خدای خوبی هستی...

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

کاش می شــــد " فقــــط " ، تو را داشته باشــــم....

خدا هـــــی بپرسد : خوب ، دیگر چه ؟؟!

من بگویـــم : هیچ ، هـــــمین کافیـــــــــست!!!
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

هر کس گمشده ای دارد ،

و خدا گمشده ای داشت .

هر کسی دو تاست ،

و خدا یکی بود .

و یکی چگونه می توانست باشد ؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست ،

و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .

" در آغاز هیچ نبود ، کلمه ای بود و آن کلمه خدا بود "

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
از بزرگی پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا کردی؟

فرمود چهار اصل ....

دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم

دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم

دانستم که پایان کارم مرگ است پس محیا شدم .


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
روی پـــــرده کعــبه این آیه حک شده اســت :
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
و مـــن . . .
هنــــوز و تا همیشــه
به همین یک آیــه دلخــوشــــم
” بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم ! “





نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه

دارم نزدیکتر میشم ؛ یکم تا آسمون راهه

به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن ازون بالا
من این آرامشه محضو ؛ به تو مدیونم این روزا

تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده ؛ به آغوشه تو برگردم

تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هامو میشناسی
نمیخوام چترِ دنیارو ؛ که تو بارونِ احساسی

خدایا دوستت دارم ؛ واسه هرچی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که ؛ ازم حالم رو پرسیدی

بازم چشمامو می بندم ؛ که خوبی هاتو بشمارم
نمیتونم ! فقط میگم : خدایا دوستت دارم . . .

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

راهکار برای حضور قلب در نماز,راه حلی بیان کنید (ذکر ، دعا….) که در نماز مخصوصا” نافله شب حواسمان پرت


نشود. هرچه تلاش میکنم حواسم به مسائل و مشکلات دور و برم مشغول میشود … چه کنم ؟

 

اوّلا: برای تحصیل حضور قلب ممارست و تمرین کنید و شرائطی که برای حضور قلب مؤثر است را رعایت نمایید تا


به تدریج این حالت برای شما حاصل گردد. ثانیا: برای تحصیل حضور قلب در نماز، به این نکات توجه فرمایید:

 

1ـ باید چنان معرفتی بدست آورید که دنیا را در نظرتان کوچک و خدا را در نظرتان بزرگ کند ، تا هیچ کار دنیوی


نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود ، نظرتان را به خود جلب و از خدا منصرف سازد

 

2. توجه به کارهای پراکنده و مختلف ، معمولاً مانع تمرکز حواس است و هر قدر انسان توفیق پیدا کند که مشغله های


مشوّش و پراکنده را کم کند ، به حضور قلب خود در نماز و سایر عبادات کمک کرده است .

 

3ـ انتخاب مکان و محل نماز و سایر عبادات نیز در این امر مؤثر است و لذا نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایی


که ذهن انسان را به خود مشغول می سازد ، مکروه است .

 

4ـ پرهیز از گناه نیز عامل مؤثری است ، زیرا گناه قلب را از خدا دور می سازد و از حضور قلب می کاهد .

 

5ـ آشنایی به معنای نماز و فلسفه افعال و اذکار آن ، عامل مؤثری در حضور قلب است .

 

6ـ انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن ، چه در مقدمات و چه در اصل نماز ، توصیه می شود .

 

7ـ از همه اینها گذشته، عبادت هم مانند هر کار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار دارد و اگر مدتی به همین


شیوه عمل کنید ، کم کم تمرکز و حضور قلب در نماز برای شما حاصل می شود .

 

و اگر با روی هم گذاشتن چشمان در نماز ، حضور قلب بهتری پیدا می کنید ، مانعی ندارد ، تا زمانی که این حضور


قلب برای شما عادت شود .


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


افسران - لازم نیس شیطان شما را به یک سایت بد بکشاند همین که نمازتان دیر شود کافیست...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com



"نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان"

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد

 

که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام


( ضحی 1تا 3)


افسوس که هرکس را فرستادم تا به تو بگویم(دوستت دارم)

 

و راهی پیش پایت بگذارم او را به مسخره گرفتی.


(یس 30)


و از تمام پیامهایم روی برگرداندی


(انعام 4)


و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام


(انبیا 87)


و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری.


(یونس 24)


و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی

 

و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری


(حج 73)


پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند

 

و تمام وجودت لرزید گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم

 

ببینم که باورم میکنی اما به من شک داشتی .


( احزاب 10)


تا زمین با آن وسعت بر تو تنگ آمد

 

پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی

 

که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم

 

تا تو نیز به سوی من بازگردی،که من مهربانترینم در بازگشتن.


(توبه 118)    


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

که  گنه  بسی نکوتر ز غرور بی  گناهی


چو کسی به عذر خواهی نرود ز بیگناهی

به گنه خوشم که آورد مرا به عذر خواهی

چه غم ای گناهکاران زگناه ما که هرگز

گنهی  نمی شود  بیش ز رحمت  الهی

به گنه خوشیم وعذرش نه به زهد و نخوت آن

که  گنه  بسی نکوتر ز غرور بی  گناهی

دلی از تو چون شود شاد دل تو شاد گردد

نرسی  به خیر   الا ز طریق خیر  خواهی

دل خسته ای به دست آر اگرچه هست وحشی

که سبکتکین رسیده است از  آن به  پادشاهی

به کس ار پناه گشتی به خدای هر دو عالم

که خدا شود  پناهت به وقت بی  پناهی


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
به سلامتی اونایی که مخاطب خاصشون خداست

به سلامتی اونایی که شبا به خدا شب بخیر میگن

به سلامتی اونایی که صبح با یاد خدا از خواب بیدار میشن

به سلامتی اونایی که خدا همه دار و ندارشونه …


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
کیست آن پرده نشین کاینهمه افسانه از اوست...



خویش از او ، دوست از او ، دشمن و بیگانه از اوست...



به یکی داده خرد بر دگری داده جنون...



دانش عاقل از او ، غفلت دیوانه از اوست...


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
هـمـش کـــه نبایـد تــو روزای سختـــ یـاد خــدا کنــی کــه !!!!


گاهــی وقتــی همـه چــی مرتبـه


وقتــی همـه چــی آرومـه


وقتــی اونــایی کـه بایـد باشـن هستــــن


بایــــد ازش تشکـر کنــی


بایـــد داد بزنــی بگـــی :


خدایـا شـکرتــــــــ . . . !!!



 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
جاده ی موفقیت سر راست نیست
پیچی وجود دارد به نام شکست
دور برگردانی به نام سردر گمی
سرعت گیر هایی بنام دوستان
چراغ قرمز هایی بنام دشمنان
چراغ احتیاط هایی بنام خانواده
تایر های پنچری خواهید داشت به نام شغل
اما اگر یدکی بنام عزم داشته باشید
موتوری به نام استقامت
و راننده ای بنام(((( خدا))))
به جایی خواهید رسید که موفقیت نام دارد ...




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
عشق فقط خدا

  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

در یکی روز عجیب، مثل هر روزِ دگر،

خسته و کوفته از کار، شدم منزل خویش.

منزلم بی غوغا، همسر و فرزندان،

چند روزی است مسافر هستند، توی یک شهر غریب.

فرصتی عالی بود، بهرِ یک شکوۀ تاریخی پر درد از او ...
پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:
با شما هستم من!
خالق هستیِ این عالم و آن بالاها ...!

من چرا آمده ام روی زمین؟

شده ام بازیچه؟   
  
که شما حوصله تان سر نرود؟

بتوانید خدایی بکنید؟  

و شما ساخته اید این عالم،

با همه وسعت و ابعاد خودش،
 
تا به ما بنمایید،


قدرت و هبیت و نیروی عظیم خودتان؟؟؟

هیبتا،    

ما همگی ترسیدیم!  
      
به خداوندیتان،

تنمان می لرزد ...!

چون شنیدیم ز هر گوشه کنار،

که شما دوزخِ سختی دارید،...

آتشی سوزنده و عذابی ابدی!

و شنیدیم اگر ما شب و روز،  
 
زِ گناهان و زِ سرپیچی خود توبه کنیم،  
   
چشممان خون بارد و بساییم به خاکِ درتان پیشانی،

و به ما رحم کنید،
  
و شفاعت باشد و صد البته کمی هم اقبال،

حور و پردیس و پری هم دارید...


تازه غلمان هم هست،    

چون تنوع طلبی آزاد است!

من خودم می دانم که شما از سر عدل،

بخت و اقبال مرا قرعه زدید،

همه چیز از بخت است!     
  
شده ام من آدم،

اشرف مخلوقات،( راستی حیوانات، هرچه کردند ندارد کیفر؟)

داشتم خدمتتان می گفتم،    
  
قسمتم این بوده،

جنس من مرد شده !  

آمدم من دنیا،  
 
مرز سال دو هزار.

قرعه ام این کشور

و همین شهر و دیار،

پدرم این بوده،   

که به من گفت: پسر!

مذهبت این باشد! 

راه و رسم و روشت این باشد!

سرنوشتم این بود.

جنگ و تحریم و از این دست نِعَم ...!    

هرچه شد قرعۀ من این آمد!

راستی باز سؤالی دارم،       
 
بنده را عفو کنید.   

                     
توی آن قرعه کشی،    
     
ناظری حاضر بود؟

من جسارت کردم،

آب هم کز سر من بگذشته،

پاسخی نیست   
  
ولی می گویم:

من شنیدم که کسی این می گفت:

چشم تنها ز خودش بی خبر است. 

چشم را آینه ای می باید، تا خودش دریابد،

تا بفهمد که چه رنگی دارد،

تا تواند ز ِخودش لذّت کافی ببرد.

عجبا فهمیدم، شده ام آینه ای بهر تماشای شما!

به شما بر نخورد ...!

از تماشای قد و قامتتان سیر نگشتید هنوز؟

ظلم و جور ستم آینه را می بینید؟ 
               
شاید این آینه، معیوب و کج است،

خط خطی گشته و پُر گرد و غبار!

یا که شاید سر و ته آینه را می نگرید!

ور نه در ساحتتان، این همه زشتی و نازیبایی؟

کمی از عشق بگوییم با هم.

عرفا می گویند،

که تو چون عاشق من بوده ای از روز ازل، خلق نمودی بنده!

عجبا!   

عشق ما یک طرفه ست؟

به چه کس گویم من؟

می شود دست زِ من برداری؟     
    

بی خیالم بشوی؟

زورکی نیست که عاشق شدنِ ما برهم! 

من اگر عشق نخواهم چه کنم؟

بنده را آوردی، که شوم عاشق تو؟ 
   
که برایت بشوم والِه و حیران وخراب؟

مرحمت فرموده،

همۀ عشق و مِی و ساغر خود را تو زِ ما بیرون کش!

عذر من را بپذیر!   
   
این امانت بده مخلوق دگر!

می روم تا کپه ام بگذارم. 

صبح باید بروم بر سر کار، پی این بدبختی، پی یک لقمۀ نان!

به گمانم فردا، جلوۀ عشق تو را می بینم،

در نگاه غضب آلود رئیسم که چرا دیر شده ... !

خوش به حالت که غمی نیست تو را،

نه رئیسی داری،

نه خدایی عاشق،

نه کسی بالا دست!

تو و یک آینۀ بی انصاف!     
 
کج و کوله ست و پر از گرد و غبار.

وقت آن نیست کمی آینه را پاک کنی؟

خواب سنگین به سراغم آمد.  
    
کم کمک خواب مرا پوشانید.

نیمه شب شد و صدایی آمد،   

از دل خلوت شب، 

از درون خود من.

من خدایت هستم، 

هرچه را می خواهی، عاشقانه به تو تقدیم کنم.

تو خودت خواسته ای تا باشی!

به همان خندۀ شیرین تو سوگند که تو، 
 
     
       هرچه را می بینی،                
                         
ذهن خلاق خودت خلق نمود.

هرچه را خواسته ای آمده است. 
 
من فقط ناظر بازی توام.

منتظر تا که چه را  یا که،که را خلق کنی!

تو فقط یک لحظه و فقط یک لحظه،  
   
زِته دل، زِ درون،

خواهشی نا محسوس،

نه به فریاد بلند،

بلکه از عمق وجود،

زِ برای عدم خود بنما،

تو همان لحظه دگر نابودی،

به همان سادگیِ آمدنت.

خواهش بودن تو،

علت خلقِ همه عالم شد.

تو به اعماق وجودت بنِگر، 
    
زِ  چه رو آمده ای روی زمین؟

پیِ حس کردن و این تجربه ها .

حس این لحظۀ تو،

علّت بودن توست!

تو فقط لب تر کن،

مثل آن روز نخست،

هرچه را می خواهی،

چه وجود و چه عدم،

بهر تو خواهد بود.

در همان لحظۀ آن خواستنت.

و تو را یاد نباشد که چه با من گفتی؟   

دلبرم حرف قشنگت این بود:

شهر زائیده شدن این باشد، تا توانم که فلان کار کنم،

و در این خانه ره عشق نهان گشته و من می یابم.

پدرم آن آقا،

خلق و خویش، روشش، میراثش،

همه اش راه مرا می سازد.

بنده می خواهم از این راه از این شهر به منزل برسم.

همه را با وسواس تو خودت آوردی.

همه را خلق نمودی همه را.

تو از آن روز که خود خواسته پیدا گشتی،

من شدم عاشق تو.

دست من نیست، 

تورا می خواهم

به همین شکل و شمایل که خودت ساخته ای،

شرّ و بی حوصله و بازیگوش،     
 
مثل یک بچۀ پر جوش و خروش،

ناسزا گفتن تو باز مرا می خواند، 
      
که شوم عاشق تر،

هرچه معشوق به عاشق بزند حرف درشت،

رشتۀ عشق شود محکمتر ...!

دیر بازی ست به من سر نزدی!

نگرانت بودم،

تا که آمد امشب و مرا باز به آواز قشنگت خواندی!

و به آواز بلند،

رمز شب را گفتی:

" من چرا آمده ام روی زمین؟ "

باز هم یادم باش!      
 
مبر از یاد مرا

همه شب منتظر گرمیِ آغوش توام.

عشق بی حد و حساب من و تو بهر تو باد ...!

خواب من خواب نبود! 
    
پاسخی بود به بی مهری من،

پاسخ یک عاشق ...

به خداوند قسم،

من از آن شب،

دل خود باخته ام بهر رسیدن....


به عزیزم...

 به خدا


  • مرتضی زمانی
  • ۰
  • ۰

الهی بــی پنـاهــان را پنــاهـی

بسوی خسته حالان کن نگاهی

چه کم گـردد زسلطان گــر نوازد

گدایـــی را ز رحمت گاه گاهــی

مرا شرح پریشانـــی چه حاجت

کــه بر حال پریشانـم گواهـــــی

الهــی تکیـــه بر لطف تـو کـردم

که جز لطفت ندارم تکیه گاهـی

دل سرگشته ام را راهنمـا باش

که دل بی رهنما افتد به چاهی

نهــاده ســر بــه خـاک آشیـانت

گدایی، دردمنـدی ،عذر خواهـی

امید لطف و بخشش از تـو دارم

اسیری ،شرمساری ،روسیاهی

تهی دستی که با اشک ندامت

زپـا افتـــــــاده از بـار گنـــاهـــی

گرفتــــم دامن بخشنـــده ای را

که بخشد از کرم کوهی بکاهی

رحیمی،چاره سازی،بی نیــازی

کریمی،دلنـــوازی،دادخـــواهــی

خوشا آنکس که بندد با تو پیوند

خوشا آن دل که دارد با تو راهی

مـــران از آستــــــانت بینــــوا را

که دیگر در بساطم نیست آهی

مقام و عز و جاهت چون ستایم

کــــه برتر از مقام و عز و جاهی

فنـــا کــــی دولت ســرمد پذیرد

کــــه اقلیـــم بقـــا را پادشاهی

ز نخــــل رحمت بــــی انتهــایت

بیفکن ســایه بر روی گیــاهــی

به آب چشمه لطفت فرو شوی

اگر سرزد خطایی   اشتباهـی

مـران یارب زدر گاهت “رسا” را

پنـاه آورده سـویت بـی پناهــی


"شادروان دکتر قاسم رسا"

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

ای در درون جانم و جان از تو بی‌خبر


وز تو جهان پر است و جهان از تو بی‌خبر


چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان


در جان و در دلی، دل و جان از تو بی‌خبر


ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو


پیر از تو بی‌نشان و جوان از تو بی‌خبر


نقش تو در خیال و خیال از تو بی‌نصیب


نام تو بر زبان و زبان از تو بی‌خبر


از تو خبر به نام و نشان است خلق را


وآنگه همه به نام و نشان از تو بی‌خبر


جویندگان جوهر دریای کُنهِ تو


در وادی یقین و گمان از تو بی‌خبر


شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد


شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی‌خبر


عطار اگرچه نعره‌ی عشق تو می‌زند


هستند جمله نعره‌زنان از تو بی‌خبر


"عطار"



گر کسی وصف او ز من پرسد


بی‌دل از بی‌نشان چه گوید باز 
   


"سعدی"



در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز


هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد     



"حافظ"


نقل است که: روزی استاد ابوعلی دقّاق بر سر منبر می‌گفت: خدا، و خدا، وخدا کسی گفت:


خواجه، خدا چه بود؟گفت: نمی‌دانم. گفت: چون


نمی‌دانی چرا می‌گویی؟ گفت: این نگویم، چه کنم؟

"تذکرة الاولیا_عطار"


کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست

اینقدر هست که بانگ جرسی می‌آید   



"حافظ"


با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم

یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد   



"حافظ"

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com





  • مرتضی زمانی